Monday, Apr 6, 2026

صفحه نخست » اندر اوصاف کنگره نشینان و ...، م.سحر

M_Sahar_4.jpg
زآن کون گره کردهٔ تکثیر گراشان
گندی متصاعد شد و آلود هواشان
بیماریِ قُدرت طلبی شان به فنا داد
دردا که طبیبی نفرستاد دواشان
خود شیفتگانند که از فرطِ تَصلّب
از بندِ توَهّم نتوان کرد رهاشان
جویندهٔ جاه از رهِ بد نامی و ننگند
زینگونه بود بی ثمری راه گشاشان
در صنعتِ ایران شکنی کارشناسند
بی ریشه گی آمیخته با لوح و لواشان
از جمع ، گریزنده و با تفرقه همزاد
زینگونه به هر گوشه پراکنده قواشان
هم، زادهٔ این کشور و هم بی خبر از مِهر
گویی ، به وطن سبز نگشته ست گیا شان
تسلیم مرامند و فروشندهٔ ایران
جز در کفِ مسلک، ندهد رنگ، حناشان
پل ساخته اند از وطن خویش و ندانند
کاین بستر کجراهه رساند به کجاشان ؟
دیریست که از روسیه ایران شکنی ها
درج است در اندیشۀ روسیه گراشان
در جانِ تباهی زده شان مهرِ وطن نیست
کاین روِسَیهی ها شده از روس عطاشان
جمعی دگر از جرگۀ جاسوسی غربند
هان! تا نشوی شیفتۀ برق و جَلالشان!
هم پیرِ دموکراسی و هم پُست مدرنند
هُشدار و ببخشای عطاشان به لقاشان
با فکر انیرانی و دین ساختن از« فصل»
بیگانه ز «وصل» است دَمِ صوت و صلاشان
آنگونه رهِ وصل گسسته َند که گویی
اهریمن بدراه بوَد راهنماشان
گویند که در خانه ، تَکَثّر طلبانند
تکثیر ِ چه جویند از این ناز و اداشان ؟
با میهنِِ یکتا که کهن دیرِ و دیارست
از چیست چنین دشمنیِ بی سروپاشان؟
تکثیر شرافت رسد از اهل شرافت
وز مهر و وفاجوییِ بی روی وریاشان
زین گونه تجارت ، نتوان دَم زدن از داد
چون در رهِ بیداد بُوَد بیع و‌شراشان
‌آنان که دلی در گروِ خاک ندارند
میراث ندارند حقیقت، ز نیاشان
بادند به جاروبی و آبند به هاون
مس می شود آخر زچنین شیوه طلاشان

گر مُلک اسیر است، ازین بی هُویَت هاست

نامردمی ، امّا نکُند کامرواشان!

خوش باد سر سبز رهایی که به تدبیر
خود باختگان را بنشاند سرِ جاشان!

یادداشت ::

همواره گفته ام و بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ نیز تأیید کرده اند که م. سحر میراثدار شاعران مشروطیت از نوع بهار و عشقی و ایرج است!

پس مبادا لحن تند و سخنان گاه کوبندۀ او که پی آیند نیاز و ضرو رت روزگار سیاه وموقعیت پر مخاطرۀ ایران امروز است ، موجب آن شود که کسانی اورا متهم به تند خویی یا اسائه ادب کنند زیرا که لحن و جسارت شعر مشروطیت یعنی شعر آگاهی بخش انقلاب و تجدد از شعر من نیز کوبنده تر بوده است!

م.سحر بیش از 4 دهه است که همواره با چنین لحنی بر دشمنان ایران و بر بدخواهان ازادی ملت ایران می تازد و در دفاع از وطنی که همۀ هستی او به وی بسته است نه به کسی باج داده و نه هرگز دشمنان و خیانتد پیشگان این ملک را (هرکه باشند و به هرمرام و مسلکی وابسته بوده اند) از تیغ زبان شعر خود و تلزهر خند نقد خود به دور نگاه داشته و البته بهایش را هم در تبعیدی که 49 سال به طول انجامیده به اشکال گوناگون بایکوت های رسانه ای و توطئه سکوت و تحمیل سانسور پرداخته است (هم در غربت و هم در کشورخود)!

نکته ای در بارۀ این قصیده برای رفع سوء تفاهم احتمالی :

هرچند نخستین ابیات این بیت با الهام از ماجرای کنگره بازان روزهای اخیر سروده شد با این همه ابیات متعدد دیگر آن مشمول کسان دیگری نیز می شود که لزوما در این معرکه و هنگامه گردانی شرکت نداشته اند !

م.سحر

پاریس / 2/ 4/2026

https://msahar.blogspot.com/



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy