Thursday, Apr 9, 2026

صفحه نخست » جنون نمایی، بهمن پارسا

parsa.jpgماکیاولی، سیاستمدار، فیلسوف و نویسندهٔ ایتالیایی سده‌های پانزدهم و شانزدهم، بیش از هر چیز با رسالهٔ مشهور خود «امیر» شناخته می‌شود. اثری که در دوره‌های مختلف تاریخ اندیشهٔ سیاسی، بارها موضوع نقد و مناقشه بوده است. بسیاری از منتقدان بر این باورند که دیدگاه‌های مطرح‌شده در این رساله با اصول و ارزش‌هایی که یک جامعهٔ اخلاق‌مدار انسانی باید بر آن‌ها استوار باشد سازگار نیست.

مبنای این انتقادها عموماً چنین است: در نگاه ماکیاولی، آنچه در سیاست اهمیت بنیادی دارد نتیجهٔ عمل سیاسی است، نه الزاماً پایبندی به معیارهای اخلاقی متعارف. به بیان دیگر، در ادارهٔ یک کشور یا جامعه، سیاستمدار ناگزیر نیست همواره به آنچه عرفاً فضیلت اخلاقی به شمار می‌آید پایبند بماند؛ آنچه تعیین‌کننده است کارآمدیِ تصمیم‌ها و میزان موفقیت آن‌ها در تحقق اهداف قدرت سیاسی است. در چنین چارچوبی، صفاتی مانند راستکاری، پاک‌دستی یا صداقت ـ هرچند در حیات فردی ارزشمندند ـ در عرصهٔ سیاست ممکن است جایگاه تعیین‌کننده‌ای نداشته باشند.

این نگاه البته صرفاً محصول ذهن ماکیاولی نبود. نگاهی به تاریخ، حتی در دورترین اعصار، نشان می‌دهد که بسیاری از دولتمردان پیش از او نیز عملاً بر پایهٔ چنین منطقی عمل می‌کرده‌اند؛ ماکیاولی در واقع بیشتر توصیف‌گر واقعیت سیاست بود تا مبتکر آن. خود او نیز در اثر دیگرش، گفتارهایی دربارهٔ لیویوس، به نکته‌ای اشاره می‌کند که بعدها در تحلیل رفتار سیاستمداران بارها مورد توجه قرار گرفته است: گاه تظاهر به جنون یا غیرقابل پیش‌بینی بودن می‌تواند برای صاحبان قدرت ابزاری کارآمد در برابر مخالفان باشد.

نمونه‌ای شناخته‌شده از چنین رویکردی را می‌توان در رفتار ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در دوران جنگ ویتنام مشاهده کرد. نیکسون در شرایطی قدرت را در دست داشت که جنگ ویتنام به بن‌بستی خونین تبدیل شده بود. بمباران‌های گسترده و عملیات نظامی سنگین نیز نتوانسته بود طرف مقابل را به عقب‌نشینی وادار کند. در چنین فضایی، او به راهبردی متوسل شد که بعدها با عنوان «تئوری دیوانه» (Madman Theory) شناخته شد.

به نوشتهٔ مورخان و روزنامه‌نگاران آن دوره، از جمله ویلیام شوکراس در کتاب یک تراژدی بی‌اهمیت، نیکسون به هری هالدمن، رئیس کارکنان کاخ سفید، گفته بود که می‌خواهد رهبران ویتنام شمالی باور کنند با فردی روبه‌رو هستند که ممکن است در لحظه‌ای خشمگینانه دست به هر اقدامی بزند؛ حتی استفاده از سلاح هسته‌ای. هدف از این نمایش آن بود که دشمن تصور کند با سیاستمداری مواجه است که از هیچ اقدامی برای پایان دادن به جنگ فروگذار نخواهد کرد. نیکسون امیدوار بود چنین تصویری بتواند طرف مقابل را به عقب‌نشینی و پذیرش صلح وادار کند.

این شیوهٔ سیاست‌ورزی، یعنی نمایش عمدیِ بی‌ثباتی یا حتی جنون برای ایجاد ترس در طرف مقابل، در سیاست مدرن پدیده‌ای ناشناخته نیست. در دوره‌های مختلف، سیاستمداران گاه کوشیده‌اند با القای تصویری از غیرقابل پیش‌بینی بودن، دست بالا را در بازی قدرت به دست آورند.

در سیاست معاصر ایالات متحده نیز برخی تحلیلگران معتقدند که شکل تازه‌ای از همین روش دیده می‌شود. به باور آنان، دونالد ترامپ در بخشی از رفتار سیاسی خود کوشیده است تصویری از فردی غیرقابل پیش‌بینی و آمادهٔ اقدامات ناگهانی ارائه دهد؛ رویکردی که در نگاه منتقدان یادآور همان منطق «تئوری دیوانه» است. در این چارچوب، نمایش اغراق‌آمیز خشم، تهدیدهای ناگهانی یا تصمیم‌های غیرمنتظره می‌تواند ابزاری برای فشار بر رقبا یا گرفتن امتیاز در عرصهٔ بین‌المللی تلقی شود.

با این حال، آنچه در سال‌های اخیر نگرانی برخی ناظران را برانگیخته، تنها استفاده از چنین تاکتیک‌هایی نیست، بلکه زمینهٔ اجتماعی و اقتصادی‌ای است که این سیاست در آن عمل می‌کند. بسیاری بر این باورند که سیاست امروز آمریکا بیش از گذشته تحت تأثیر منافع گروه‌های بسیار ثروتمند و لابی‌های قدرتمند اقتصادی قرار گرفته است؛ گروه‌هایی که گاه منافع خود را بر منافع عمومی ترجیح می‌دهند. در چنین فضایی، سیاست‌ورزی می‌تواند به ابزاری برای تأمین منافع محدود گروهی خاص تبدیل شود.

تاریخ البته بارها نشان داده است که بازی‌های قدرت، خواه با تظاهر به عقلانیت و خواه با نمایش جنون، در نهایت هزینه‌هایی سنگین برای جامعه به همراه دارند. در بیشتر موارد نیز این مردم‌اند که بهای تصمیم‌های قدرت‌مداران را می‌پردازند. حکومت‌ها ممکن است مشروعیت خود را از رأی مردم بگیرند، اما پیامدهای سیاست‌هایشان اغلب بسیار فراتر از صندوق‌های رأی گسترش می‌یابد.

از این رو پرسش اصلی شاید نه دربارهٔ تازگی این شیوه‌ها، بلکه دربارهٔ هزینه‌ای باشد که جامعه و جهان باید برای چنین بازی‌هایی بپردازد. تاریخ بارها شاهد چنین صحنه‌هایی بوده است، و همواره نیز این مردم بوده‌اند که تاوان آن را داده‌اند.

چنان‌که شفیعی کدکنی گفته است:

نِرون دیوانه‌ای که می‌خواهد
زنجیر را به گردنِ تندر درافکند.
-----------------------------------------------------------------------------------------

بازنویسی ۴ آوریل ۲۰۲۶



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy