نظام جمهوری اسلامی ملایان بر سه پایه استوار شده است:
۱_ قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه
بر اساس اصل ۵ و ۵۷، در زمان غیبت امام دوازدهم شیعیان، «ولایت امر و امامت امت» بر عهده ولی فقیه است که قوای سهگانه زیر نظر او فعالیت میکنند.
۲_ ولایت مطلقه امر (رهبر)
طبق بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸، رهبر دارای ولایت مطلقه بر قوای مقننه، مجریه و قضاییه است.
۳_ سپاه پاسداران، حفاظت از نظام جمهوری اسلامی
در قانون اساسی جمهوری اسلامی هیچ اشارهای به عنوان «حفظ نظام از اوجب واجبات است» نشده است.
سپاه پاسداران، ارتش ملی ایران نیست؛ بلکه سپاه، قزلباشان نظام جمهوری ملایان هستند. سپاه برای نگهداری و دفاع از نظام ملایان تشکیل شده است. صدور و توسعه ایدئولوژی شیعه دوازدهامامی نیز جزو وظایف دیگر این تشکیلات است. زمینها، دریاها، معادن و هوای ایران، علاوه بر بیشترین سرمایههای ملی نیز در اختیار سپاه قرار دارد. سپاه بازوی قدرت، خزانهدار و شمشیر ولایت مطلقه فقیه (رهبر) است.
● عقاید فقهای شیعه و بنیانگذاران جمهوری اسلامی درباره حفظ نظام
_ آیتالله خمینی: معتقد بوده که مصلحت نظام از همه چیز بالاتر است و گفته مشهور منسوب به وی: «حفظ نظام (از) اوجب واجبات است» میباشد.
_ آیتالله حسینعلی منتظری: معتقد بوده که مصلحت نظام بالاتر از هر چیزی است و گفته منسوب به وی «حفظ نظام اوجب واجبات است».
_ فقهای دیگر شیعه با تکیه بر نظریه ولایت فقیه، حکومتهایی که بر اساس قوانین اسلام باشند را برای مدیریت جامعه مجاز میدانند، اما این حکومتها همچنان در مقایسه با حکومت مستقیم امام معصوم، از کمال مشروعیت برخوردار نیستند. روایاتی نیز وجود دارد که هر پرچمی که قبل از قیام قائم (امام دوازدهم شیعه) برافراشته شود را پرچم طاغوت میداند (پرچم جمهوری اسلامی چه پرچمی است؟).
آیا واقعاً حفظ نظام از اوجب واجبات است؟
به نظر میرسد که اختلاف دو فقیه بنیانگذار جمهوری اسلامی تنها در کاربرد واژه «از» میباشد. مفهوم و معنی بودن و نبودن کلمه «از» در جمله بالا چه میتواند باشد را تنها خود ملایان میدانند. چهبسا حذف واژه «از» منجر به برکناری آقای منتظری از قائممقامی خمینی و حصر خانگی وی نیز شده باشد.
به هر روی، از آنجا که نان و قدرت ملایان همواره بر دعوا به راه انداختن و بحرانسازی بوده است، دعوای آخوندی به راه انداخته و به چند دسته و باند و گروه تقسیم شدهاند تا از ترفند «اختلاف بینداز و حکومت کن» بهره برده و هرچه بیشتر در قدرت و حکومت باقی بمانند.
حاصل سخن
آقایان، «حکومت» ایران را چه آسان به دست آوردند، نیم قرن چریدند، گند زدند، هم به خود و هم به نظام جمهوری اسلامشان. هرچه توانستند و خواستند بر سر ایران و ایرانی آوردند. پس دادن قدرت به صاحبانش را برنمیتابند. دیدند که دو پایه نظام؛ قانون اساسی جمهوری و ولایت فقیه (رهبر) عملاً منحل و هیچکاره شده است، به فکر استفاده از پایه آخر نظام، به یاد عقیده فقها؛ «حفظ نظام از اوجب واجبات است» افتادند. واجبات را با کشتار بیرحمانه ـ دیماه ۱۴۰۳ ـ مردم بیگناه ایران انجام دادند که در تاریخ ایران و اسلام سابقه نداشته است. فردا در تاریخها چه خواهند نوشت؟
احتمالاً مینویسند: آغاز غروب مذهب تشیع در ایران؛ با کشتار دهها هزار شیعه ایرانی به دست قزلباشان ولایت فقیه در تاریخ دیماه ۱۴۰۳ بود.
بدون تعارف، ایدئولوژی، اقتصاد و نظام شما در آخرین مراحل فروپاشی است، تنها راه شرافتمندانهای که برایتان باقی مانده، تسلیم شدن هرچه زودتر در برابر مردم شریف، بزرگوار و شجاع ایران است، به همین سادگی!
ایران را ویرانسرا کردند، تردید نکنید، ایران دوباره به همت همه ایرانیان از خاکستر خود برخواهد خاست، هرچند خاکستری سیاهتر از جور و ظلم و ستم شماها!
براستی، چرا همه میخواهند ایران را نابود کنند؟ ما اما،
این ویرانسرا را دوست داریم!
پاینده بماند ایران

جنون نمایی، بهمن پارسا

ملیت ایرانی یک افتخار است، ترانه جوانبخت















