Thursday, Apr 9, 2026

صفحه نخست » عصر حجر، م.سحر

M_Sahar_4.jpg

نیم قرنی ست که ما راهی ی عصرِ حجریم

لیکن از بودنِ در عصر حجر بی خبریم

زیر بارِ ستمِ غار نشینان شده خم

خوش در این وَهم ،که با حور و مَلَک هم سفریم

بردۀ شرع مُبینیم و نبینیم چنین

زیرِ شلّاقِ شرر ، سوخته کِتف و کمریم

قومِ کَهفیم که سرمست ز خواب خوش مرگ

غافلانیم که در قعرِ لَجن غوطه وریم

وطنی را به عدو داده و دل داده بدو

وینچنین در کفِ او تیغ و طناب و تبریم

دارِخویشیم و پریشیم و نخواهیم آموخت

که خود ، از ماست اگر بذرِ هَبا و هَدریم

که خود ازماست، اگر زندگی از ماست دریغ

یا خود از ماست، گر از تخمِ فنا باروریم

خود از آندم که سپرُدیم عنان در کفِ جهل

پیشِ شمشیر جنون ، ره زده ای بی سپریم

می فروشیم، وطن را به مرامی موهوم

ای شگفتا که بدین بی شرفی مفتخریم

زان طنابی که به گِرد تنِ خود بافته ایم

آرزومند فراری ، به طنابی دگریم

هیچمان مانده ز گنجینۀ وجدان و اگر

رَمقی مان به تن و جان نرسد ، جان نبریم

هرچه از شرم و شرف بود، به شبرو دادیم

اینک آن رهرو دلمُردۀ کوته نگریم

زادۀ عصر مُدرنیم ولی از درِ دین

دل به دریا زدۀ وحشتِ عصر حجریم

دعویِ دانشِ ما ، جُز رهِ دانش نزند

در هنر مُدّعیانیم ، ولی بی هنریم

م.سحر

https://msahar.blogspot.com/



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy