نگرانی از جهش قیمت نفت پس محاصره دریایی تنگه هرمز بیش از حد بزرگنمایی شده است
رابین جی. بروکس - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
من مدتی است از محاصره دریایی تنگه هرمز حمایت میکنم. دلیل این موضع آن است که بسیاری از گزینههای نظامی مانند بمباران نیروگاههای برق ایران یا تصرف جزیره خارگ از نظر پیامدها عملاً معادل یک تحریم نفتی هستند، اما میتوانند به تلفات انسانی قابلتوجهی برای هر دو طرف منجر شوند.
بنابراین بهتر است تحریم تمامعیار اعمال شود؛ یعنی اعلام شود هر کشتی حامل نفت جمهوری اسلامی توقیف و ضبط خواهد شد. با توجه به حضور نظامی ایالات متحده در خلیج فارس، بعید است حتی یک نفتکش چنین ریسکی را بپذیرد؛ در نتیجه صادرات نفت جمهوری اسلامی میتواند تقریباً یکشبه به صفر برسد. مهمترین مخالفت با این دیدگاه، نگرانی از افزایش بیشتر قیمت نفت در شرایطی است که عرضه جهانی از پیش محدود شده است.
معایب محاصره دریایی تنگه هرمز
افزایش قیمت نفت
حذف نفت جمهوری اسلامی از بازار میتواند قیمتها را بالا ببرد. پیشتر افزایش ۶۰ درصدی قیمت نفت برنت نشان داده که بازار، کاهش دائمی عرضه از خلیج فارس را تا حدی در نظر گرفته است. اگر عرضه نفت منطقه از ۲۰ میلیون بشکه پیش از جنگ به ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یابد، قیمتها حدود ۶۷ درصد افزایش مییابد.
حذف دو میلیون بشکه نفت ایران نیز میتواند افزایش کلی را به حدود ۸۰ درصد برساند. در این صورت قیمت نفت بالاتر میرود، اما این افزایش «محدود» خواهد بود و سناریوهای ۱۵۰ یا ۲۰۰ دلاری چندان واقعبینانه نیستند.
ریسک فرو نپاشیدن فوری اقتصاد جمهوری اسلامی
اقتصاد جمهوری اسلامی بهشدت به صادرات انرژی وابسته است. کاهش صادرات نفت، منابع ارزی را کاهش میدهد، واردات را محدود میکند، موجب افت شدید ارزش پول ملی و تورم بالا میشود و فشار سنگینی بر جامعه وارد میکند. مشخص نیست این فشار با چه سرعتی به بیثباتی سیاسی منجر شود، اما بهنظر نویسنده، شوک اقتصادی میتواند حکومت را نسبتاً سریع به میز مذاکره بکشاند.
ریسک بحران مالی در آمریکا
افزایش قیمت نفت میتواند باعث نوسان در بازارهای مالی آمریکا شود. رشد نوسان ممکن است معاملات اهرمی و استراتژیهای مالی پرریسک را بیثبات کند. البته ابزارهای سیاستگذاری مانند مداخله بانک مرکزی برای مقابله با این شوکها وجود دارد.
ریسک تحولات غیرمنتظره در بازار نفت
احتمال دارد اوکراین حملات پهپادی به زیرساختهای صادرات نفت روسیه در دریای بالتیک را افزایش دهد. در صورت آسیب جدی، فشار صعودی بیشتری بر قیمت نفت وارد میشود. با توجه به وابستگی اوکراین به حمایت آمریکا، نویسنده معتقد است امکان مدیریت این ریسک وجود دارد.
مزایای محاصره دریایی تنگه هرمز
پایان پیامهای متناقض غرب
پس از حمله روسیه به اوکراین، غرب همزمان میخواست روسیه را تنبیه کند و از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند؛ دو هدفی که با هم در تضاد بودند. تحریم کامل جمهوری اسلامی پیام روشنی ارسال میکند: آمریکا آماده تحمل افزایش موقت قیمت نفت برای فشار بر حکومت ایران است. این پیام میتواند احتمال تغییر سیاسی را افزایش دهد.
رویکردی غیرخشونتآمیز
تشدید نظامی احتمالاً همان نتیجه تحریم را دارد، اما با خطر تلفات انسانی بیشتر. تحریم مستقیم میتواند بدون درگیری نظامی، همان اثر اقتصادی را ایجاد کند و در صورت لزوم، گزینه نظامی همچنان باقی میماند.
غیرتصاعدی بودن اقدام
ایران عملاً بخشی از نفت عبوری از تنگه هرمز را مختل کرده است. بنابراین تحریم نفت جمهوری اسلامی میتواند بهعنوان اقدام متقابل تلقی شود و نه تشدید جدید تنش.
اهرم فشار بر چین
چین بزرگترین خریدار نفت جمهوری اسلامی است. تحریم نفت رژیم میتواند اهرم جدیدی در مذاکرات تجاری با چین ایجاد کند و مزایای آن فراتر از ایران باشد.
جمعبندی نویسنده
بهنظر نویسنده، یک شوک کوتاه و شدید بهتر از وضعیتی فرسایشی و طولانی است که در صورت ادامه صادرات نفت جمهوری اسلامی ایجاد میشود. او معتقد است اگر غرب در سال ۲۰۲۲ روسیه را بهطور کامل تحریم نفتی میکرد، جنگ اوکراین شاید زودتر پایان مییافت و همین درس باید در قبال رژیم ایران بهکار گرفته شود.

















