چهار روز پس از شروع آتشبس میان ایران و آمریکا هیاتی ۸۵نفره از ایران در اسلامآباد پاکستان مقابل آمریکاییها نشستند و گفتوگوها برای پایان جنگی ۴۰روزه آغاز شد. در این تیم مذاکرهکننده «محمد جعفری صحرارودی» هم حضور داشت؛ مردی که با زخم روی شانه و چانهاش در تابستان ۱۳۶۸ در وین شناخته میشود و از سوی پلیس اتریش مظنون به ترور دکتر «عبدالرحمن قاسملو»، دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، «عبدالله قادری آذر»، نماینده حزب دموکرات کردستان در پاریس و «فاضل رسول»، میزبان جلسه و از چپگرایان کُرد عراق است، اما هرگز محاکمه نشده است.
درباره جعفری صحرارودی، معروف به «جعفریِ تیر تو دهن» که رفسنجانی شخصا نگران بازگشت او به ایران بود و «دیپلماتی» که ششهفته بعد از مرگ خمینی در تابستان ۱۳۶۸ مامور شده بود با رهبران حزب دموکرات کردستان مذاکره کند، چه میدانیم؟

رقیه رضایی - ایران وایر
محمد جعفری صحرارودی کیست و چه جایگاهی در جمهوری اسلامی دارد؟
این اولینبار نیست که نام محمد جعفری صحرارودی، مسوول تیم مذاکرهکننده با دکتر عبدالرحمن قاسملو در وین، بهعنوان دیپلمات و مذاکرهکننده در رسانهها منتشر میشود. پیش از این، دستکم یک بار دیگر، صحرارودی در تیم مذاکرهکننده اتمی در زمان «علی لاریجانی» بر تیم مذاکرهکننده ایران در ابتدای دولت َ«محمود احمدینژاد» بوده است.
نام او در این سالها بارها در کنار نام علی لاریجانی، رییس شورای عالی امنیت ملی که ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴ در جریان حملات اسراییل و ایالات متحده کشته شد، قرار گرفته است. جعفری صحراروردی، برای سالها رییس دفتر لاریجانی بود. نزدیکی او به لاریجانی و تیم روحانی و ظریف بهحدی بود که در مرداد۱۳۹۶، مراسم تحلیف حسن روحانی را برگزار کرد. همانزمان بعد از انتشار تصاویر مراسم تحلیف، انتقادهای بسیاری از روحانی بابت حضور صحراروردی به عنوان مسوول استقبال از مهمانان مراسم تحلیف مطرح شد.

منتقدان عمدتا میگفتند که چرا فرمانده یک گروه مرگ باید در چنین مقامی ظاهر شود. این در حالیست که احتمالا ترور قاسملو و همراهانش نه ابتکاری از سوی صحرارودی، بلکه دستوری از سوی مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی بوده است. چنانکه کتاب خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی در روزهای بعد از ترور نشان میدهد که او بهوضوح نگران بازداشت و محاکمه صحرارودی بوده است.
👈مطالب بیشتر در سایت ایران وایر
اکبر هاشمی رفسنجانی که در آن زمان در حال آمادگی برای شروع دوران ریاست جمهوریاش بود، در تاریخ سوم مرداد۱۳۶۸، یعنی ۱۲روز بعد از ترور دکتر قاسملو و همراهانش، در روزنوشتهایش نوشته: «آقای مهدینژاد (فریدون وردینژاد از فرماندهان سپاه پاسداران که بعدا استاد دانشگاه تهران و مدیر روزنامه ایران و یکی از اعضای دفتر رییس جمهور در زمان حسن روحانی شد) آمد، درباره قتل قاسملو گفت. بعد ازآنکه اتهامها برطرف شد. اتریشیها خوب برخورد کردهاند؛ آنها جعفری را تبرئه کرده وبا تشریفات به ایران اعزام داشتهاند.»
در ادامه این روزنوشت نیز آمده: «آقای آقامحمدی آمد. به ملاقات جعفری رفته بود. پیشنهاد داشت که مصاحبه کند و بهخاطر جلوگیری از توطئهها علیه ایران از برخورد خوب اتریشیها تشکر نماید.»
سیاهترین نقطه پرونده صحرارودی نقش او در ترور دکتر قاسملو، عبدالله قادری آذر و فاضل رسول است، اما قضیه به همینجا ختم نمیشود. صحرارودی بعد از جنگ، برای سالها، مسوولیت فرماندهی قرارگاه «رمضان» سپاه در اقلیم کردستان عراق را برعهده داشته، شاخهای از سپاه پاسداران که مسوولیت سرکوب شهروندان و احزاب سیاسی کُرد ایرانی را برعهده داشته است.

در واقع، او بعد از بازگشت از وین، عهدهدار این مسوولیت شد؛ موضوعی که بهنظر میرسد بیشتر پاداش او بهدلیل نقشاش در ترور رهبران حزب دموکرات کردستان بوده است.
از ترور عبدالرحمن قاسملو و همراهانش و نقش صحرارودی چه میدانیم؟
روز ۲۲تیر ۱۳۶۸، تنها چند هفته بعد از مرگ روحالله خمینی، عبدالرحمن قاسملو و قادری آذر از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران بههمراه فاضل رسول در منزل آقای رسول، فعال سیاسی کرد اهل عراق ترور شدند. آن نشست سومین جلسه گفتوگوهای رهبران حزب دموکرات با نمایندگان جمهوری اسلامی بود.
صحرارودی، سرتیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی بود و مذاکرات با پیشنهاد «جلال طالبانی»، از رهبران اقلیم کردستان عراق که از دوستان دکتر قاسملو بود آغاز شده بود. طالبانی در جلسات نخست خود نیز حضور داشت، اما در نوارهای صوتی که بهنظر میرسد آقای قاسملو مخفیانه از جلسات مذاکرات ضبط میکرده و در سال ۱۳۹۸ برای اولینبار بخشهایی از آن توسط «بیبیسی فارسی» منتشر شده، صدای صحرارودی شنیده میشود که میگوید با روحیهای که طالبانی دارد بهتر است که در جلسات نباشد.
احتمالا اشاره به اینکه طالبانی این مذاکرات مخفیانه را در جاهای دیگر بازگو کرده بوده است. اما بیشتر بهنظر میرسد که حذف آقای طالبانی برای پیشبرد نقشه ترور بوده است، همزمان با حضور فردی با نام جعلی «امیرمنصور بزرگیان» در جلسه سوم؛ بزرگیان در واقع همان «غفور درجزی دولق» است، از نیروهای سپاه پاسداران که در سالهای اخیر با نام «مصطفی مدبر»، به عرصه فوتبال ایران وارد شده و مدیریت باشگاه سایپا برای سالها در اختیار او قرار گرفته است.
گزارشها از روز ۲۲تیر در خانه فاضل رسول حاکی از این است که هر سه نفر کُردی که در جلسه حضور داشتند تیر خلاص خوردهاند. از طرف ایرانی فقط صحرارودی مجروح شده که بیبیسی با استناد به گزارشهای پلیس نوشته است احتمالا تیری که به سمت قاسملو از اسلحه صحرارودی شلیک شده، کمانه کرده و به خود او برخورد کرده است.
تصاویری از صحرارودی در نشریات اتریشی همانزمان منتشر شده که او را زخمی و در حال دردکشیدن روی تخت بیمارستان نشان میدهد. بر اساس گفتههای یک عضو حزب دموکرات به بیبیسی، او درجزی را همان شب در بیمارستان دیده که در بازداشت پلیس اتریش بوده است. با اینحال، معلوم نیست چرا صحرارودی، درجزی و آجودی که از او اطلاعات چندانی موجود نیست، چند روز بعد آزاد شدهاند. آنها بعد از آزادی، در سفارت ایران در وین نگهداری میشدند، در حالیکه هواداران و اعضای حزب دموکرات در بیرون از سفارت نگهبانی میدادند تا این افراد نتوانند از اتریش خارج شوند.
بنا بر برخی گزارشها، در روز تدفین دکتر قاسملو و همراهانش، صحرارودی و همتیمیهایش موفق به خروج از سفارت و بازگشت به ایران میشوند. دو ماه بعد، دادستان اتریش درخواست بازداشت صحرارودی را صادر میکند. ۵ماه بعد حکم بازداشت بینالمللی او صادر میشود و از آن زمان تحت تعقیب است، اما به این رغم، او در تمام این سالها بارها در قامت دیپلمات از ایران خارج شده، به خصوص در دوره ۲۶ماههای که علی لاریجانی سرپرستی تیم مذاکرهکننده اتمی ایران را در دوران احمدینژاد برعهده داشت.
البته تلاشهایی نیز برای بازداشت او صورت گرفته است. در نیمه شب ۲۱دی۱۳۸۵، نیروهای نظامی آمریکا به کنسولگری جمهوری اسلامی در شهر اربیل عراق حمله کردند و ۷ تن از ماموران حاضر در این دفتر را با خود بردند. این حمله در تاریکی نیمهشب بهمنظور بازداشت کردن صحرارودی رخ داده بود. او البته توانست از معرکه فرار کند و زمینی به ایران برگردد.
چهار ماه بعد، صحرارودی دوباره بهعنوان یکی از اعضای تیم مذاکرهکننده ایرانی درباره امنیت عراق، به شرمالشیخ مصر رفت. در این کنفرانس دو روزه که هدف از آن «ثبات و امنیت عراق» بود، «کاندولیزا رایس»، وزیر خارجه وقت ایالات متحده روبهروی «منوچهر متکی»، وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی و صحرارودی نشست.
از معاونت شورای عالی امنیت و سرکوب کردستان تا مذاکره برای پایان جنگ
محمد جعفری صحرارودی، مسوولیتهای بسیاری را در طول سیوهشت سالی که از قتل دکتر قاسملو و همراهانش میگذرد، برعهده داشته است. از فرماندهی قرارگاه رمضان سپاه تا روابط نزدیک با رهبران اقلیم کردستان عراق. در تمام این سالها صحرارودی هرجا که لاریجانی بوده هم، بوده است؛ مثلا شورای عالی امنیت ملی که معاونت لاریجانی بهعنوان رییس را برعهده داشت. همدست او غفور درجزی نیز در زمان ریاست لاریجانی بر صداوسیما، ریاست حراست این نهاد رسانهای و امنیتی تحت نظر علی خامنهای را برعهده داشته است.
او با تمام این پستها البته مسوولیت خود در کردستان و سرکوب جنبشهای کرد را از دست نداده است. در این روزها که با وجود آتشبس، حملات سپاه پاسداران به مواضع احزاب کرد در اقلیم کردستان عراق همچنان ادامه دارد، صحرارودی بهرغم حکم تعقیب بینالمللی به اسلامآباد پاکستان رفته و در مقابل هیات آمریکایی مذاکره کرده است.
او در نبود علی لاریجانی، در مذاکرهای شرکت کرده که به گفته جی دی ونس، ادارهکننده اصلی ایران در آن حاضر بوده، احتمالا اشاره به «محمدباقر قالیباف»، رییس مجلس ایران؛ مذاکرهای که هنوز مقامات ایران در کشوقوس و جنجال پذیرفتن توافق منتج از آن هستند. مذاکرهای که با مرگ علی خامنهای و رهبر شدن فرزندش که گفته میشود به شدت آسیبدیده و تاکنون حتی یک صدا هم از او منتشر نشده، عرصه را برای تشکیل باندهای جدید قدرت و جدال این گروهها با یکدیگر در فضای سیاست ایران باز کرده است.















