پیشگفتار
شادی بارچ (Shadi Bartsch)، تاریخنگار انگلیسی-آمریکایی و استاد دانشگاه شیکاگو، از نوادگان دور خاندان قاجار ایران، در کتاب اخیر خود با عنوان "پلاتون به چین میرود" (1) به بررسی واکنش روشنفکران چینی نسبت به اندیشههای یونان و روم باستان پرداخته است. این مطالعه دریچهای برای مقایسه میان روشنفکران چینی و ایرانی طی قرن گذشته باز میکند.
روشنفکران چینی
بارچ اشاره میکند که روشنفکران چینی در قرن بیستم برای دستیابی به دموکراسی و مدرنیزاسیون، از میراث فکری یونان باستان الهام گرفتند. آنها نه تنها دموکراسی آتن در قرن پنجم پیش از میلاد را بهعنوان الگویی قابل قبول برگزیدند، بلکه آثار اندیشمندانی همچون ارسطو، توکیدیدس و پلاتون نیز نقش مهمی در اندیشه و فرهنگ آنان ایفا کرد. نمونههایی از این تأثیرات، انتشار نظریات ارسطو توسط روشنفکران چینی در سال ۱۹۱۱ و بازخوانی متنهای کلاسیک یونانی و قوانین مدنی روم
"Corpus Iuris Civilis" بوده است. با این حال، تمامی جریانهای فکری چین به سوی پذیرش اندیشههای غربی متمایل نشدند. حزب کمونیست چین، بهویژه از اندیشههای استبدادگرایانه پلاتون در کتاب "جمهوری" (Politeia) بهره برد و تلاش کرد تا دیدگاههای دموکراتیک روشنفکران را به چالش بکشد. بهطور خاص، موضوع "دروغ نجیبانه" در این کتاب مورد توجه کمونیستها قرار گرفت؛ دروغی که با هدف خیرخواهی دولت یا جامعه طراحی شده و شهروندان را ترغیب میکند تا جایگاه خود را در اجتماع بپذیرند. حزب کمونیست چین این مفهوم "دروغ نجیبانه" را برای تقویت ایدئولوژی ضد روشنگری خود استفاده کرد و از کتاب "جمهوری" پلاتون الگویی برای حکومتداری خود ساخت. بدین ترتیب، سنتهای فکری یونان و روم باستان طی یک قرن گذشته نقش مهمی در مناظرههای فکری میان روشنفکران چینی و حکومت داشتهاند. این فرایند، نوعی غنای فلسفی و سیاسی را نمایش میدهد که حتی با وجود فجایع سرکوب روشنفکران، همچنان در بطن جامعه چین نمایان است. از نظر رهبران حزب کمونیست چین، برای رسیدن به شکوفایی اقتصادی و ثبات اجتماعی نیازی به دموکراسی غربی نیست.
روشنفکران ایرانی
در سوی دیگر، روشنفکران ایرانی قرن گذشته کمترین ارتباط را با دموکراسی آتنی یا نظام حقوقی روم باستان داشتند. حقوق روم که سنگبنای نظام مدرن حقوق مدنی در اروپا است، ناشناخته باقی مانده بود. برای روشنفکران ایرانی، الگوهای فکری غالب شامل نظریات سوسیالیستی مارکس، مفاهیم عدالت اسلامی صدر اسلام و یا ترکیبی از مارکسیسم و آموزههای شهادت پرستی شیعه بود. نظریه "ترور انقلابی" کارل مارکس بهویژه برای آنها جلب نظر کرده بود؛ نظریهای که خشونت انقلابی را ابزاری ضروری برای سرنگونی سرمایهداری و استقرار سوسیالیسم میدانست. مارکس خشونت را، بخصوص در آثار اولیه خود، عنصری اجتنابناپذیر برای مقابله با مقاومت طبقه حاکم می شناخت. مارکس معتقد بود که این خشونت میتواند دوره گذار به جامعه نوین را تسریع و مشکلات موجود را کوتاهتر کند. اما تفاوت بنیادین بین وضعیت چین و ایران این بود که دولت کمونیستی چین با رویکرد ضد دموکراسی غربی در برابر روشنفکران مدرن مقاومت میکرد، اما در ایران روشنفکران با گرایشهای ضد مدرن با سیاستهای مدرنیزاسیون دولت پهلوی مقابله میکردند. علاوه بر این، اختلاف دیگری میان دو جامعه وجود داشت: اگر روشنفکران چینی اغلب خواهان ایجاد نظام دموکراسی غربی بودند، بخش عمدهای از روشنفکران ایرانی یا خواستار تشکیل یک دولت مارکسیستی بودند یا به دنبال بازگشت به ارزشها و احکام اسلام سنتی.
-----------------------------------------------------
1 - https://www.amazon.de/-/en/Plato-Goes-China-Classics-Nationalism/dp/0691229597
مسعود امیرخلیلی

جنگ بر سر مالکیت معنا چیست؟ س.روزبه

هیولای خفته در پشت چهره دموکراسی، فرامرز پارسا















