Saturday, May 9, 2026

صفحه نخست » آقای شهردار تهران! پناهگاه با مسجد، مترو و پارکینگ فرق دارد

shelter.jpgبرترین ها - تهران پس از دو جنگ و ده‌ها هزار واحد آسیب‌دیده، هنوز نه آژیر هشدار مؤثر دارد، نه پناهگاه استاندارد، نه حتی یک نقشه روشن برای نجات مردم در لحظه بحران. مدیرانی که سال‌ها بودجه‌های کلان شهری را صرف پروژه‌های تبلیغاتی، سازه‌های نمایشی و طرح‌های ایدئولوژیک کردند، حالا در برابر ساده‌ترین پرسش شهروندان پاسخی ندارند: اگر دوباره جنگ شود، مردم دقیقا کجا باید پناه بگیرند؟

بیش از ۱۰ ماه از پایان جنگ ۱۲ روزه گذشته؛ جنگی که در آن نه آژیر قرمز به‌موقع به صدا درآمد و نه زیرساختی واقعی برای حفاظت از مردم وجود داشت. تهران اما تنها نظاره‌گر یک بحران نبود؛ پایتخت عملا نشان داد در برابر شرایط جنگی، شهری بی‌دفاع و بدون آمادگی است. با وجود هشدارهای مکرر درباره احتمال درگیری دوباره، هنوز هیچ سامانه منسجم هشدار عمومی یا شبکه پناهگاه استاندارد در دسترس شهروندان قرار نگرفته است.

در همین مدت، مقام‌های رسمی از خسارت گسترده سخن گفته‌اند. بنا بر آمار اعلام‌شده از سوی شهرداری تهران، حدود ۴۷ هزار و ۳۰۰ واحد مسکونی آسیب دیده‌اند و روند کارشناسی هزاران واحد همچنان ادامه دارد. اما آنچه بیش از خودِ خسارت جلب توجه می‌کند، مدیریت واکنشی و دیرهنگام بحران است؛ مدیریتی که پس از هر حادثه، تازه به فکر راه‌حل می‌افتد.

راهکار مدیریت شهری برای «پناه دادن» به مردم نیز بیش از هر چیز به یک شوخی تلخ شبیه است: ساخت پارکینگ‌های دومنظوره‌ای که قرار است در زمان بحران نقش پناهگاه را بازی کنند و در روزهای عادی برای شهرداری درآمدزایی داشته باشند. حتی این پروژه‌ها نیز هنوز به مرحله بهره‌برداری نرسیده‌اند. کشوری که مقام‌هایش سال‌ها از «آمادگی در برابر تهدیدات» سخن گفته‌اند، حالا پس از دو جنگ، هنوز مردمش را به مترو، مسجد و پارکینگ حواله می‌دهد.

در جریان جنگ ۱۲ روزه، برخی شهروندان به ایستگاه‌های مترو پناه بردند، برخی به زیرزمین خانه‌ها و برخی دیگر ناچار شدند از شهر خارج شوند. اما مشکل فقط کمبود فضا نبود؛ نبود یک مسیر مشخص و استاندارد برای واکنش در شرایط جنگی، آشکارا خود را نشان داد. مردم نمی‌دانستند کجا بروند، چه کنند و اساسا چه نهادی مسئول هدایت آن‌هاست.

با این حال، مقام‌های شهری به‌جای پذیرش شکست ساختاری، همان فضاهای موقت و ناکارآمد را دوباره به‌عنوان «راه‌حل» مطرح کردند. متروهایی که فاقد امکانات اولیه برای اسکان طولانی‌مدت هستند، ناگهان به‌عنوان پناهگاه معرفی شدند؛ در حالی که بسیاری از ایستگاه‌ها حتی از نظر تهویه، سرویس‌های بهداشتی، ذخیره آب و مواد غذایی نیز آمادگی لازم را ندارند.

اظهارات مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران، شاید صریح‌ترین اعتراف به این وضعیت بود؛ او گفت: «در تهران و شهرهای دیگر به صورت کامل پناهگاهی نداریم.» اعترافی که در هر کشور عادی می‌توانست به استعفا، تحقیق رسمی و پاسخگویی گسترده منجر شود، اما در ساختار مدیریتی جمهوری اسلامی تنها به چند مصاحبه و وعده تازه ختم شد.

در ادامه، استاندار تهران از تبدیل حدود ۷۰۰ مسجد به پناهگاه سخن گفت؛ طرحی که قرار است با تجهیز مساجد به ژنراتور، ذخیره آب و امکانات اضطراری اجرا شود. اما این طرح نیز فعلا در حد وعده و «هماهنگی» باقی مانده است. واقعیت آن است که حکومت حتی پس از تجربه مستقیم جنگ، هنوز نتوانسته ابتدایی‌ترین زیرساخت دفاع غیرنظامی را فراهم کند.

مشکل اصلی اما فقط کمبود امکانات نیست؛ بلکه نبود یک تعریف روشن و عملیاتی از مفهوم «پناهگاه» است. در حالی که در استانداردهای جهانی، پناهگاه سازه‌ای تخصصی و مقاوم برای حفاظت از جان غیرنظامیان محسوب می‌شود، در تهران هر فضای بسته‌ای ــ از پارکینگ تا ایستگاه مترو ــ می‌تواند موقتا «پناهگاه» نامیده شود. این آشفتگی مفهومی، نشانه‌ای از همان مدیریت بی‌برنامه‌ای است که بحران را نه پیش‌بینی می‌کند و نه برای آن آماده می‌شود.

تجربه دو درگیری اخیر یک واقعیت تلخ را آشکار کرد: جمهوری اسلامی و مدیران شهری تهران بیشتر از آنکه برای حفاظت از مردم برنامه داشته باشند، به مدیریت پیامدهای فاجعه عادت کرده‌اند. بحران رخ می‌دهد، خسارت ثبت می‌شود، وعده داده می‌شود و بعد همه‌چیز تا بحران بعدی فراموش می‌شود.

تهران امروز نه یک شهر آماده بحران، بلکه پایتختی بحران‌زده و بی‌دفاع است؛ شهری که مردمش در لحظه خطر هنوز نمی‌دانند باید کجا پناه بگیرند، در حالی که مسئولانش همچنان میان مسجد، مترو و پارکینگ سرگردان‌اند.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy