ایران اینترنشنال - کریم سجادپور، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، در تحلیلی در آتلانتیک نوشت که حتی اگر دونالد ترامپ بتواند جنگ با ایران را متوقف کند، تقابل ایدئولوژیک جمهوری اسلامی با آمریکا پایان نخواهد یافت؛ زیرا دشمنی با آمریکا بخشی از هویت نظام جمهوری اسلامی است، نه صرفاً یک سیاست خارجی.
به نوشته سجادپور تلاشهای دولت دونالد ترامپ برای دستیابی به توافقی با [حکومت] ایران با یک مانع بنیادین روبهرو است: واشینگتن به دنبال حلوفصل مناقشه است، اما جمهوری اسلامی بقای خود را در تداوم تقابل با آمریکا تعریف کرده است.
سجادپور معتقد است برخلاف دولتهای آمریکا که اولویتها و تمرکز آنها با تغییر دولتها و بحرانها تغییر میکند، جمهوری اسلامی طی نزدیک به پنج دهه تمام ظرفیت سیاسی و ایدئولوژیک خود را بر «مقاومت در برابر آمریکا» متمرکز کرده است. به گفته او، مبارزه با آمریکا برای جمهوری اسلامی یک تاکتیک یا سیاست نیست، بلکه بخشی از هویت و فلسفه وجودی آن است.
این تحلیلگر مینویسد جنگ اخیر، موقعیت هر دو طرف را برای دستیابی به توافق دشوارتر کرده است. از یک سو ترامپ برای توجیه هزینههای سنگین جنگ و خسارات واردشده، ناچار است امتیازات بیشتری از تهران مطالبه کند. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی که صدها میلیارد دلار خسارت اقتصادی متحمل شده و بخشی از فرماندهان و رهبران خود را از دست داده است، نمیتواند بدون دریافت امتیازهای قابل توجه وارد توافقی شود که نشانه عقبنشینی تلقی شود.
به باور سجادپور، به همین دلیل هر دو طرف در موقعیتی قرار گرفتهاند که توافقی قابل قبول برای طرف مقابل، از نظر سیاسی برای خودشان دشوار یا حتی غیرممکن است.
این تحلیل همچنین به مذاکرات جاری بر سر تنگه هرمز اشاره میکند. نویسنده میگوید در مرحله نخست توافق احتمالی، [حکومت] ایران باید مینهای دریایی را جمعآوری کرده و مزاحمت برای کشتیهای عبوری را متوقف کند و در مقابل آمریکا نیز بخشی از محاصره دریایی خود را کاهش دهد. اما تهران اکنون تنگه هرمز را مهمترین اهرم فشار خود میداند.
به نوشته آتلانتیک، مقامهای جمهوری اسلامی آشکارا از این اهرم به عنوان تضمین اجرای هر توافق احتمالی یاد میکنند. سجادپور به نقل از علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر [کشته شده] جمهوری اسلامی، مینویسد که از نگاه تهران «تضمین واقعی هر توافق، تنگه هرمز است، نه امضا و کاغذ.»
او هشدار میدهد که بازگشایی تنگه هرمز میتواند مقدمهای برای موفقیت مذاکرات باشد، اما به همان اندازه ممکن است صرفاً وقفهای موقت در جنگ تلقی شود؛ وقفهای که به [حکومت] ایران فرصت بازسازی اقتصادی و نظامی و به آمریکا امکان کاهش فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی را میدهد.
بخش مهم دیگری از تحلیل به پرونده هستهای ایران اختصاص دارد. سجادپور مینویسد دولت ترامپ خواهان توقف بلندمدت غنیسازی، انتقال یا نابودی ذخایر اورانیوم با غنای بالا و اجرای نظام بازرسیهای گسترده است. اما از نگاه جمهوری اسلامی، تجربه کشورهایی مانند عراق، لیبی و اوکراین نشان داده است که کنار گذاشتن برنامههای بازدارنده میتواند آنها را در برابر مداخله خارجی آسیبپذیر کند؛ در حالی که کره شمالی توانسته است در سایه توان هستهای خود بقا یابد.
او به نقل از یک مقام پیشین ایرانی مینویسد که جمهوری اسلامی همچنان دانش فنی لازم برای تولید سلاح هستهای را در اختیار دارد و اکنون بیش از گذشته انگیزه دستیابی به آن را پیدا کرده است. این مقام همچنین مدعی شده است که سپاه پاسداران دهها تاسیسات زیرزمینی موشکی در اختیار دارد که برخی از آنها از سایتهای هستهای هدف قرارگرفته نیز عمیقتر هستند.
سجادپور میگوید دولت ترامپ در حال ترسیم دو مسیر برای تهران است. مسیر نخست، کنار گذاشتن برنامه هستهای نظامی، محدود کردن فعالیت نیروهای نیابتی و کاهش خصومت با آمریکا و اسرائیل در ازای سرمایهگذاری گسترده کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و ادغام بیشتر در اقتصاد جهانی است. مسیر دوم، ادامه وضع موجود همراه با تحریمهای شدید، محاصره دریایی و احتمال ازسرگیری جنگ خواهد بود.
اما نویسنده تاکید میکند که تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد جمهوری اسلامی هرگز حاضر نشده اصول ایدئولوژیک خود را با رفاه اقتصادی مبادله کند. او یادآور میشود که تهران تنها دو بار دست به مصالحههای بزرگ زده است؛ نخست در سال ۱۳۶۷ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق و دوم در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با دولت باراک اوباما. در هر دو مورد نیز فشار اقتصادی و دیپلماتیک شدید وجود داشت، اما از جمهوری اسلامی خواسته نشده بود هویت انقلابی خود را کنار بگذارد.
سجادپور در پایان نتیجه میگیرد که نه جنگ و نه مذاکره تاکنون نتوانستهاند مساله اصلی روابط ایران و آمریکا را حل کنند. به نوشته او، معمایی که از سال ۱۳۵۷ همه روسایجمهوری آمریکا با آن مواجه بودهاند همچنان پابرجاست: «ایالات متحده به یک توافق نیاز دارد، اما جمهوری اسلامی به آمریکا به عنوان یک دشمن نیاز دارد.» به همین دلیل، حتی اگر جنگ کنونی متوقف شود، رویارویی راهبردی و ایدئولوژیک میان دو کشور ادامه خواهد یافت.















