Wednesday, Jul 29, 2026

صفحه نخست » و اما اپوزیسیون، ابوالفضل محققی

Abolfasl_Mohagheghi_4.jpgاپوزیسیون ایرانی مخالف جمهوری اسلامی چگونه اپوزیسیونی است؟

اپوزیسیونی است نادر که مشابه آن را کمتر می‌توان دید. مخالفانی هستند که نعل‌به‌نعل تمام اخلاق و خصوصیات جامعه ایران را با خود حمل می‌کنند؛ البته نه نسل جوان ایران، بلکه لایه‌های عمدتاً سنتی و متوسط جامعه که هنوز از قید تفکر دهه‌های گذشته خود خلاص نشده‌اند!

اپوزیسیونی منطبق بر ویژگی‌های نشئت‌گرفته از خلق‌وخوی ایرانی! انتقادناپذیر، خودمحور، همه‌چیزدان که نیازی به استفاده از تجربه تاریخی دیگر نیروهای اپوزیسیون در سطح جهان ندارد. با یک کلمه «ما ویژگی‌های خود را داریم»، از به‌کارگیری تجربه و عملکرد آن‌ها سرباز می‌زند.

بررسی وضعیت اپوزیسیون ایرانی مخالف جمهوری اسلامی کاری است نه‌چندان آسان؛ چرا که همان پیچیدگی‌ها و نارسایی‌هایی را با خود حمل می‌کند که درون جامعه و درون حاکمیت جمهوری اسلامی وجود دارد.

سیمای اپوزیسیون موجود جمهوری اسلامی عمدتاً تشکیل‌یافته از افرادی است که اکثریت آن‌ها هم‌نسل، می‌شود گفت هم‌سن هم‌اند، که طی سال‌ها آبشخورشان عمدتاً با تکیه بر همان ایدئولوژی‌های مرسوم و کلاسیک شترگاوپلنگی است که سال‌ها با آن زندگی کرده‌اند.

با وجود ادعای به‌روز شدن، اکثراً رهبران آن‌ها و تشکیلات ملهم از این رهبری دارای کاراکترهای مشابه هم هستند. با وجود جدایی و فاصله زیاد از هم، اما در عمل حامل آن بار فکری و عملی هستند که مخصوص ما دهه‌پنجاهی‌ها و شصتی‌ها و تا حدودی هفتادی‌هاست.

افرادی با کاراکترهایی که فکر می‌کنیم تافته جدابافته‌ای هستیم که در تشکیلات‌های مختلف با نگاه‌های ایدئولوژیک متفاوت گرد آمده و با جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم. ادعای به‌روز شدن و همگامی با مردم و مبارزه آن‌ها با جمهوری اسلامی را داریم؛ حال آنکه مطلقاً چنین نیست.

چرا که ما هنوز بازتاب‌دهنده خواسته‌های آن بخش از جامعه هستیم که هم‌نسل ما هستند. ما ادعای همگامی با نسل جدید را داریم! ادعای درک نگاه و خواسته‌های آن‌ها را داریم. ادعا می‌کنیم که همگام با این نسل با جمهوری اسلامی مبارزه می‌کنیم؛ ادعایی که نمی‌تواند واقعی باشد.

چرا که وقتی به ترکیب رهبری این جریان‌ها، از خود جمهوری اسلامی گرفته تا جریان‌های چپ تکه‌تکه‌شده که دلیل تکه‌تکه شدن خود را در به‌روز شدن و تجدیدنظر در تفکر خود عنوان می‌کنند، نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که مطلقاً چنین نیست.

بیشتر از آنکه محصول تجدیدنظر در تفکر و همگام شدن با نسل جدید باشد، محصول کشمکش بر سر قدرت، جایگاه، خودخواهی‌های فردی و کاراکترهای شخصی افرادی است که هنوز در توهم رهبری و همه‌چیزدانی خاص جریان‌های سیاسی دهه پنجاه هستند.

از مجاهدین پرمدعای امام‌زمانی گرفته تا بخشی از سلطنت‌طلبان غرق در رؤیای گذشته، تا جمهوری‌خواهانی که هنوز تهِ دیدشان چپ هستند و هنوز خطر جریان سلطنت‌طلبی را خطرناک‌تر از جریان جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کنند؛ هرچند که ادعا کنند دشمن اصلی جمهوری اسلامی است!

جریان‌هایی که در هر پیچ تندی که پای آمریکا به میان می‌آید و اخیراً پای جنگ، رگ‌های گردنشان متورم می‌شود! از قالب دموکراتیک بیرون می‌آیند، همگام با جمهوری اسلامی می‌شوند و در برابر خیل عظیم مردم، عمدتاً جوانان، که متأسفانه پنجاه سال حکومت اسلامی آن‌ها را از هرچه که بوی ایدئولوژیک بدهد بیزار کرده و در تقابل با حکومت قرار داده، می‌ایستند و قبل از آنکه نوک تیز حمله خود را متوجه حکومت جمهوری اسلامی کنند، متوجه این نگاه و این افراد می‌سازند.

سخن از درک نسل جوان می‌کنند، از درک نیازهای آن‌ها، درک نگاهشان به زندگی و انتخابشان و ادعای حمایت و همگامی با آن‌ها؛ اما آنچه در عمل به نمایش می‌نهند، همان نگاه صلب و خشک شرطی‌شده در بندبند وجودشان است، پیچیده‌شده در زرورق جمهوری‌خواهی و آزاداندیشی که وقتی باز می‌کنی، همان بوی کهنگی مانده از دهه‌های گذشته را می‌دهد که اساس آن بر مبارزه ضدامپریالیستی، تقبیح نزدیکی به آمریکا و برحذر داشتن از شخص رضا پهلوی است، به‌عنوان سمبل سلطنت.

هرچند که جدی‌ترین و پرحمایت‌ترین جریان اپوزیسیون در بین همان مردم و جوانانی باشد که بدنه اصلی مبارزه با جمهوری اسلامی را تشکیل می‌دهند؛ هزاران جاویدنامی که در دی‌ماه به میدان آمدند و با گلوله‌های شلیک‌شده توسط جانیان حکومت اسلامی و با دستور مستقیم شخص خامنه‌ای قتل‌عام گردیدند.

دردا که از قلم برخی از رهبران گذشته چپ، از قبیل خانم رقیه دانشگری، چه حمد و ثنایی که نثار این جانی نشد و دسته‌گل‌هایی که در پای تصاویر او نهاده نگردید، و آقای نگهدار که جنگ اخیر را نشانی از اقتدار نظام و انسجام آن ارزیابی کرد و مهم‌ترین نقطه قوت خامنه‌ای را نیز در همین چارچوب، ایجاد توان دفاعی و حفظ ساختار نظام ارزیابی نمود و بر مشروعیتش پای فشرد.

جریان‌ها و افرادی که به‌جای محکوم کردن جانیان، به میدان آمدن میلیونی جوانان در راستای آزادی را به بهانه زودرس بودن آن زیر سؤال بردند و انگشت اتهام را از روی جانیان برداشته و متوجه شخص شاهزاده رضا پهلوی کردند.

نگاهی از نظر من عامدانه که همه‌چیز، از جمله حرکت در راستای تشکیل یک ائتلاف را زیر سؤال می‌برد و در عمل هم‌راستا با مبارزه به‌اصطلاح ضدآمریکایی حکومت جمهوری اسلامی می‌شود.

ادامه دارد

ابوالفضل محققی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy