اثر نیکروز اعظمی
طرح روی جلد: هرمز قبادی
ما ایرانیان قرنهاست که با مفاهیمی چون «فرهنگ غنی»، «عصر زرین فرهنگ ایران»، «رنسانس ایرانی»، «عظمت ایران باستان» و شکوه و جلال تاریخی خو گرفتهایم؛ چنانکه این گزارهها، بیش از آنکه موضوع تأمل و سنجش باشند، به باورهایی بدیهی و تردیدناپذیر بدل شدهاند.
بر بستر همین انگارههای ریشهدار است که بسیاری از بزرگان ما در شکوفایی و گسترش اسلام نقشی فرهنگی ایفا کردند و امروز نیز گاه خود را از عرب، اسلامیتر میپنداریم. همزمان، برای پنهان ساختن این وابستگی عمیق، چنین وانمود میکنیم که اسلام را «ایرانی» کردهایم و از این رهگذر، برای آینده نیز از درآمیزیِ «ایرانیت»، «اسلامیت» و «مدرنیت» (سه مفهومی که از بنیاد، خاستگاهها و مبانی متفاوت و نامتجانسی دارند) الگویی برای سامانبخشی به زندگی اجتماعی میسازیم، بیآنکه روشن کنیم فردیت، آزادی و خودآیینی انسان در کدام بخش از این منظومه، بهویژه در قلمرو اسلامیت، میتواند جایگاهی واقعی بیابد.
از همینرو، ما هنوز به خویشتنِ واقعی خویش آگاه نشدهایم. هر دستاوردی را که زاده جهان جدید و فرهنگ غرب است، با این پیشفرض مینگریم که نمونه برتر آن را پیشتر خود داشتهایم یا اکنون نیز در اختیار داریم.
از این منظر، دورهای را که «اندیشمندان» تازهمسلمانِ ایران در پرورش و گسترش دینی میکوشیدند که در آن انسان، بیش از آنکه «فرد» باشد، «عبد» است، در ذهن خود «عصر زرین فرهنگ ایران» یا «رنسانس ایرانی» پروراندیم، بیآنکه معنای راستین رنسانس، یعنی «باززایی»، را دریافته باشیم.
رنسانس اروپا از بازگشت به میراث عقلگرای یونان و روم و احیای آن پدید آمد؛ حال آنکه «بازگشت» در سنت فرهنگی ما، غالباً بازگشت به دینیت بوده است. از همینرو، این کتاب بر آن است که میان «باززایی» و «نوزایی» تمایزی بنیادین وجود دارد و بر این اساس، انقلاب اخیر ایران را، که بر محور فردیت استوار شده است، نشانهای از نوزایی میداند، نه استمرار و احیای گذشته.
همچنین، دفتر سوم این کتاب به واکاوی مفهوم «انقلاب» و تبیین معنای دقیق آن اختصاص دارد؛ واکاویای که از رهگذر تحلیل و بررسی انقلابهای شناختهشده، میکوشد معنای راستین این واژه را آشکار سازد.
از سوی دیگر، از راههای گوناگون، از جمله در ترجمان مفاهیم، خواسته یا ناخواسته جهانبینیهای متفاوت را بر یکدیگر منطبق میکنیم و بدینسان، ماهیت تاریخی ـ فرهنگی آنها را دگرگون میسازیم.
نمونه روشن آن، برگردان Theoi (در یونانی: Θεοί)، یعنی خدایان اساطیری یونان، به «دیوان» در ترجمههای ایلیاد و ادیسه است. این برگردان، نه صرفاً یک لغزش زبانی، بلکه انتقال دستگاه مفهومی فرهنگ ایرانیِ ثنوی به درون فرهنگ عقلگرای یونان است.
با بهکارگیری واژه «دیو»، بیدرنگ مفهوم «فرشته» نیز در برابر آن تداعی میشود و بدینترتیب، جهانبینی دوگانه خیر و شر بر متن یونانی تحمیل میگردد؛ حال آنکه چنین تقابلی اساساً در فرهنگ یونان باستان وجود نداشت.
یونانیان از Theoi، یعنی خدایان گوناگون، سخن میگفتند؛ خدایانی که در کنار انسان حضور داشتند، با او در کشاکش، خطا، عشق، خشم و سرنوشت شریک بودند و خود نیز از کاستی و تعارض برکنار نبودند.
در مقابل، در فرهنگهای مبتنی بر ثنویت دینی، مانند فرهنگ ایران، هستی بر بنیاد تقابل دو نیروی متضاد سامان مییابد و رستگاری در گرو پیروزی یکی بر دیگری است؛ چنانکه فرشته باید بر دیو چیره شود یا اهورامزدا بر اهریمن غلبه یابد.
از اینرو، یکسانانگاری Theoi با «دیوان»، نه ترجمهای دقیق، بلکه فروکاستن دستگاهی فلسفی و اسطورهای به دستگاهی دیگر با مبانی کاملاً متفاوت است.
کتاب «عصر تیرگی فرهنگ ایران (خویشتنِ ناخویشآگاه)» تلاشی است برای نگریستن دوباره به فرهنگ بومی ایران؛ نگاهی که میکوشد از ورای عادتهای ذهنی، اسطورههای تاریخی و خودستاییهای فرهنگی عبور کند و سیمای واقعی این فرهنگ را، در حد ممکن، در آینه نقد آشکار سازد.
این کتاب بر این باور است که ایرانی، پیش از آنکه به تفسیر اندیشهها و رویدادهای مغربزمین بپردازد (که استعداد آن را هم ندارد)، باید نخست خویشتنِ واقعی خویش را بیپرده از درون بنگرد و با واقعیت سیمای فرهنگی خویش روبهرو شود؛ زیرا هیچ نوزاییای بدون خودآگاهی از خویشتن فردی و فرهنگی خویش، به سرمنزل نخواهد رسید.
این کتاب در «دهمین نمایشگاه کتاب بدون سانسور» نیز در استکهلم، با حضور نویسنده، معرفی خواهد شد. این کتاب را میتوانید در همین نمایشگاه یا از طریق انتشارات باران تهیه نمایید. نحوه تهیه الکترونیکی کتاب برای کسانی که در ایران زندگی میکنند، متعاقباً اعلام خواهد شد.
نیکروز اعظمی

و اما اپوزیسیون، ابوالفضل محققی
















