نخست شاخه ها را زدند، اينک سراغ تنه اصلی درخت آمده اند! ناصر مستشار
اگر گزارش (شبکه جنبش راه سبز که حکايت از شنيده هائيست که از منابع آگاه خبری تهران مبنی بر دستور آيت الله خامنه ای، که بازداشت آقای مهدی کروبی را صادر کرده است، موثق باشد، آنگاه ولی فقيه حاکم بر ايران سيد علی خامنه ای ـ بی تدبيری در راه حفظ نظام خود را به اوج خود رسانده است.
قاعدا رهبری نظام در همين راستا برای نيروهای برانداز جمهوری اسلامی جای بسی مسرت فراهم آورده است. رهبر حکومت اسلامی با شرکت مستقيم خود در کودتای ۲۳ خرداد عليه آرای مردم ،عملا در سنگری کاملا پوشالی پناه گرفت که همين جهالت بی انتها در نهايت باعث برچيده شدن حکمرانی او وشريکش احمدی نژاد منجر خواهد گرديد. شايد جمله بسيار حکميانه زير در اين روزها فراخورحاکمان جبار ايران باشد که می گويد:خدايا تو را شکر می کنم که دشمنان ما را احمق آفريدی!امام صادق
آری ! سيدعلی خان رهبر ـ ديروز در خطبه های نماز جمعه نشان داد که با جنون بی اندازه درراه حفظ قدرت خويش مانند همه مستبدان تاريخ تا آخر خط به يک دندگی ادامه خواهد داد واين همان چيزيست که مخالفان جمهوری اسلامی را راضی می نمايد.خامنه ائی راهی را می رود که محمد عليشاه قاجار رفت .وی نيز به اندازه کافی متشرع هست وهم مستبد!اماعاقبت سرنوشت محمدعليشاه بسيار رقت آميز به پايان رسيد و زندگی تبعيدی را ابتدا در اودسا روسيه وسپس در پی انقلاب بلشويکی به استانبول ترکيه فرار کرد ودر همان کشور جان سپرد.چموش گری های خامنه ائی نيز به شدت به گردن کشی های محمد عليشاه قاجار شباهت دارد.محمدعليشاه نيز يک روز سوگند می خورد حافظ قانون اساسی مشروطه باشد اما روز ديگر آزاد يخواهان مشروطه خواه را دست می کرد.متاسفانه در تاريخ ايران بعلت رشد نيافتگی جامعه مدنی در سايه استبداد ويرانگر ،همه اتفاقات سياسی از عصر صفويه تاکنون هيچ تغييری نکرده است وحوادث گوناگون دائما در حال تکرارند.مخالفانی که پيشاپيش در قبل از انتخابات آرزو کرده بودند تا بهر وسيله ممکن بارديگر محمود احمدی نژاد به مقام رياست جمهوری دست يابد تا وضعيت داخلی وخارجی حکومت اسلامی ايران هرچه بيشتر به وخامت وآشفتگی گرفتار آيد تا درسايه نارضايتی مردم ونيروهای سياسی وپايان پروسه اصلاح طلبی يک بار برای هميشه در صحنه های سياسی ايران ،همگان به گزينه سرنگونی نظام رضايت دهند که همين نيز شد!آری ، آقای خامنه ائی با لجاجت های مستبدانه خود توانست بخوبی آرزوی دشمنان حکومت اسلامی و طرفداران روی کار آمدن نظام نوين در ايران را بر آورده سازد.در روزهای اول کودتا وقتی سيد علی خامنه ائی در اولين نماز جمعه بعد از انتخابات عليه آزادی و به نفع تقلب و به طرفداری از رئيس جمهور برگزيده کودتا سخن گفت ،مردم ايران به شکل خودجوش ومليونی در شهرهای بزرگ ايران عليه اظهارات خام و ديکتاتور منشانه خامنه ائی ـ عليرغم سرکوب و تيراندازی دست به تظاهرات گسترده زدند و به نحو احسن و تاريخی همه نگاه های جهانيان را به خود جلب نمودند که چه اراده سهمينگی مردم در توان دارند!آری ،مردم ايران هرروز به شکل مليونی به خيابانها آمدند اما اصلاح طلبان متفرق نتوانستند از آن حرکت مليونی به شکل احسن عليه دولت کودتا بهره گيرند! آنها همچنان در توهم تغيير رای رهبر می کوشيدند تا شايد نظر ولی فقيه را بسوی خود جلب نمايند واو از خر شيطان پائين بيايد. بخش وسيعی از نيروهای اصلاح طلب در سرنگونی شاه شرکت فعال کرده اند و اينرا بخوبی ميدانند که آزادی و دمکراسی در هيچ دوره ائی با التماس و گدائی بدست نمی آيد.اصلاح طلبان غم نظامی را می خورند که آن نظام قصد نابودی آنها وهمه جامعه سياسی معترض را کرده است.اصلاح طلبان اينک مدتهاست که خود در دريای طوفانی گرفتار آمده اند اما همچنان در حال تلاشند تا موجودی سرطانی بنام نظام را نجات دهند ـ اگر آنها هرچه سريعتر به خود نيايند،نظامی که در حال غرق شدن است ـ آنها را نيز به قعر دريا خواهد برد. کودتاچيان چون از بی برنامگی وعدم اتحاد اصلاح طلبان مطلع شدند ، ابتدا ياران نزديک اصلاح طلبان را يک به يک دستگير نمودند ودر زندانها از آنها به زور اعترافاتی گرفتند که مرغ پخته را به خنده و ناباوری وا می داشت.آنهائيکه از نزديک شاهد بريدن درخت های تنومند بوده اند ، اينرا بخوبی ميدانند که صاحبان حرفه بريدن درخت در جهان ـ ابتدا شاخه های کوچکتر درخت تنومند را می زنند سپس سراغ تنه اصلی درخت می روند تا با سهولت يک درخت تنومند را از جا بکنند.اينک جلادان آزادی و انسانيت در ايران نيز همان رفتار را در حق اصلاح طلبان روا داشته اند. آنها در روزهای نخست جرات پاسخگوئی به رهبران اصلاح طلب را نداشتند. اما آنها رفته رفته به رهبری حسين شريعتمداری در کيهان رهبری وبه فرمان خامنه ائی ،نيروهای اصلی پيرامون اصلاح طلبی را به زندانهای مخوف با روش های اعتراف گيری روانه نمودند.سپس روزنامه کيهان پرونده ساز ـ کم کم لودگی و فحاشی را عليه رهبران اصلی اصلاح طلبی را آغاز نمود و پشت سرهم فرامين و فتواهای مفسد الارض و دستگيری رهبران اصلاح طلب را صادر نمود تا افکار عمومی آماده شود تا در يک يورش همگانی بيشتر رهبران شناخته معترض به تقلب انتخاباتی و کودتای مخملی دستگير گردند ودر همين راستا مردم ناراضی و معترض بدون رهبری سياسی وسازمانگر بمانند تا ديگر راه رسيدن به آزادی را رها سازند.اماتاريخ تاکنون نشان داده است که همه اين تمهيدات تنها مانند آخرين ميخ هائيست که برتابوت ديکتاتور کوبيده می شود ، وگرنه مردم همواره در راستای مبارزات خويش ـ رهبران واقعی خود را برای رسيدن به اهداف نهائی بدست خواهند آورد .آقای مهدی کروبی که از همان آغاز با شجاعت بی نظيری عليه جنايات انجام گرفته توسط کودتا گران ـ دست به افشاء گری جانانه زده است ، نخست مورد کينه دشمنان آزادی و انسانيت قرار گرفت و تاکنون تاريخ حکومت های توتاليتر در جهان نشان داده است که طبيعت مستبدان ـ مساويست با برنتابيدن راستگويان ،فاش گويان و طرفداران وجدان بيدار انسانی که در هم تنيده شده است!