شنبه 5 تیر 1389   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

رژيمی که برای ايران، هم‌چنان گام‌های صدامی برمی‌دارد! ناصر مستشار

دولت جمهوری اسلامی از سرکوب جنبش مردم ايران سرمست است و اينک خود را آماده می سازد تا با جهان به نزاع برخيزد!

شوربختانه در ايران کنونی ، فردی حکومت ميکند که با ديپلماسی لج بازی کودکانه اش سياست های سرنوشت ساز کشور رابانابخردی پيش می برد تا هرچه بيشتر بسوی پرتگاه نزديک گردد!؟« احمدی نژاد از تصويب قطعنامه چهارم اظهار خوشحالی کرد!بی بی سی«در ضمن محمود احمدی نژاد غرب را تهديد نمود که از کرده خويش پشيمان خواهند شد!اما قبل از تصويب قطعنامه چهارم ،همه دولت نابخرد جمهوری اسلامی در تمام جهان بسيج شده بودند تا تحريم تازه به تصويب نرسد اما با ناباوری آنها قطعنامه چهارم نيز تصويب شد و آنها را وادار به تهديد و کر کری خواندن عليه غرب کرده است .تهديد ات اخير حکومت اسلامی عليه غرب همان اسنادی است که طرفداران حمله نظامی بدان محتاج اند وجنگ طلبان را بيشتر به نيات خود نزديک می سازد تا افکار عمومی را برای اقدام نظامی آماده سازند!



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


لجبازی های رهبران نابخرد جمهوری اسلامی در مورد مسائل اتمی ، مردم و موجوديت ايران رابه بازی گرفته است.وضعيت ناهنجارتری می تواند بسرعت شکل بگيرد بی آنکه مردم ايران خواستار و تعين کننده آن باشند بلکه يک حکومت کودتائی و زور گو برای بر آورده ساختن شهوات قدرت طلبی خود حاضر شده است تا سرنوشت يک سرزمين و ملت تاريخی رابه بازی بگيرد.رژيم اسلامی اينک با بی تدبيری هميشگی خود می انديشد که از صدام قوی تر است و غرب مانند سالهای گذشته قدرتمند نيست اما رهبران اسلامی از اين موضوع غافلند که غرب زخم خورده می تواند از گرگ زخمی نيز برای حفظ اعتبار و قدرت جهانی ، خطرناکتر باشد. رهبران جمهوری اسلامی با لج بازی های کودکانه و غير سياسی خود تنها آرزوهای نيروهای جنگ طلب را بر آورده می سازند. بايد اقرار کرد که جرج بوش بدرستی گفته بود که رژيم اسلامی مردم ايران را برای رسيدن به بلند پروازی های خود به گروگان گرفته است!کشور ايران در فقر و نابسامانی غوطه ور است اما رژيم اسلامی به يک دندگی با کشور های جهان برخاسته است.راه لج بازی را که رژيم اسلامی با غرب برگزيد ه است قبلا صدام پيمود و عراق را به نابودی کشاند.تنها راه جلوگيری از آغاز جنگ در اين هست که جنبش سبز به پيشرفت های چشمگيری دست يابد و خود را نماينده قانونی مردم ايران برای جهانيان معرفی نمايد و به تمام قرارداد بين المللی احترام بگذارد تا از آغاز جنگ جلو گيری نمايد.حاکمان جمهوری اسلامی سخنگوی مردم ايران نيستند ودر ۲۲ خرداد عليه آرای مردم کودتا کرده اند وبه هيچ وجه حق ندارند به نمايندگی از جانب مردم ايران در مورد مسائل اتمی وغيره مذاکره و تصميم بگيرند.تصميم رهبران حکومت اسلامی اينک در مورد مسائل اتمی به معنای اعلان جنگ به جهان است که اين هرگز خواسته مردم در زنجير ايران نبوده است. در واقع اينک رژيم اسلامی با تصميم گيری های مقابله جويانه در برابر جهانيان خود را برای يک خودکشی آماده می سازد.اما مردم ايران خواستار اين خودکشی نيستند.مردم ايران در طی تظاهرات ميليونی در ماههای گذشته عليه حاکمان اسلامی اين پيام را به جهانيان رسانده اند که حکومت اسلامی ديگر مشروعيت ندارد.صدام نيز تا آخرين ساعات قبل ازآغاز جنگ به تمام پيشنهاد های مصالحانه جويانه غرب پاسخ منفی داد وعاقبت عراق را اسير عفريت جنگ نمود.اينک جمهوری اسلامی نيز به لجاجت های صدام روی آورده است که پايان خوشی برای کشور ايران نخواهد داشت.غرب نيز اينک اينرا نمی فهمد که مردم و کشور ايران در مورد مسائل و تصميم گيرهای اتمی بی گناهند وبه صلح دائم در منطقه علاقمندند . بلکه اين رژيم جمهوری اسلامی است که جنگ طلب است.

حاکمان اسلامی مانند صدام به همه پيشنهادات غرب برای حل وفصل ديپلماتيک پروژه اتمی خويش جواب رد می دهند.غرب نيز در برابر ايران يکپارچه نيست وجمهوری اسلامی شاهد سستی های آنهاست. جمهوری اسلامی با آگاهی از عدم يکپارچگی غرب در برابر خويش، می خواهد هرچه بيشترفرصت بخرد تا برای پيشبرد سياست کسب دانش اتمی سود بجويد.عدم يکپارچگی غرب عليه جمهوری اسلامی مانع اتحاد کشورهای اسلامی با ايران ميشود.اگريکپارچگی غرب عليه ايران که داعيه رهبری جهان اسلام را نيز دارد، بسرعت شکل می گرفت ـ جنگهای صليبی را تداعی می کرد. اما تفرقه وعدم سياست متحد عليه حاکمان ايران درميان کشورهای غربی مانند دوره حمله نظامی به عراق به ميان کشورهای اسلامی نيز سرايت کرده است و تضاد ايران اسلامی با غرب را به تقابل مسيحيت واسلام نمی کشاند ،چراکه قدرت گيری بيش از پيش جمهوری اسلامی در منطقه همه حاکمان منطقه را به وحشت واداشته است و همه آنها خطری بنام اسرائيل رايا به فراموشی سپرده اند ويا ديگر بدان چندان بها نمی دهند. جمهوری اسلامی هرچه بيشتر منزوی می شود و حتی ترکيه حاضر نيست کنار احمدی نژاد بماند!«« دمشق السياسه، العربيه :
بنا به خواست مقامات ترکيه، سوريه انتشار پوستری که در آن سران ايران و سوريه و ترکيه در کنار هم ديده می شوند را ممنوع اعلام کرد.

در سوريه پوسترهايی چاپ می شد که در آن ها چهره رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه در کنار بشار اسد و محمود احمدی نژاد روسای جمهور سوريه و ايران و همچنين خالد مشعل رئيس دفتر سياسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطين (حماس) و سيد حسن نصر الله دبير کل حزب الله لبنان به تصوير کشيده می شد.

به گزارش روزنامه کويتی "السياسيه" به نقل از منابع آگاه، "عمر اهانون" سفير ترکيه در دمشق چند روز پيش در پيامی فوری به "وليد معلم" وزير خارجه سوريه و "رضوان لطفی" رييس دفتر اروپا در وزارت خارجه سوريه، از آنها خواست انتشار پوسترها متوقف شود.

همه تحليل گران سياسی داخلی وخارجی بر اين موضوع پای می فشارند که ايران ـ عراق نيست!اما همه آنها اين موضوع را نمی پرسند که چگونه عراق ـ آماده حمله نظامی برای امريکا شد و عراق تحت حاکميت صدام کدام پروسه ها را پشت سر گذاشت تا مشروعيتی برای امريکابدست آيد تا مورد حمله نظامی قرار بگيرد؟ماداميکه عراق با تشويق های ضمنی امريکا در سال ۱۹۹۰ ميلادی دست به تصرف کويت نمی زد ـ امکان نداشت که در سال ۲۰۰۳ مورد تجاوز نيروهای ائتلافی قرار بگيرد!پس از آنکه صدام به کويت حمله برد، صدام در جهان عرب وغرب منزوی گرديد وهمه حاميان قبلی خود را در جنگ با ايران از دست داد.تصرف کويت برای صدام يک دام بود که برای برنامه های دراز مدت امريکا و برای آينده منطقه گسترده شده بود.وقتی جرج بوش پد رـ صدام را از کويت بيرون راند اين مشروعيت منطقه ائی و جهانی را بدست آورده بود تا روزی وارد عراق نيز بشود اما با وساطت و توصيه های مدبرانه رهبران عربستان سعودی که ناظر بر قدرت گيری جمهوری اسلامی در منطقه بودند ـ امريکا را از تهاجم به کشورعراق بازداشتند.صدام در يک پروسه دوازده ساله همه زمينه ها و آرزوهای امپرياليست ها را بر آورده ساخت تا حمله نهائی به عراق نفت خيز برای سرنگونی صدام ـ جامه عمل بپوشد!اما جمهوری اسلامی با اتخاذ سياست های افراطی تر در برابر جهانيان، همه آن پروسه دوازده ساله صدام را که بالاخره به در گيری نظامی انجاميد در حال حاضر به سرعت داده است. حکومت باند خامنه ائی واحمدی نژاد وسپاه براين خطر جنگ را نه اينکه تقليل نداده است بلکه بر شدت آن افزايش داده اند.جمهوری اسلامی به رهبری خامنه ائی بی تدبير با برگزيد ن احمدی نژاد می خواست بر طبل افراطی گری بکوبد تا دنيای غرب ازقلدری جمهوری اسلامی به وحشت در آيد!اما همه تحليل گران سياسی داخلی وخارجی شاهدند که درسايه دولت احمدی نژاد چگونه پروسه و پروژه حمله نظامی را سرعت بخشيده است!صدام از آنجائيکه با محوريت مذهب به قدرت نرسيده بود، بلکه با ناسيوناليست عرب بر عراق چنگ انداخته بود هيچگاه مانند احمدی نژاد خود را نماينده امام زمان و ادعای مديريت جهان را در سر نمی پروراند!صدام عليرغم اينکه چند موشک اسکات در جنگ کويت در سال ۹۱ ميلادی بسوی اسرائيل شليک کرد و همان باعث شد که قبر خود را بدست خويش بکند اما هرگز بطور مکرر شعار نابودی اسرائيل سر نداد.صدام يک حکومت يکد ست نظامی را بر عراق حاکم کرده بود و مانند ايران ـ با جناح بندی های شکننده و حکومت گران متخاصم روبرو نبود!اما امريکا چکار بايد بکند تا هرچه بيشتر برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی مشروعيت بد ست آورد؟جهان از بالا رفتن قيمت نفت به مرز بشکه ا ئی ۱۵۰ دلار در سايه حمله نظامی به مراکز اتمی جمهوری اسلامی به وحشت رسيده است و همه جهانيان عامل گرانی آتی نفت را ناشی از بحران اتمی جمهوری اسلامی می دانند.همانطور که همگان می دانند ـ اسرائيل وامريکا فعلا قصد پياده کردن نيروی نظامی در خاک ايران را ندارند وتنها به حمله هوائی واز بين بردن تاسيسات اتمی جمهوری اسلامی دست خواهند زد که در آن هنگام برابر پيش بينی اقتصاد دانان ـ قيمت هر بشکه نفت به ۲۷۰ دلار نيز خواهد رسيد که تا همينجا يک شوک کوبنده بر اقتصاد بحران زده جهان است اما به خود امريکا صدمه زيادی نخواهد رسيد چون اين کشور از نفت سرشاری در آلاسکا ودر خود امريکا برخورداراست .در جريان حمله هوائی امريکا واسرائيل به مراکز اتمی جمهوری اسلامی ـ همه استعدادهای نظامی و موشکی ايران نيز از بين خواهند رفت تا موشکی از جانب ايران بسوی اسرائيل شليک نگردد .اگر جمهوری اسلامی نتواند پاسخ نظامی متناسب به امريکا واسرائيل بدهد ـ برابر ادعا های هميشگی رهبران و سپاهيان ارشد جمهوری اسلامی ـ آنگاه نيروهای نظامی تهران تنگه استراژيک هرمز وآنسوی آبهای خليج فارس را خواهند بست و شايد جزيره بحرين را بعنوان بخشی از قلمرو واگذار شده ايران به گروگان در آورند .در کنار همه اينها جمهوری اسلامی به ناوگان های امريکا در خليج فارس حمله خواهد برد.در چنين موقعيتی قيمت هر بشکه نفت از ۲۷۰ دلار هم فراتر خواهد رفت و اقتصاد بخش وسيعی از جهانيان فلج خواهد شد ودر آن وضعيت همه نگاه ها بسوی ايران بعنوان عامل نابسامانی های جهانی دوخته خواهد شد که به حل مسالمت آميز و ديپلماتيک مسائل اتمی گردن نمی گذارد .آنموقع امريکا به افکار عمومی جهان توضيح خواهد داد که عامل بدبختی و گرانی نفت و رکود اقتصاد جهانی ـ رژيم حاکم بر ايران هست ودر سايه همين سياست ـ همان مشروعيتی را که برای اخراج صدام از کويت بد ست آورده بود اين بار در برابر ايران منزوی شده بدست خواهد آورد تا کار را يکسره کند تا برای آزاد سازی تنگه حياتی هرمز در خاک ايران نيرو پياده کند ودر همين راستا خود را به مرزهای آسيای ميانه وماوراء قفقاز ودر همسايگی روسيه نوپا برساند. با وضعيتی که پيش روی داريم ،اگر پای روسيه به آبهای گرم خليج فارس نرسيد اما پای امريکائيها به راه ابريشم که بخش وسيعی از آن در آسيای ميانه قرار دارد خواهد رسيد! بهمين خاطر حکومت روسيه با بت حمله به ايران هم به غرب هشدار وهم به ايران گوشزد می کند که با جناح های معتدل غرب به توافق برسد!موقعيت سياسی و جغرافيائی ايران بعنوان آخرين مانع پيشروی جهان سرمايه داری تلقی می شود.تضاد های جمهوری اسلامی با غرب ديگر از مرحله مسائل اتمی گذشته و به مرحله حيثيتی و غيرتی ورجز خوانی هميشگی حاکمان تاريخ تبديل شده است و در همين راستا جمهوری اسلامی بعنوان عامل ناامنی در خاورميانه در مجاورت با نيروهای نظامی غرب در عراق وافغانستان بايد از ميان برداشته شود!

همه اين سياست ها را بخش های بسيار"هار وتوسعه طلب" سرمايه داری وهوس بازی های ديرينه امپراتوری هائی که از ديرباز در پی استقرار وتحکيم نهاد تک امپراتوری جهانی ـ رهبری ومديريت می کنند و جرج بوش ها و"او باما ها" تنها عوامل پيشبرد اين سياست ها می توانند باشند. کسانی که به پيروزی اوباما از حزب دمکرات دل خوش کرده بودند تا شايد جلوی جنگ گرفته شود در همينجا بايد گفت اگر شوروی به افغانستان لشگر نکشيده بود ـ قرار بود که جيمی کارتر دمکرات برای آزاد سازی گروگان ها در تهران درخاک ايران نيرو پياده کند و ۲۰،۰۰۰ هزار ايرانی کشته شوند.در مقايسه با جرج بوش دوم ـ بيل کلينتون از حزب دمکرات ومعشوغه باز،قبل از جرج بوش ـ عراق ،افغانستان ، يوگسلاوی،سودان،ليبی را بمباران کرده بود بی آنکه از حزب جمهوريخواه باشد!همين موضوع می تواند براحتی در مورد اوباما دمکرات رخ دهد.اوباما نيزبارها تکرار کرده است که از صبر و تحمل بی انتها در برابر يک دندگی های رهبران جمهوری اسلامی در مورد مسائل اتمی برخوردار نيست و گزينه نظامی همچنان بر روی ميز است.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016