آقای خاتمی مرز با قاتلين خط قرمز ملت است، علی مهربان
بنام خدا
سيد هميشه خندان، شاد و مدافع سرسخت حاکميت اسلامی(حکومت ملايان) که بسيار هم دوست داشتنی است جديدا دوباره فرمايشاتی داشته، شرط گذاشته، راه بازگشت و بخشش را به دو طرف ياد اور شده و پلشتی و زشتی سياست و خوی سياست بازان را در معرض داوری مردم و تاريخ اين سرزمين جاويد قرار داده است. امان از سياست و فرياد از سياست بازان، امان از حق فروشان ارزان فروش!!
سيد تا کجا!؟ به چه قيمتی!؟ حرمت خون شهيدان سبز پس چه شد!؟ عصمت بر باد رفته ياران چه ميشود!؟ مصائب ملت از دست حاکم جائر و اوباش وطن فروش بظاهر دين دار چه!؟ اين همانی نيست که موسوی ميگفت که در جنبش سبز هدف وسيله را توجيه نميکند!! توجيه شد يا توجيه تان کردند!؟ تعلق شما به صنف روحانيت، بار خاطر و دلبستگی تان به هم لباسان را توجيه پذير ساخته اما مردم چه؟ مردم و خواسته شان در کجای دايره سياست بازی شما مصلحان قرار ميگيرند؟ مردم را ابزار و وسيله رسيدن به خواسته ها پنداشتن و با افکار انان بازی کردن بس مذموم و زياده پلشتی، مرامی اموی است. مرز و حريم با دشمنان ملت، سارقان اراء مردم و قاتلين جوانان کشور در کجاست!؟ جوانان مورد هتک قرار گرفته چه ميشوند!؟ خوبان به اسارت رفته چه!؟ خانواده شهدای ملت در ان سال سرنوشت را چه ميکنيد!؟ سياست يعنی بی مرزی؟ کياست يعنی بی رگی!؟ سيد از مردم نخواه که پشت سر تو با يزيد اشتی کرده، در دوباره روی همان پاشنه بچرخد که می چرخيد. اين سبز جامگی هر چه که نداشت پرده ها را به کناری زده اوباش حاکم را در برابر ديدگان مردم عريان ساخت و ملتی را بخود اورده متوجه موقعيت خطير ميهن گرداند. مردم بخوبی چهره پليد، بدون پوشش و همراه با رذالت دين فروشان کذاب را در روزهای سرکوب ديده و وحشی گری و خوی ددمنش انها را با تمام وجود لمس کرده اند. مردم امروز دشمنان واقعی ايران و هويت مزدور لباده پوشان را باز شناخته ديگر رهايشان نخواهند ساخت، اگر که سياسيون سرد مزاج با افکار انحرافی و وعده های تو خالی و پيچ تند فريب ملت بگذارند! از ملت نخواه که دوباره با ترفندی ديگر هويت ملی خود را فراموش کرده در پس توطئه و نقشه خليفه عرب تبار بکام مصلحين و حکومت اخوندی سکوت کرده نابود شوند. سيد با سکوت خود محترم بمان و حرمتت را در ميان ملت هزينه اوباش مکن، بدان که بيعت با قاتلين وطن فروش و جانيان بالفطره، گناهی بس نابخشودنی است که از ديدگان ملت دور نمانده در تاريخ با نام خيانت و به رنگ سياه ننگ ثبت خواهد شد. مگر حسين با يزيد بيعت کرد!؟
مگر او از بيان سخن و رفتن به راه حق کوتاه امد!؟ اگر با يزيد بيعت ميکرد که رنج دنيا و مصائب عاشورا را بر خود و خانواده اش هموار نمی ساخت.
ايا پس از خيزش و سربلندی در برابر حاکم جائر و هماوردی و نبرد با ظالم فرصتی يا دليلی برای صلح و هم نشينی با وی باقی ميماند!؟ ايا حسين پس از انهمه مصائب رفته بر دين جدش و ظلمهای رفته بر تبار و مردمش راه صلح را پسنديد!؟ پس چه شد ان نهيب تشيع سرخ علوی که فرمان رشادت و ايستادگی در برابر حاکم ظالم را بلند جار ميکرد!؟ صلح با چه کسی؟ با بدتر از يزيد، با وطن فروشی خائن، با قاتلی ديوانه!؟ همو که مزورانه در ظاهر دين ميفروشد و در خلوت فرمان قتل داده ان کار ديگر ميکند!؟ همو که چپاول اموال ملت و بذل ان به مديترانه نشينان را مباح دانسته در پس ان مردم ميهن را ريشخند ميکند! همو که با ترفند يارانه ها مردم را بيش از گذشته به سمت فقر برده تا به ان توصيه قديمی دشمنان ايران عمل کرده، مردم را از گرفتن گريبانش بدينوسيله باز دارد. ميدانيم که پس از شکست در تمامی راههای منجر به فريب ملت ميخواهد با خريد زمان از طريق بازی باند اصلاحات و با توسعه و اشاعه فقر و گرفتن توان زندگی مطلوب از مردم، ايشان و جنبش سبز را به اضمحلال برده خيال خود را اسوده گرداند.
شما را چه ميشود؟ کدامين دغدغه شما را به ان سوی حصار دارلخلافه روان ساخته؟ از چه ميگوئی، هيچ ميدانيد!؟ از بخشش چه کسی و بخشيدن چه چيزی صحبت ميکنيد، به چه دلخوش هستيد!؟ مگر جفای به نواميس مردم قابل گذشت است!؟ مگر ريختن خون جوانان وطن برای شما قابل اغماض است!؟ مگر حبس خوبان وطن را نديده ايد!؟ مگر ظلم به مردم را در پس انتخابات و در خيابانها نشنيده ايد!؟ شراکت در قدرت الوده و همراهی با حاکم فرومايه در ظلم به ملت!! با قاتلان سر مردم را به زير اب کردن و درملاء بظاهر از حقوق مردم گفتن مشمئز کننده زياده پلشتی است!! حقوق ملت از اينراه که تو ميگوئی به صاحبانش نخواهد رسيد، فقط و فقط فروپاشی بساط نيرنگ و ظلم ملايان غاصب درمان الام اين ملت از پس سی سال دروغ و خدعه و نيرنگ است، اين تنها راه سعادت و سر بلندی مردم و سبب کرنش غاصبان قدرت(همانانيکه قدرت را با نام دين در سی سال پيش از ملت دزديدند) در برابر ملت مالکين حقيقی حکومت است. اينجا ايران است نه سرای خلافت اعراب اموی، قدرت و ثروت ايران وديعه مردم به حاکمان و امانتی ملی در دستان انان است، بايد در مقابل اين مردم که اقايان را از منابر پنج تومانی بالا کشيده به سرير قدرت نشانده اند، کرنش کرده سر تعظيم فرو اورند. اينکه تو ميگوئی راه خيانت، سرسپردگی و رذالتی است که خاندان پليد قاجار قبلا انرا پيموده در پی ان خفت و سرشکستگی را با خود بگور برده است. پشت کردن به خواسته ها و رای ملت بخشودنی و عبور کردنی نيست، خيانت است، پستی است، رذالت است! ميدانی از نشستن با قاتلين و هم صحبتی با جانيان خوی رذالت پيشگی در کالبد ادمی جاری خواهد شد!؟ انکه شما از بخشش او سخن ميگوئيد بر فرزندان مردم تيغ کشيده است، او تازيان را در کشور به جان ايرانيان و خوبان وطن انداخته است و به ان کار فخر ميکند، او دست دزدان را در چپاول ثروتهای ايران باز گذاشته، گدايان عرب ساحل مديترانه را با ثروت ايرانيان به اوج رسانده است. او دشمن است، دشمن مردم و دشمن ميهن عزيزم ايران، مگر به دشمنان پس از غلبه ضعف فرصت حيات مجدد و باسازی خود را ميدهند؟ انچه تو ميخواهی باز تکرار همان قصه تلخ بازيهای عهد قجر، و شگرد صد ساله سياست بازان بی هويت و وابسته در ايران است، ان همان قصه باز گرداندن مالک از جلوی خيمه مکر معاويه و عمرو عاص پليد است، شراکت در قدرت با انانکه خود را خليفه پنداشته در رويای دارالخلافه اموی سير کرده حقوق دزيده شده ملتی را غنيمت جنگی خويش می انگارند گمراهی و حقارت است!! کنار امدن با جانيان راهزنی که دست اورد ملتی را سرقت کرده به پای ان خون جوانان همان مردم را ريخته به نواميسش تعرض نموده و زيرکانه همچو معاويه مويه سر داده قران به سر نيزه نموده و از ظلم به دين سخن ميگويند زياده پليدی است!؟ از ظلم به کدام دين!؟ دينی که برای قتل و حبس خوبان وطن دستور و راه کار داشته باشد که دين نيست، هجو است، اوهام است، پليدی است.
ايا او راهی برای گذشت مردم نسبت به حاکمان و عفو حاکميت باقی گذاشته است؟ او تمامی پلهای پشت سر خويش را خراب و راه را مسدود ساخته و به خيالی به تو دلبسته است!! ايا می توان با حاکم جائر مماشات کرد!؟ مگر فتوای مرحوم ايت الله منتظری عزل خود بخود حاکم جائر نبود؟ ايا علمتان از او پيشی گرفته يا نسبت به فتوا و يا شايد که هم به صاحب فتوا کم لطفی داريد!؟ باکی نيست مردم به ايشان و سخنانش اهتمام داشته مريدانه به او نگريسته، کلامشان را حجت ميدانند. او خود را به مردم با از خود گذشتگی و دوری از فساد قدرت مستبد ثابت کرد، با مردم بودن و برای مردم زيستن از او اسطوره ساخت اسطوره ای ماندنی و قابل اتکا، همچو ديگر خوبان وطن در گذشته های دور و حال.
سيد بدان اين ره که تو ميروی به هيچستان است! تاريخ و ثبت اعمالت را در حافظه ان بخاطر داشته باش که داوريست بس بی رحم، گزيده نگر و مانند ائينه شفاف و بی گذشت. اين سياستی که شما از ان دم ميزنی و اصلاحاتی که از ان ميگوئيد هشت سال در راس بود و حاصلش رئيس جمهوری تدارکاتچی!! در ان اصلاحات، مرجعيت ممتاز به حصر رفت و خوبان مردم به مهر سکوت محکوم گرديدند!! ازادگان را در ان سر بريدند و ملتی را به بند کشيدند و شخص شما با مماشات به خلسه رضايت مراد واهی گرفتار!!!
ترس جناب خاتمی از نابودی اينده ايران نيست که ايران هم اکنون بدست هم لباسان ايشان در حال نابودی است، بلکه ترس از اينده ملايان در ايران ايشان را نگران ساخته از خود بيخود کرده به واکنش واداشته است. ايشان دل نگران همقطاران در فردای پيروزی ملتند، انان نگران از برخورد مردم با ايشان و پاسخگوئی در محکمه عدل پس از فروپاشی بساط ظلم و در روز رهائی مردمند. انان مضطربند از اينکه همانگونه که خود بيرحمانه با سلف خود برخورد کرده ان سرنوشت شوم گريبانشان را در فردا روز ازادی ملت بگيرد. ترس ايشان از چپاول ثروت ملی بدست دزدان لباده پوش و بذل و بخشش ان به ديگران نيست! ترس و واهمه ايشان از به قهقرا بردن ملت و کشوری با پيشينه و تاريخ و حکومتی پنج هزار ساله نيست! هراس ايشان از نابودی اثار فرهنگ ملی و فروش ان به بيگانگان نيست! ترس ايشان از تجاوز به دختران و پسران ايران زمين در بازداشتگاها نيست! هراس اين اقا از کشتار و پنهانی دفن کردن خوبان وطن در شبهای تاريک و در غياب خانواده ها نيست! واهمه جناب ايشان از قطع شدن منافع گروه منفورشان از حکومت و عدم حضورشان در دايره قدرت و از سرنگونی حکومت اوباش لباده پوش و مزدور است! اضطراب ايشان از احقاق حقوق مردم و به از دست دادن قدرت ملايان در حکومت مربوط ميشود و جالب است که لندن نشينان ايرانی تبار نيز با قلم فرسائی به ياری اين غافلان از حقوق ملت پرداخته به توجيه ان می پردازند.
خاتمی عزيز ما را به خود و افکارت سرگرم مکن، تو از طرف حکومت مامور به بيراهه کشاندن مردم و استحاله جنبش سبز ملتی، خود ميدانی که کار از کار گذشته، کاريزمای موسوی کار شما و خليفه بيمار را ساخته فرصتی برايتان باقی نگذاشته است. بر خلاف تصورت، مسيرملت تعويض و مرام مردمان دگرگون گشته ديگر کسی به ان راه که تو ميگوئی نيست، خليفه شمشير را از رو بسته بی پروا و گستاخانه خون مردم را ريخته و در پی پابوسی تصنعی مصباح از خود بيخود گشته که اين برای مردم قابل تحمل نيست و امروز ديگر پوزش خواهی او از ملت و کرنش در برابر ايشان نيز درمانی برايش نخواهد شد. فقط يک راه پيش پای اوست، پايان نظام خون ريز و فاسد جمهوری اسلامی و تمکين به اراده مردم با تاسيس جمهوری فقط ايرانی بی کم و کاست و تو ميتوانی برای گذار مسالمت اميز به اين دمکراسی دلخواه مردم از او بخواهی هر چه زودتر با عرض پوزش و ادب به پيشگاه ملت، رهبران دلاور اين مردم اقايان موسوی و کروبی عزيز و ديگر قهرمانان ملی و اسير را ازاد ساخته، رفراندم تعيين نوع حکومت را در ازادی کامل برای ملت برگذار و تدوين قانون اساسی فاقد اصل خلافت فقيهان را در دستور داشته باشد، شايد که اين مانع از واکنش سخت و وزش طوفان اراده ملت برسر او و حکومت ملايان گشته و باعث گذشت خانواده سهرابها، نداها، ترانه ها و دهها شهيد سبز و عزيز ملت شده مسبب امرزشتان در بارگاه الهی گردد.
ما ايرانيان دوست نداريم که خليفه تازی با خرافات و اوهام بر اين ملک حکومت کرده، ملت ايران را تحقير و به بند کشد، اموال ايرانيان را با پرروئی دزديده در اين خاک پر گهر به اوباش قاتل لبنانی پناه دهد. ما دوست نداريم که ملايان از مردم بنام وجوهات مواجب گرفته به جيب خود ريزند و در همان هنگام شهريه طلاب دينی از جيب مردم و در بودجه عمومی کشور منظور گردد، ما دوست نداريم مجلسی گوش بفرمان حاکم و خائن به ملت تشکيل گردد و صحن ان مجلس نماد بی ابروئی برای مردم در اذهان جهانيان شود، ما دوست نداريم که انسانی بی خرد به نمايندگی از ملتی فرهنگ ساز و کهن در صحن سازمان ملل به بيان اوهام پرداخته ايران را در مجامع بين المللی با سخنان نابخردانه تحقير کند و خليفه ای نادان به تکريم و تعريف از او پرداخته او را قهرمانی در حد اسطوره های ايرانی جلوه دهد. ملت ايران ضحاک ستيز است و بيش از اين تحمل اين وضع نابهنجار را نخواهد داشت و بزودی روبهان را از صحنه حکومت اين ملک اخراج خواهد نمود.
اقای خاتمی ما متاسفيم، برای خودمان و باورهايمان، برای اميدها و ارزوهايمان، برای صداقت و برای تمامی محبتی که به پای تو ريخته از تو دريغ نکرده و برای اطمينانی که به تو داشته ايم. باش تا شاهد صبح درخشان ملت در همين نزديکی به مدد حق باشی(انشاءالله).
ايران پاينده، ايرانيان پيروز///
علی مهربان