دوشنبه 21 شهریور 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

جنبش سبز برآمده از اراده مردم و آرمانی ملی است، علی مهربان

بنام خدا

سالها انتظار و اميد ازاديخواهان و دگرانديشان دل سوز وطن در رستاخيز جنبش مردمی سبز خلاصه گرديد و نياز جامعه ايرانی به تنفس هوائی تازه و احساس فضائی نو را در نمايش خيابانی اين جنبش ميهنی متجلی گرداند.
جنبش سبز نقطه عطف و گرانيگاه تاريخ معاصر سياسی ايران است که برايند توان نيروهای سياسی و نحله های فکری با تلقی متفاوت از وضعيت ميهن اما قائل به حقوق مردم و معترف به اصالت رای و نظر ايشان که در يک بزنگاه تاريخی مناسب، مردم تحول خواه و حقيقت جوی را در جهت تحميل اراده و خواست خود به خيابان کشانده، لايه های متفاوت سياسی/ اجتماعی را از پس تاريخ طولانی مبارزات ملی به همراهی با ارمان سبز ملت فراخوانده است. جنبش سبز خيابانها را بعنوان ميادين اصلی نبرد با فساد و ظلم جاری حکومت به تسخير خود در اورده، با اراده و خواسته مردم بروزی ميدانی يافت و در درک ملت از ابتلائات و گره کور مديريت کشور و تصميم انان مبنی بر تغيير در ساختار قدرت خلاصه گشت. اين نکته که گامهای اوليه جنبش بر پايه رای جوئی ملت و پيگيری سرقت اراء ايشان شکل گرفته، خواسته اوليه در ان خيزش ملی، تفهيم اراده و نظر مردم به حاکمين و ايستادگی در برابر سارقين حکومتی اراء بود مانع از درک حقايق و علل پيدا و پنهان در گستره اين خيزش دمکراسی طلب، هويت خواه و مردمی نخواهد بود و اين واکنش ملی نسبت به اعمال سی ساله حکومت را در اين همايش اگاهانه، خودجوش و مبتنی بر همت مردم و در قالب زمان محدود نخواهد ساخت.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


جنبش سبز خيزش و کنشی مردمی است که از پس سالها رنج ملت بر پايه انديشه های ازاديخواهانه و دمکراسی طلبانه به اميد اينده ای روشن برای ميهن و به دور از نگرش و اراده تحميلی گروهای سياسی/حزبی شکل گرفته است، توجه به اين نکته که اغلب فعالان سياسی/ اجتماعی در روزهای اوليه به پا خاست مردم، انتظار خيزش عمومی در اين سطح و اينچنين گسترده را نداشته، حضور پر شور مردم در پی حقوق از دست رفته اجتماعی/ سياسی خود در خيابانها را بدين شکل باور نداشته اند خود مؤيد اين ادعاست، چه اگر انان اين رويکرد و اقبال مردمی را باور داشته به ان اعتقاد ميداشتند، بايد به برنامه ريزی و سازماندهی مؤثر اين حضور انديشيده سعی در هماهنگ ساختن اين انرژی ازاد شده کرده در جهت اعمال فشار بر حاکميت غاصب قدرت در جهت پذيرش نظر و رای مردم با ترک قدرت ميانديشيدند.
اين شکل از حضور فعال ملت در ارتباط مستقيم با فراخوان شبکه های اجتماعی/ اينترنتی، حضوری بی سابقه يا شايد کم سابقه بود که به ايجاد روشهای نوينی از بيان خواسته ها و پيگيری مطالبات مردم خارج از چهار چوبهای متداول و معمول سياسی منجر گرديد، حضور جوانان پر شور علی رغم ميل باطنی سياسيون کار کشته در مديريت و برنامه ريزی دعوت از مردم به جهت ايستادگی در برابر سارقين اراء، بواسطه اشنائی و استفاده روزانه از فضای مجازی غير قابل اجتناب و بر خلاف گذشته های مرسوم فوق العاده تاثير گذار بود. اين نسل نوی ايرانی چه ها که با استفاده از تکنولوژيهای جديد ارتباطی نمی کند؟ و چگونه بدين طريق با عبور از مرزهای ممنوعه به حقايق پنهان گذشته و حال دست يافته، اقتدار و ابروی حاکمين رياکار را به بازی ميگيرد؟ سالها تلاش سياسيون و روشنفکران ميهن در اين زمينه بدليل ضعف در شيوه اطلاع رسانی به مردم بدست حکومت پليد مذهبی با عناوين مختلف هدر رفته، به بهانه مقابله با دشمن( شگرد خليفه تازی ) سرکوب يا با استفاده از ترفندهای زيرکانه حاکميت جور ملايان بی ثمر شده، در ارشيو پنهان تاريخ ضبط گرديده است، اما اين حضور اگاهانه و عالمانه جوانان سبز وطن ضربات مؤثری را از طريق اگاهی بخشی به مردم، شکستن تابوهای سی ساله و برطرف ساختن ترس عمومی از ايستادگی و ادامه مبارزه بر پيکره فساد حاکميت دينی وارد ساخته، راههای نوينی را در منظر ازاديخواهان منطقه گشود.
وقوع جنبش ميهنی سبز بر پايه انباشت مطالبات روزمره مردم در طی ساليان متمادی، نيازها و تمايل روز افزون جامعه به برخورداری از استانداردهای کيفی لازم در شيوه و سطح زندگی و استفاده مناسب احاد ملت از مواهب ملی، تحميل تبعيض در ميان اقوام، اديان، مذاهب و اقشار مختلف جامعه ايرانی و در سطوح مختلف زندگی مردم و در زمانی طولانی از طرف حاکميت، حق ستيزی و مقابله با ازادی های مصرَّح در قانون اساسی کشور به زيان مردم و ايستادگی قهر اميز در برابر خواسته ها و اراده ملت توسط حاکميت جور در ضمن چپاول ثروتهای ميهن و از دست دادن فرصتهای تأمين منافع ملی بدست ملايان حاکم، حادث گشته، اين رويداد ميهنی ناگزير و خارج از قواعد مرسوم و در مقابل نظر سياسيون وطنی، احزاب و گروههای مدعی به فعلّيت رسيده ملت را با خود همراه گردانده است.
اغلب گروههای سياسی و سياسيون مدعی در داخل کشور بواسطه نقش گذشته شان در تأسيس يا تحکيم اين حکومت فاسد، به اصلاح نسبی حاکميت و تداوم حيات اين ساختار پليد و بيگانه ساز متمايل بوده، به کسب برتری هر چند اندک در دايره قدرت انديشيده، بدنبال براوردن حق حاکميت ملت بر سرنوشت خود بشکل مطرح در جنبش سبز نبوده اند، انان از اغاز بدنبال اصلاح کنترل شده و جهت دار ساختار موجود با حفظ اصول مؤثر بر حاکميت فردی از جمله اصل خلافت فقيه در قالب محدوديت های مورد نظر خود، ضمن التزام و تقيد به ان اصل بيگانه ساز بوده، به تحميل خواسته های حزبی به حاکميت جور اميد داشته، افکاری به جز افکار ملت را در سر می پرورانده اند.
اما اين فصل نوين ازاديخواهی و بيداری ملی با نام جنبش سبز که بخشی از انرا به راهبران سبز منتخب ملت جناب اقای موسوی و شيخ شجاع ميهن جناب کروبی مديون هستيم، در پی کسب و اعمال قواعد دمکراسی از طريق ايجاد تغييرات اساسی در ساختار سی ساله قدرت بوده در اهداف اصلی با ايده احزاب و گروههای سياسی دارای مرز و فاصله مشخص است.
ايده تشکيل جمهوری ايرانی فريادی ملی در جهت بروز و در پی تحميل اراده مردم به حاکميت فاسد ملايان و احزاب متصل دور و نزديک به اين حکومت خلافی است که پاسخی است به سالها تحقير فرهنگی ملت توسط اوباشان بی وطن و غير ايرانی، مردم از پس ان خيزش عمومی و حق طلبانه، در ضمن اگاهی نسبی از حقايق بر اجرای عدالت، حق تعيين سرنوشت و ميزان تأثيرشلن در ايجاد دايره قدرت اصرار داشته، در ادامه مسير با تناقضاتی از جانب سياسيون مدعی روبرو گشته اند که جز بازگشت به هويت بومی و بيان خواسته ها در قالب فرياد خيابانی و پافشاری بر اصل حاکميت مردم از طريق تغيير بنای حاکميت راهی نديده، استمرار و موفقيت انرا اميدوارند.
جنبش سبز زنده و پويا در کمين زشتيها است و با طراوت در شريان جامعه ايرانی جاری و هويدا است، اين جنبش متعلق به مردم و ارمانی ميهنی در تضاد با باورهای پوچ حاکمان غاصب قدرت و احزاب و گروههای همراه انان است که در گذر زمان سايه خود را به ارامی و در مدد ياران بر جايجای کشور مستولی خواهد ساخت، فراموش نکنيم که موسوی عزيز در تعيين راهبردها از مردم خواست تا جنبش سبز را زندگی کنند، اين باور و تمهيد ايشان بدنه جنبش را مقاوم و پايدار ساخته، ادامه حيات انرا در ميدان مقابله با حاکميت جور ميسور نموده، تداوم و حضورش را در بطن جامعه ايران علی رغم سرکوب امکان بخشيده است.
جنبش ميهنی سبز در دلها و باورهای مردم و در ذهن شاهدان روزهای سبز وطن زنده است، جنبش در افکار و باورهای ايرانيان ازاديخواه به حيات خود تداوم بخشيده به حضور مردم در ميدان منازعه با حاکمان فاسد هويت و معنا داده است. جنبش سبز يک فرصت تاريخی است که برامده از تلاش بسياری از ايرانيان خواستار حاکميت مردم از گذشته های دور بوده، خيزشی دمکراتيک و نقطه تلاقی و باز خورد افکار متمايل و معطوف به اعمال ازاديهای سياسی/اجتماعی و پذيرش حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش است که نبايد در پوشش و بسته تمايلات حزبی محدود شده، استحاله گرديده از رشد و ميزان تاثير گذاری خود بر جامعه محروم بماند. اين فرصت مغتنم حيات مجدد ايران و رهائی ايرانيان از استبداد را پاس داشته، منتظر فرصتهای سرافرازی پيش رو باقی بمانيم، ما بايد از اين موقعيت ممتاز رهائی از استبداد در منطقه بهره لازم را بنفع کشور و ارمانهای ملی برده به ارزوهای ملت در خصوص کسب دمکراسی جامه عمل پوشانيم. ما مجبور به دانستن، خواستن، تلاش برای رهائی و اجرای قواعد دمکراسی در ميهنمان ايران هستيم و نبايد که اين فرصت بی بديل را از ايران عزيز چون گذشته دريغ کنيم. ما در برابر تاريخ وطن موظف و متعهد به تلاش برای ايجاد فرصتها و کسب ازادی هستيم، اين تعهد ما به ايران و نسلهای اينده اين ميهن خوبان است، ايرانی به مدد حق پيروز است.
ايران عزيز پاينده/

علی مهربان


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016