چهارشنبه 11 دی 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

يک صحنه و يک دروغ و بيچارگی آدمی، علی کلائی

علی کلائی
سال هاست که دروغ می گويند. از احساسات نسل جوان و مذهبی ايرانی سوء استفاده می کنند و به نام انسان به کام خود می گيرند. چرا؟ اين سوالی است که ذهن مرا به خود مشغول ساخته. چرا اين همه دروغ و تزوير؟ تا کی؟ آيا مرکب دروغ به منزل می رسد؟

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


يک صحنه . دهم دی سال ۱۳۸۷ خورشيدی . حدود ۴ يا پنج روز يا سه روز (اصلا چه فرق می کند . يک ساعتش هم نماد جنايت و وحشت جلادان بين الملل است) پس از آغاز حمله ددمنشانه نظام سرمايه سالار بين الملل و اسرائيل و صهيونيست ها به نمايندگيشان ، به غزه و رخدادن يک نسل کشی . فرودگاه مهر آباد تهران . روبروی و داخل ترمينال يک . ساعت ۲۲ .
عده ای جوان بسيجی از بسيجيان دانشگاه تهران در انجا نشسته اند . پرده ويدئوپروجکشن در حال نمايش فيلمی است که فکر می کنم از توليدات حماس برای فارسی زبانان است . فيلمی از جنايات قبلی اسرائيل با زير نويس فارسی . روبروی پله ها جوانان بسيجی در سرما نشسته اند و پتو به دور خود پيچيده و در حال تماشا و گپ زدن . داخل و در نمازخانه هم يا در حال عبادت و يا در حال گپ زدن . سازمان انتقال خون هم در حال خون گيری از اهدا کنندگان برای مردم غزه .
با يکی از اين بچه های در پتو پيجيده شده بيرون ، صحبت می کنم . می گويم اينجا چه ميکنی و می گويد که آمده است تا به غزه برود . چنان با اطمينان حرف می زند که انگار همين الان در غزه است . می پرسم چگونه و می گويد با پرواز . بعد هم با غرور می گويد که بچه ها (منظور دوستان بسيجی اش است) باغ قلهک را گرفته اند و پرچم فلسطين را بر بام آن بر افراشته اند .
ساعت ۲۳ می شود . ظاهرا از ابتدای غروب آفتاب (حدود ۱۷:۳۰ – ۱۸) اين جوانان اينجا مستقر اند و امثال سعيد قاسم برايشان سخنرانی کرده اند . راستی يادم رفت بگويم سعيد قاسم را گوشه ای از سالن درون ترمينال ديدم که با بچه های بسيجی که احتمالا مسئوليت داشتند و هماهنگ کننده بودند بحث می کرد . يک روحانی هم در نمازخانه در حال صحبت با بچه ها بود . القصه ساعت ۲۳ شد و يکی از اين جوانان احتمالا هماهنگ کننده با محاسنی بلند و چفيه به دور گردن پشت بلندگو رفت و اعلام کرد که مراسم پايان يافته و اگر حاضرين کشش دارند و خواستند می توانند زيارت عاشورايی برگزار کنند و عزاداری بکنند .
چند نکته اما در اين واقعه قابل بررسی و دقت است . اين جوانان به اميد رفتن به غزه و مبارزه در راه رهايی مردم غزه به اينجا آورده شده بودند . اما تنها يک نمايش و مانور قدرت ترتيب داده شد . آنهم نه در فلسطين يا در اسرائيل . بلکه در خاک ايران و در تهران . برای که خدا عالم است .
قرار بود اين جوانان به غزه بروند . اما نمی دانم کسی از ايشان پرسيده بود چگونه يا نه ؟ از راه زمينی که مسئله نا ممکن است . هوايی هم که به محض ورود به حريم هوايی غزه يا اسرائيل هدف قرار خواهند گرفت و اصلا به غزه برای مبارزه نخواهند رسيد .
هنوز نفهميده ام که چرا اين جوانان ابتدا به حکومت ايران معترض نمی شوند . سياست يک بام و دو هوای اين حاکمان آيا سوال برانگيز نيست ؟ از سويی به مصر و حسنی مبارک حمله می کنند و از سويی ديگر کمکهای خود را به قاهره می فرستند تا ابتدا مصر آنان را بازرسی کند و بعد مجوز ورود به خاک خودش يا ورود به غزه را بدهد . بعد هم آيا اصلا مصر اين کمکها را به مردم غزه می رساند ؟
آيا برای تجمع ، ترمينال يک فرودگاه مهرآباد جای مناسبی است ؟ اگر هدف حتی تنها بازتاب خبری هم باشد ، انتخاب اين ترمينال کاری اشتباه است . اين ترمينال مدتهاست که بلا استفاده است و کاربری پرواز مسافر ندارد . آيا اگر اين تجمع در فرودگاه امام يا مقابل نمايندگی سازمان ملل در تهران انجام می گرفت ، بازتاب بيشتری نداشت ؟
مدعی شده اند که باغ قلهک را گرفته اند . تا لحظه نوشتن اين کلمات هنوز خبر قطعی مبنی بر تسخير اين باغ و ادعاهايی که شده ندارم . اما مگر باغ قلهک ملک سفارت انگلستان نيست ؟ اگر هست پس بنا بر معاهدات بين المللی بخشی از خاک انگلستان محسوب می شود و تسخير آن در حقيقت تسخير بخشی از خاک انگلستان است . آيا تسخير و اشغال گری کاری پسنديده است ؟ آيا درست است که با کاری احساسی و اينچنينی منافع ملی ايران به اين شدت به خطر بياندازيم ؟
تنها نتيجه ای که ميتوان گرفت اين است که اين بچه ها بی گناه اند و مقصر نيستند . مقصر امثال سعيد قاسم ها و سعيد حداديان ها هستند که اينگونه از احساسات انسانی و مذهبی اين جوانان سوء استفاده می کنند تا مطامع خود را تامين کنند و مثلا برای بزرگ ترهای خود خروجی کاری داشته باشند و برای خود شهرت و قدرت دست و پا کنند . نتيجه ديگر اينکه واقعا در ايران نهادی وجود دارد که کاملا خود مختار است . يادم هست که سر ماجرای قانای دوم – فردای روز فاجعه- زمانی که به همراه ديگر فعالين حقوق بشر در مقابل مقر سازمان ملل تجمع کرديم با برخورد تند و بسيار خشن نيروی انتظامی مواجه شديم . آن روز هم ما برای اعتراض به اعمال جنايت بار اسرائيلی ها در آنجا جمع شديم . اما نيروی انتظامی به ما نشان داد که اعتراض به جنايت اسرائيل هم اگر از مجرای حکومت نباشد از سوی حاکمان پذيرفته نيست .
سالهاست که دروغ می گويند . از احساسات نسل جوان و مذهبی ايرانی سوء استفاده می کنند و به نام انسان به کام خود می گيرند . چرا ؟ اين سوالی است که ذهن مرا به خود مشغول ساخته ؟ چرا اين همه دروغ و تزوير ؟ تا کی ؟ آيا مرکب دروغ به منزل می رسد ؟ سنت تاريخ که خلاف اين را ثابت کرده است . دروغ گو عاقبت افشا خواهد شد و راستی و حقيقت است که حاکم می گردد . به قول قديمی ها : دير و زود دارد . اما سوخت و سوز ندارد .
ساعت ۱:۱۵ دقيقه روز ۱۱ ام دی ماه ۱۳۸۷

*** روزنامه کارگزاران - چهار شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۷ خورشيدی – سوتيتر کنار صفحه سمت راست زير تصوير آقای محمد مجتهد شبستری اين است : ديشب توسط دانشجويان صورت گرفت . اشغال باغ قلهک و اهتزاز پرچم فلسطين



























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.01 seconds