چگونه ايران غرب را بازی میدهد، دیتسايت آلمان، برگردان از الاهه بقراط![]() بهمنی که دوباره میآيد، بهروز آرمان![]()
در همين زمينه
29 فروردین» يک نفر در آب دارد می سپارد جان، علی کلائی25 فروردین» فکری، کاری، حواس جمعی يا پرتی؟ علی کلائی 20 فروردین» تا سيه روی شود هر که در او غش باشد، نقدی بر پاسخ پريش پاهکين، علی کلائی 15 فروردین» ديدن امروز با نگاه ديروز! پاسخ به نقدی در باره جنبش ملی ما هستيم، کوروش گلنام 11 فروردین» ما هستيم، بی عملی و مشکلات خلقيات ايرانی، علی کلائی
بخوانید!
19 بهمن » بازداشت ماهفريد منصوريان معمار، فعال محيط زيست و از زندانيان دهه ۶۰
19 بهمن » ميرحسين موسوی: جنبش سبز مستقل است و به هيچوجه اجازه دخالت بيگانگان را در امور خود نمیدهد، کلمه 19 بهمن » بازداشت ۱۴ تن از دانشجويان دانشگاه اميرکبير، ندای سبز آزادی 19 بهمن » احضار به اوين؛ اين بار صالح نقره کار، خواهر زاده زهرا رهنورد، جرس 19 بهمن » درخواست ۵۷ تن از نمايندگان مجلس برای جلوگيری از محدود شدن رسيدگی به پرونده متهمان بازداشتگاه کهريزک در حد ماموران، ايسنا
پرخواننده ترین ها
» بوسیدن دست فرح (تصویر)، بالاترین
» جوادی آملی: کاری که باعث تضعيف نظام شود، حرام عينی است، اگر کسی کافر است نبايد بگويد جمهوری ايرانی بايد بگويد جمهوری اسلامی، ايسنا » کروبی در مصاحبه با اشپيگل: من اين دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم، سحام نيوز » ۲۲ بهمن، ايران آماده اعتراض بزرگ!، علی کشتگر » جعلی که رژيم تقلب و تزوير از قول بنیصدر کرده است، اطلاعيه دفتر ابوالحسن بنیصدر » بيستودوم بهمن: رويا، واقعيت، کابوس، رضا علامهزاده » تظاهرات با اتومبیل در حمایت از جنبش سبز، بریزبین، استرالیا (ويدئو) » رکورد شرمآور: بيش از ٦٥ روزنامهنگار زندانی در ايران امری بیسابقه در جهان، گزارشگران بدون مرز خون به خون شستن محال آمد محال، علی کلائیسر گيج می رود و جز بهت چيزی عايد نمی شود . خبر ناگهانی است . فکر کرده بوديم برای حداقل مدتی خطر گذشته و می توان روی گذشت خانواده مقتول حساب باز کرد . فکر کرده بوديم می توان اين مسئله را ختم به خير کرد . ولی ... نامه خانواده آن مقتول را خوانده بوديم و البته فهميده بوديم رنجشان را . عزيز از دست داده اند آخر . ولی نمی دانم که خانواده مقتول هم خبر از اجرای حکم اعدام داشتند يا خير ؟
سحرگاه ۱۱ ارديبهشت و هنوز خورشيد طلوع نکرده ، دخترک نقاش را بر چوبه دار رقصان آويختند . نمی دانم از خانواده آن مرحومه مهين کسی انجا بود يا خير ؟ ولی فی الحال می پرسم . آيا مرگ دل آرا ، تسکينی بر دردهايشان شد ؟ آيا کل مشکل با اين اعدام و قتل حکومتی حل شد ؟ آيا اگر خود را جای نزديکان دل آرا می گذاشتند و دل آرا بخشيده می شد ، بهتر بود يا فی الحال که دستشان به خون دل آرا آلوده است ؟ اصلا آيا می دانند همان انديشه اسلامی که در آن نامه از آن دم می زدند با برخوردی فرم – محتوايی می تواند منادی لغو حکم اعدام باشد ؟ آيا استدلالات عماد الدين باقی عزيز را در لغو حکم اعدام خوانده بودند ؟ آيا از بزرگترهايمان نشنيده بودند که لذتی که در عفو هست در انتقام نيست ؟ آيا نشنيده اند که خون به خون شستن محال آمد محال ؟ آيا نمی دانستند که دفع الشر بالشر عقلا باطل است ؟ آيا نمی دانستند که جهان جديد مجازاتهای معينی که در ان جان آدمی محفوظ می ماند را جايگزين حکم اعدام کرده است ؟ آيا ايشانی که معتقد به شريعت اسلام اند و در نامه خود از آن سخن رانده اند ، نمی دانستند که چهار امر مال ، جان ، ناموس و آبروی انسان در فقه شيعی از والاترين حرمت ها برخوردار است ؟ آقای قاضی پرونده ! ايا استدلالات وکيل پرونده عبدالصمد خرمشاهی در چپ دست بودن دل آرا و عدم توانايی او در انجام اين قتل نتوانست شما را قانع کند ؟ آيا لج بازی و برخورد با فعالان حقوق بشری به اين ميزان ارزشش را داشت که حکمی بدهيد که نزد خدا و خلق نتوانيد جواب گو باشيد ؟ آيا منطقی بود که يک جوان نقاش را که يک استعداد بالقوه بشری است ، اعدام شود ؟ آيا درست اين نبود که اين جوان نقاش با پرورش دوباره به صحنه اجتماع بازگردد ؟ مگر نه اينکه در فقه شما برای مفسد فی الارض (که هيچ اميدی به اصلاح آن نيست) حکم اعدام می برند و بنابراين اعدام برای يک نقاش (هرچند مجرم که البته در ان بحث فراوان است) عقلانی و منطقی به نظر می رسد ؟ آيا نبايد در چنين احکامی اجتهاد جديد شود و به جای تکرار و تکرار وتکرار که منجر به ارتجاع می شود ، به نوانديشی پرداخت ؟ مگر زمان جنايت دل آرا ۱۷ سالش نبود ؟ مگر اخيرا بحث تصويب اين نبود که انسان زير ۱۸ سال غير رشيداست و بنابراين حکمی که برای انسان رشيد صادر می شود در مورد او مصداق ندارد ؟ و سخنی با آن پسر ! پسری که دل آرا او را آنقدر دوست می داشت که با او همراه شده بود . خودت می دانی که دختر ۱۷ ساله ای (در آن زمان) چون دل آرا جز با زبان احساس سخن نمی گويد . نمی دانم کجايی و چه می کنی ؟ اما کسی که تو را عاشقانه دوست داشت اعدام شد . تو ميمانی و وجدانت هنوز نمی دانم چرا . هيچ منطقی برای اين قتل حکومتی نمی يابم . آيا زمان آن فرا نرسيده که مراجع حقوق بشر جهانی رژيم ايران را محکوم به لغو اين مجازات غير منطقی ، غير عقلانی و غير انسانی کنند ؟ و سخن آخر ! چه کسی مقصر است ؟ آيا حکومتی که فضای اجتماعی چنين مسائلی را مهيا می کند مقصر نيست ؟ فقر و فساد و تبعيض آيا مسبب چنين وقايعی نيست ؟ آيا حاکمان را نبايد به دليل چنين حوادثی به پای ميز محاکمه کشاند؟ Copyright: gooya.com 2009
|
||||||