پنجشنبه 14 خرداد 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

عمليات انتحاری احمدی نژاد، علی افشاری

علی افشاری
برنده اصلی اين مناظره تاريخی بر خلاف خواست طرفين آن نيروهای مدافع تغيير ساختار بودند. مروری دقيق بر مواضع طرفين نشان می دهد که صرف نظر از شخص خود مهندس موسوی و حلقه اصلی وی که مبرا از هر گونه آلودگی اقتصادی هستند، دامان دو جناح اصلی کشور از مفاسد اقتصادی، سوء استفاده از موقعيت های دولتی، قانون شکنی و بی اعتنايی به حقوق ملت پاکيزه نيست و بر خلاف فضای تبليغاتی ساخته شده صف آرايی فعلی جدال بين حق و باطل نيست

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


مناظره تلوزيونی احمدی نژاد و مير حسين موسوی بی ترديد يکی از بزرگترين وقايع سياسی ساليان اخير است که پسامدهای آن آثاری بسی فراتر از رقابت انتخاباتی دارد . اين مناظره که منازعه ای بی سابقه در بين رجال سياسی درجه اول جمهوری اسلامی رابه تصوير کشيد، زمانی ارزش بيشتری می يابد که از صدا و سيمای حکومت پخش شد که همواره با اعمال سانسور سفت و سخت، تصويری آرايش شده و مغاير با واقعيت های سياسی جامعه را تحويل مخاطب می دهد. اولين تاثير اين رويداد باز شدن نسبی فضای صداو سيما، کاهش خطوط قرمز آن و نزديک شدن مطالب مطروحه در آن به حرف های مورد علاقه مردم است. به عبارت ديگر ديوار قطور تصوير سازی های نمايشی و دروغين در برنامه های صدا و سيما ترک برداشت.

در اين مناظره ديگر از مصلحت سنجی های رايج در صدا و سيما و به حاشيه رفتن ها خبری نبود. اين دستاورد می تواند ارزشی ماندگار در شکل گيری فضای آزاد اطلاع رسانی در کشور داشته باشد.

پرداختن به مباحث جدی مطرح در جامعه فضای مناظره را به شدت داغ کرد. محمود احمدی نژاد اين بار نيز غافلگير کننده ظاهر شد و با تهاجمی سنگين به دولت های گذشته پا را از مرزهای متعارف انتقاد از مسئولين جلوتر گذاشت و در کسوت يک اپوزيسيون ظاهر شد. عمده مواردی که او بر عليه دولتمردان پيشين و بخصوص هاشمی رفسنجانی مطرح کرد، جزء اتهامات رايج مخالفين به نظام سياسی است. وی کوشيد تا با عمده کردن تضاد با هاشمی، انتخابات دهم را نيز عرصه رويارويی ديگری بين خود و سردار سازندگی جلوه دهد و بار ديگر به امامزاده فوران بيزاری عمومی از هاشمی رفسنجانی دخيل بندد.

او با استفاده از شگرد های خاص خود در دروغگويی های بی شرمانه، توهمات بيمار گونه و ماجراجويی های خيال پردازانه سعی کرد تا چهره ای بدون نقص از کارنامه دولتش ارائه دهد و با دادن آمارهای غلط و مخدوش آدرس غلط به جامعه دهد. اگر چه چهره ناآرام و رفتارهای پر استرس او نشان می داد که روزهای سختی را می گذراند و موج فزاينده انتقادات سه کانديدای ديگر، شکيبايی و خونسردی را از او گرفته است.

از زاويه اخلاقی برخورد بی ادبانه وی و توهين های غير مستقيم اش به مهندس موسوی به نوعی چالش بين نجابت و وقاحت را منعکس کرد. اما برخورد متين مهندس موسوی که نشان از پختگی سياسی و در عين حال صفای درونی او داشت، کفه اوضاع را به نفع او سنگين کرد. در فرهنگ جامعه ايرانی احترام کوچک تر به بزرگ تر يک اصل است . ناديده گرفتن اين موضوع و بر عکس در پيش گرفتن موضعی هتاکانه که در حضور فرد پرونده آموزشی همسرش را افشا کردن، منجر به باخت فضای روانی مناظره می شود و مخاطبان ذهنيتی منفی نسبت به اين برخوردهای قلدرانه و غوغاسالارانه پيدا می کنند.

احمدی نژاد با اشاره به پرونده مفاسد اقتصادی کسانی چون فرزندان هاشمی، کرباسچی و ناطق نوری استراتژی فرار به جلو را برای پوشاندن عملکرد فاجعه بار اقتصادی و بی انضباطی های متعدد مالی در کارنامه دولت اش انتخاب کرد و همچنين کوشيد تا با ريختن آتش تهيه زمينه تخريب شخصيت موسوی جدی ترين رقيب خود را در جامعه فراهم کند که به زعم او مافيای قدرت و ثروت در پشت او سنگر گرفته است.

اگرچه برخی از ادعاهای وی درست هستند اما برخی از حاميان وی نيز دچار اين مشکلات هستند.

اما بين اين ادعاها و اتهاماتی که عباس پاليزدار چند ماه پيش نثار جمعی از بلند پايگان جمهوری اسلامی کرد، شباهت های زيادی وجود دارد و به نظر می رسد اگر زمان مناظره ادامه می يافت احتمالا احمدی نژاد اسامی تمامی افرادی که توسط او افشا شده بودند را وسط می کشيد. از همان ابتدا معلوم بود که پاليزدار حرف های حلقه های درونی حاميان احمدی نژاد را بر ملا کرده است منتها قربانی شتابزدگی و عمل زود هنگام اش شد. واکنش تند و اجماع هسته اصلی قدرت بر برخورد با وی باعث گشت که دولت مهرورزی خيلی زود پشت او را خالی کند و او را تنها گذارد که تا کنون در وضعيت نامعلومی در زندان بسر می برد. اما اينک رئيس دولت بخشی از همان اتهامات را تکرار می کند بدون آن که پاسخ دهد چرا در آن موقع از وی پشتيبانی نکرد؟ حال که عرصه بر او تنگ شده و کابوس شکست آرامش را از وی گرفته است، سراسيمه به افشاگری پيرامون تخلفات رقبای سياسی می پردازد! تا شايد آب رفته به جوی بازگردد.

اما برنده اصلی اين مناظره تاريخی بر خلاف خواست طرفين آن نيروهای مدافع تغيير ساختار بودند. مروری دقيق بر مواضع طرفين نشان می دهد که صرف نظر از شخص خود مهندس موسوی و حلقه اصلی وی که مبرا از هر گونه آلودگی اقتصادی هستند، دامان دو جناح اصلی کشور از مفاسد اقتصادی، سوء استفاده از موقعيت های دولتی، قانون شکنی و بی اعتنايی به حقوق ملت پاکيزه نيست و بر خلاف فضای تبليغاتی ساخته شده صف آرايی فعلی جدال بين حق و باطل نيست. پديده هايی چون کردان، نقض حقوق ملت، سرکوب آزادی ها، مواضع مغاير با منافع ملی در سياست خارجی در کارنامه برخی از فعالان هر دو جناح سياسی کشور وجود دارد و بنابراين اصلاح واقعی امور از مسير اصلاحات ساختاری می گذرد. دل بستن صرف به دعواهای جناحی کنونی برای حل مشکلات فوق الذکر در حکم گره بر باد زدن است.

اين ماجرا يک بار ديگر به نيروهای تحول خواه گوشزد کرد که در مسير گذار مسالمت آميز به دموکراسی و تحقق ايرانی آباد، آزاد و سرافراز نبايد به نيروهايی تکيه کرد که دارای آلودگی اقتصادی و عملکرد غير قابل دفاع در دوران تصدی مسئوليت هستند. اين نيروها به اصالت حرکت آسيب می زنند و مانع اعتماد عمومی می گردند. حرکت اصولی زمانی به ساحل مقصود می رسد که بر پايه های درستی بنا شده باشد نه آن که با ميدان داری کسانی حاصل شود که خود مصداق ايراداتی هستند که بدان اعتراض می کنند. نبايد مخالفت و اعتراض به شخص يا يک مصداق خاص تقليل يابد. احمدی نژاد يک شخص نيست بلکه يک نگرش است و بايد با همه کسانی که اين نگرش را دارند چه کم چه زياد مرزبندی کرد. چگونه می توان ادعای دلسوزی برای فقرا را از کسانی باور کرد که خود سابقه سوء استفاده از اموال عمومی و گسترش فقر را دارند! يا فريفته ادعای آزادی خواهی و مردم مداری افرادی شد که در خصوص مشارکت خود در رفتار سرکوب گرانه و تمکين در برابر اراده خودکامه رهبری سکوت می کنند!

نبايد اجازه داد تا ميدان افشاگری پيرامون ثروت های باد آورده و برخورد با غارتگران اموال عمومی در دست عوامفريبانی چون احمدی نژاد بيفتد تا جمعی از افراد ساده دل و زود باور را فريب دهد. همچنين در بيان ايرادات بايد ريشه ای و اصولی برخورد کرد و با قضاوتی منصفانه از يکسونگری پرهيز کرد.

اين سخن بدين معنا نيست که دست رد بر سينه همه کسانی زد که در مقاطعی مسئوليتی داشته اند بلکه تاکيد بر روشن شدن نوع همکاری و صداقت و شفافيت است تا با نقد درست عملکرد گذشته، اطمينان حاصل گردد که مسير حرکت آينده منحرف نخواهد شد.

اما بازنده اصلی اين مناظره نظام سياسی بود. روند مباحث بار ديگر بر اين واقعيت مهر تاييد زد که خود محوری ها، تصميمات غير کارشناسی، منفعت طلبی های جناحی، خودکامگی، تنش آفرينی های خارجی و فقدان درايت، در طول سه دهه گذشته ضربات سنگينی را بر پيکره منافع ملی و ميهنی وارد کرده است. علاج اين درد نيز نياز به جراحی اساسی و تغييرات بنيادين دارد.

حرکت انتحاری احمدی نژاد، بازی پيچيده رهبری جمهوری اسلامی در چند سال اخير را نيز با مشکل جدی مواجه ساخت. برنامه وی چنين بود که جريان مطيعی چون احمدی نژاد با پشتيبانی حاکميت نظامی – امنيتی زمام امور را بر عهده داشته باشد و ديگر جريانات سنتی، ميانه رو و اصلاح طلب نير در حاشيه به صورت يک اقليت ضعيف فعاليت کنند. اما اتهامات سنگين احمدی نژاد در رسانه ملی دور جديد و سنگينی از رقابت های جناحی و جنگ قدرت را در پی دارد که حفظ توازن کنونی را بسيار دشوار می سازد. پيرامون برخی از حاميان کنونی احمدی نژاد چون جمعيت موتلفه اسلامی و برخی از اعضاء جامعه مدرسين نيز شائبه اتهامات مشابه وجود دارد. سرسختی احمدی نژاد بر اين موضع باعث ريزش و هراس آن ها خواهد شد. تا کنون مدافعان دولت مهرورزی از چماق افشای تخلفات مالی برای از صحنه به در کردن مخالفان و يا همراه کردن منتقدين هم طيفی استفاده کرده اند. طبيعی است متهم کردن دولت های ۲۴ سال گذشته به عدول از اصول انقلاب و خواست ملت مورد حمايت اکثريت نيروهای نظام قرار نخواهد گرفت خصوصا آنانی که در اين مقاطع دستی در امور داشته اند. ۸ سال نخست وزيری مهندس موسوی با حمايت پر رنگ آيت الله خمينی همراه بود و آيت الله خامنه ای نيز لفظ دولت کريمه را برای کابينه هاشمی رفسنجانی به کار برد و علی رغم همه دلخوری هايش از دولت اصلاحات، باز خاتمی را فردی نجيب و خدمتگزار معرفی کرد. بنابراين طبيعی است افرادی که مود هجمه قرار گرفته اند از رهبری خواهند خواست تا مداخله کرده و از آن ها اعاده حيثيت کند.

ادعای احمدی نژاد ضمن آن که با پيروی او از خط امام تعارض دارد بيشتر بيان گر موضع نيروهای راست افراطی است که معتقدند چهره اصيل جمهوری اسلامی در دوران رهبری آقای خامنه ای و به طور مشخص در دولت دهم شکل گرفته است و دولت های قبلی حکم ميهمانان موقتی را داشتند که می بايست مرحله به مرحله از قطار انقلاب پياده می شدند.

از اين رو به نظر می رسد که تداوم اين وضعيت ديگر مقدور نباشد. حال بر اين اساس احمدی نژاد چه سرنوشتی پيدا خواهد کرد؟ مروری بر رفتار گذشته آقای خامنه ای نشان می دهد که وی هر گاه در تنگنا قرار گرفته است هيچ ابايی از قربانی کردن مجريان اوامرش نداشته است و به راحتی پای خود را از بحران ها بيرون کشيده است.

بخصوص که روند فضای انتخابات کنونی و برآيند منازعات در بين بلوک قدرت و ريش سفيدان جمهوری اسلامی نيز به نفع احمدی نژاد نيست. البته حذف احمدی نژاد به دليل حضور سازمان يافته حاميان دولت مهرورزی در نيروهای بسيجی و طيف افراطی مدافع حکومت و گسترش تشکيلاتی آن ها در ساليان اخير نيز هزينه خاص خودش را دارد. گذشت زمان نشان می دهد که منازعات جناحی کنونی چه سمت و سويی پيدا خواهد کرد. شايد شکست در انتخابات مناسب ترين راه برای خلاصی از شر دردسر احمدی نژاد باشد.

علی افشاری





















Copyright: gooya.com 2016