چهارشنبه 19 اسفند 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


اپوزيسيون خودشيفته، اپوزيسيون دائمی است، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
از خوش‌باوری است اگر باور کنيم هر آن‌چه از تنور آزادی‌خواهان وطنی غربت‌نشين بيرون می‌آيد، حکمأ بايد مورد قبول عموم ملت ايران باشد که چرايی آن هم به چند دليل است ... [ادامه مطلب]

پادزهری به نوشته آقای خسرو شاکری، بابک اميرخسروی

بابک اميرخسروی
درست برخلاف ادعای ايشان، آن‌چه به‌روشنی از اين اسناد می‌توان دريافت؛ در تأئيد اين نظر است که: حزب توده ايران به‌واقع، به‌دست ايرانی، با فکر اصيل ايرانی، به ابتکار عده‌ای آزادی‌خواه مترقی و شخصيت‌های ملی دموکرات و عناصر مارکسيست و کمونيست؛ با برنامه‌ای دموکراتيک و اصلاح‌طلبانه، تأسيس گرديد ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مرگ حسين شريعتمداری، پايان حسين شريعتمداری‌ها نيست، مسعود نقره‌کار

مسعود نقره‌کار
حاج حسين شريعتمداری وجودش اثبات خباثت است و دانسته‌ها و کردارش از بزرگ‌ترين منابع اسناد جنايت حکومت اسلامی‌ست. مرگ سريع او بی‌حرمتی به اجرای عدالت و نابودی بخشی از اسناد جنايت حکومت اسلامی خواهد بود

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


حاج حسين شريعتمداری, "تحفه ی الهی و اسلامی", نماينده ولی فقيه در موسسه کيهان و همه کاره و مقاله نويس روزنامه کيهان, صاحب چرک ترين انديشه و بيان و قلم در عرصه ی روزنامه نگاری حکومتی و نادر روزنامه نگار بازجو و شکنجه گر, چند روزی در بيمارستان بستری بود. برخی ناراحتی ورم معده ناشی از "استرس" و ديگرانی وخامت حال او بر اثر سرطان معده را خبر کرده بودند, خبری نگران کننده و تاسف بار! صادقانه بگويم, خبر را که خواندم و عکس کراهت را آوار تخت بيمارستان ديدم, با خود گفتم مباد خبر دوم درست باشد و سرطان به ياری اش بيايد و به سرعت در خاک فرو کندش. آرزو کردم, و می کنم که خدای اش سلامتی او را باز گرداند و عمرش مستدام دارد, نه به دليل خواست ِتداوم نکبت و جنايت, به خاطر مادران و پدران و خانواده های داغداری که جگر گوشه های شان را چنين موجودی شکنجه و بازجويی کرده و سپس تر به جلادتر از خويش سپرده است. آنان حق دارند بدانند حاج حسين شريعتمداری, اين "تحفه الهی و اسلامی" چه بر سر فرزندان و اعضای خانواده شان آورده است و آمران و عاملانی که ارباب و همکارش بودند چه کسانی هستند. خدای اش سلامت اش بدارد و حفظ اش کند تا پرده از همه ی اتهام زنی ها و پرونده سازی های اين شکنجه گر و بازجوی چرک قلم و چرک زبانی که قلم نيز به چرک و خون و لجن فکر و رفتارش آلوده کرده است, برداشته شود, پرده از اعمال "انسان نما"يی که وجودش اثبات خباثت است و دانسته ها و کردارش از بزرگترين منابع اسناد جنايت حکومت اسلامی ست. مرگ سريع او بی حرمتی به اجرای عدالت و نابودی بخشی از اسناد جنايت حکومت اسلامی خواهد بود.

مرگ های شور آفرين در حکومت اسلامی کم نبوده و نيستند, مرگ هايی که خلاف تصور بخشی از مردم به سود آزاديخواهی و آزادانديشی تمام نشده اند. مرگ خمينی, لاجوردی, سعيد اسلامی (امامی) و ده ها مورد مرگ ديگر از اينگونه مرگ ها بودند. آن ها به راحتی از دست عدالت گريختند و انبوهی اطلاعات روشنگرانه به گور بردند. البته حکومت اسلامی آنچه بيش از هر چيز در پرونده سی و يکساله اش ثبت کرده, جنايت است, و شايد اطلاعات موجودات نامبرده و مشابهين شان فاقد اهميت و سوخته می نمودند, اما اگر چنين نيز می بود گريز آن ها از اجرای عدالت نمی تواند تاسف بار نباشد. ناعادلانه است که خمينی, لاجوردی, سعيد امامی و يا عقبه های آن ها مثل خامنه ای و حاج حسين شريعتمداری بدون "روشنگری" جنايت های شان به بيماری و گلوله ای و يا چند جرعه ای واجبی جان بدهند. گفتن ندارد که شکنجه و اعدام اعمالی مذموم و ضد بشری اند حتی در مورد حاج حسين شريعتمداری ها, شکنجه و اعدام کسب و کار حکومت اسلامی ست نه کار ما, اما محاکمه ی اين موجودات به جرم جنايت عليه بشريت در دادگاه های بين المللی درس هايی گرانبها و تاريخی برای بشريت و نسل های بعدی می داشت و خواهد داشت.

مرگ حسين شريعتمداری, پايان حسين شريعتمداری ها نيست, همانگونه که مرگ خمينی و لاجوردی و سعيد امامی پايان جنايت نبود. نابودی ايده و توهم مرگ آفرين و مرگ سالاری که موجوداتی چون حکومت اسلامی و حاج حسين شريعتمداری پس می اندازند, نشان آغاز انقراض اين نوع موجوديت ها خواهد بود.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 

























Copyright: gooya.com 2011

Served by C#1 Server #1 in 0.011 seconds