یکشنبه 5 شهریور 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

زن و انتخابات یازدهم، مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

(بخش اول)

به تدریج بازار مباحث و فعالیت های انتخاباتی دوره یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران گرم می شود. گمانه زنی ها از یکسو و اعلام حضورها از سوی دیگر چاشنی اصلی اینگونه مباحث می شوند و چشم بر هم که بزنیم، پیش از آنکه باور کنید، زمان انداختن رای به صندوق های مهر و موم هم فرا رسیده است.
مهمترین نامزدهایی که تا کنون گمانه زنی هایی در مورد حضور آنان در عرصه این رقابت خوانده و یا شنیده ایم عبارتند از "آقایان" محسن رضایی، قالیباف، ناطق نوری، سعید جلیلی، کمال خرازی، محمد رضا عارف، محمد رضا خاتمی، سید محمد خاتمی، علی اکبر ولایتی، علی لاریجانی، غلامعلی حداد عادل، مصطفي پورمحمدی، منوچهر متكي، علی توکلی و حتی اخیراً هاشمی رفسنجانی(با توجه به صحبت هایی که از تغییر شرایط سنی کاندیداها به گوش می رسد). هر یک از نام های فوق طرفدارانی دارد و صد البته مخالفینی، اما آنچه در این یادداشت، بر آن تحلیلی اجمالی خواهیم داشت، نکته بسیار مهم و مغفول مانده دیگری است.

همانگونه که از اخبار و شنیده ها برمی آید قانون انتخابات با تغییراتی رو در رو است که به زودی مفاد آن به عرض عموم خواهد رسید. از جمله این تغییرات، شرط سنی است که موجب خواهد شد تا محیط دایره افراد مجاز به ثبت نام و داوطلبین کسب این کرسی قدرتمند در این رقابت بزرگ را مشخص و محاط می کند، تغییر دهد. از دیگر پارامترهای تحت تغییر، سطح حداقل تحصیلات است، که با توجه به شنیده ها و مبنی بر اینکه حداقل سطح تحصیلات برای کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی، کارشناسی ارشد یا معادل سطح حوزوی آن است، مسلماً حداقل مدرک تحصیلی فرد داوطلب ریاست جمهوری نباید از این سطح پائین تر باشد. نیز تعیین فاکتورهایی برای تشخیص رجل سیاسی از غیر آن و احتمالاً مواردی دیگر که در این قانون تغییر خواهند یافت، شرایط جدیدی را رقم خواهد زد.

اما آنچه در این یادداشت بدان خواهیم پرداخت و مدعی هستیم که در واقع به منزله یک تحول در عرصه کاندیداتوری برای ریاست جمهوری در ایران خواهد بود، مجوز حضور زنان در این عرصه است. از سخنان شنیده شده چنین برمی آید که از این پس زنان نیز مجاز خواهند بود که نامزد ریاست بر ایران اسلامی باشند و به عقیده من این یعنی اگر حتی فقط و فقط نام یک زن از هر جبهه ای و با هر مرام سیاسی در فهرست نهایی کاندیداها قرار گیرد، شرایط حاکم بر این مسابقه به جدّ تغییر می یابد به نحوی که تمام معادلات سابق را باید از نو نوشت.

راستی آیا هیچ اندیشیده ایم که نیمی از اعضای جامعه ما را زنان تشکیل می دهند؟ به سابقه مردسالاری و تاثیرات تلخ آن در طی تاریخ، بر ذهن و روح زنان چطور؟ و یا اینکه آیا اگر یک خانم کاندید احراز این پست شود، چند درصد زنان حاضرند به یک مرد رای دهند؟ آیا احتمال نمی دهید که جنبشی مردمی و واقعاً خودجوش در زنان ایران، عرصه رقابت را آنقدر بر مردان تنگ کند که تمام فاکتورهای سابق، مانند جناح سیاسی، سابقه خدمت، شعارهای انتخاباتی و ... را چنان ذیل سایه باوقار خود قرار دهد که زنان بدون توجه به فاکتورهای فوق و به صرف اینکه برای اولین بار یک زن توانسته خود را در معرض آرای مردم قرار دهد تا ریاست بر ایران بزرگ را بر عهده گیرد، تمام مردان را به یکباره "کیش و مات" کند؟



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اینجا است که تازه متوجه می شویم چقدر محتمل است که نام های فوق که هر کس با توجه به تشخیص و از دریچه سلیقه خود برای او سهم کوچک و بزرگی از اقبال در پیروزی انتخاباتی را در نظر می گیرد و بنده تعمداً واژه "آقایان" را پیش از همه آن نام ها در گیومه قرار داده ام، کل الاجمعین کم رنگ شده و همگی از قبل بازی را به یک خانم کاندید باخته باشند.

البته تعادل فرمول های سابق و فاکتورهای مذکور آن می تواند دوباره برقرار گردد اگر و تنها اگر کاندیداهای زن به یک مورد خلاصه نشود و مثلاً دو زن روبروی هم قرار گیرند تا زنان مدافع کاندیدای زن، تنها یک گزینه برای انتخاب نداشته باشند و باز اینجا است که جبهه های سیاسی ناگزیر باید به فکر بیافتند که ناچارند از قبل چنته خود را پر کنند و آمادگی معرفی کاندیدای زن را از داشته باشند چرا که در غیر اینصورت یقین بدانیم که با توجه به درصد شرکت کنندگان در انتخابات و درصد قابل توجه زنان و نیز نفوذ امروزین آنان در خانواده و سایر جوامع مثل ادارات، شرکت ها، کنفرانس ها و تاریخ مرد سالاری و اثرات مخرب آن و... به سادگی باید از الان آن یک زن کاندید را پیروز اعلام کرد. در این مورد شک نفرمایید که یقین بدانید غیر از این نخواهد شد.

در کتاب "مقدمات فرانقد ادبی" بحث مفصلی در مورد شیوه های نقد فمنیستی در دوره های سه گانه آن آورده ام. در طی مطالعاتی که برای تالیف این کتاب داشتم گریزی نیز به فمنیسم پنهان در جامعه خودمان زدم. اگرچه آن کتاب فرصت ارائه محصول مطالعاتم در این زمینه را نمی داد ولی برایم یقین آور شد که فمنیسمی بسیار ویژه و با نمودی متناسب با خصوصیات فرهنگی-مذهبی ما بر جامعه امروز ما غلبه دارد. حال توجه بفرمایید که این فمنیسم پنهان و البته خاص، که اگر رخصتی باشد در آینده نزدیک دفتری در مورد ویژگی آن منتشر خواهم نمود به عنوان سکویی برای پرتاب کاندیدای زن به قله پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم یا دوره های بعد از آن تبدیل می گردد. آنچه من در مطالعاتم بدان رسیدم قدرت بالای این فمنیسم است که اگر از منظر بررسی هایی در هژمونی قدرت و مبحث سرکوب خواست ها در تحلیل های ادبی-فرهنگی بدان بپردازیم، آنگاه به اهمیت حضور یک زن در فهرست کاندیداهای ریاست جمهوری پی خواهیم برد و تفاسیرمان را منطبق با واقعیت های انکار ناپذیری که در پتانسیل بزرگی به نام "زن" وجود دارد و ایجاد فرصتی برای به کار تبدیل شدن این پتانسیل که کل ساختار مردانه قدرت را در نظام ما به نفع زنان به چالش می کشد، تغییر خواهیم داد.

انشاء الله در یادداشت های بعدی با تفصیل بیشتری مسائل مربوط به حضور احتمالی زنان در بین کاندیداهای ریاست جمهوری را به گفتگو خواهیم نشست.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016