سه شنبه 22 اسفند 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نقش اپوريسيون خارج از کشور در پاسخ به چه بايد کردها، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
اپوزيسيون خارج از کشور با الهام از مطالبه بر حق مردم بعد از تقلب بزرگ در انتخابات گذشته، بنابر مسئوليتی که احساس می‌کند شرط حضور در پای صندوق‌ها را منوط بر برگذاری انتخابات آزاد می‌داند و اين مهم ميسر نمی‌گردد مگر با نظارت جامعه بين‌الملل که در اولين گام ايجاد "کمپين انتخابات آزاد" را شرط تحقق اين خواسته می‌داند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


يکی از رايج ترين نقدها نسبت به بيان نقايص و معضلات دامنگير امروز مردم ايران ، عدم ارائه راه کار برای مشکلاتی است که همه از ان آگاهيم و هر روزهم درده ها مقاله و نوشته می خوانيم بعبارتی بهتر ، صرف نظر از تحليل های روشنگرانه اهل فن از اوضاع و موقعيت کنونی و پيش بينی های کارشناسانه ی مبتنی بر داده های علمی نسبت به روند ادامه وضعيت کنونی ، امروز ديگرشرح مصيبت بدون راه حل، در نظر ملت ايران حکم لق لقه دهان را می ماند وايضا پرداختن به جنگ و جدل های اصحاب قدرت که همه از سر زياده خواهی و حذف رقيب برای کسب قدرت بيشتر است ، وقت تلف کردن وبازی خوردن از نظامی است که بارها برای ادامه حيات خود ، با ايجاد معرکه هايی، آلترناتيو متضمن حاکميت خود را در قالب حتا قهرمان بر ملت تحميل ساخته است ، نگاه کنيد به ماجرای دوم خرداد ، که برآيند آن ، هشت سال زمامداری گروهی از بطن نظام بعنوان اصلاح طلبان بود که نه تنها منشا خيری در اصلاح نظام نبودند بلکه باعث ظهور و بروز تفکری به مراتب خطرناک تر از مرتجعين سنتی اصولگرا بودند، يعنی ظهورو بروز تفکری متفاوت در ساختار قدرت بنام تفکر احمدی نژادايسم ، که بر آينده اين تفکر نوظهور بنا بر شواهد موجود پديده ای است بنام مشايی که در صورت ادامه بقای رژيم سرفصل تازه ای در نظام جمهوری اسلامی خواهد گشود .

اکنون با گذشت سی و چهار سال از استقرار حکومت بی سوال جمهوری اسلامی ديگرکمتر کسی است که نداند چه بر سر اين کهنه ديار و مردم ان آمده ،صرف نظر از جامعه جهانی که اين روز ها بحث فرستادن گزارشگر ويژه آن بر سر زبان ها است ، در داخل کشور ازکوچک تا بزرگ ازکاسب تا کارمند ، از امی تا روشنفکر ، همه به خوبی از کاستی ها ، بيدادگری ها دزدی ،غارت و چپاول زمامداران حاکم بر خود با خبرهستند حتی بی اعتنا ترين فرد نسبت به مسائل سياسی که تنها دغدغه معاش را دارد ، دست کم با سوارشدن در اتوبوس يا مترو و تاکسی ، ناگهان با سيل اخبارو اطلاعاتی از پشت پرده حکومت و سران نظام مواجه می شود که برخی از آنها حتی در مقالات و يا بحث های سياسی اپوزيسيون نظام در خارج از کشور هم ، وجود ندارد ، اما در عوض، آنچه يافت نمی شود و همه در پی آنند وبه گونه ای نيازجامعه دربند شده امروز ايران است ، پاسخ به چه بايد کرد هايی است که کمتر از سوی آگاهان و روشنفکران و گروه های سياسی مخالف نظام ، مورد توجه بوده و يا اگر عنايتی هم به اين مهم مبذول داشتند ، در خوشبينانه ترين نگاه ، يا فاقد استحکام لازم برای اجرايی شدن بودند و يا تنها اهداف و خواستگاه گروه و افراد خاصی را محقق می ساخت که اين خود شايد يکی از مهمترين عوامل عدم اتحاد اپوزيسيونی است که امروز در مظان اتهام عدم يک پارچگی و اتحاد است خاصه اپوزيسيون خارج از کشور.

اپوزيسيون خارج از کشور چشم و گوش ملت است

بی گمان در طی سی و پنج سال عمر نظام جمهوری اسلامی ، هيچگاه چون امروز سران رژيم وبه طبع آن نظام حاکم ،اين چنين در مخمصه نبوده که بی اغراق می توان گفت وجود چنين شرايطی و در تنگنا قرار گرفتن امروز نظام ، حاصل تلاش اپوزيسيون خارج از کشوراست که با وجود عدم اتحاد و يک پارچگی در بين خود ، دست کم قادر به تغيررويه مماشات جامعه جهانی با جمهوری اسلامی بوده تا بدانجا که امروز رهبر ی نظام برای اين تغيررويه جامعه جهانی و رهايی از تنگنا های ايجاد شده ، به وتکاپو افتاده و با فرستادن علی اکبر ولايتی مشاور ويژه خود به آمريکا ، تن به مذاکره پنهانی با بزرگترين دشمن خود می دهد ، اگرچه خبرفرستاده ويژه رهبری به آمريکا در حد شايعه مسکوت ماند اما به شهادت چشم و گوش ملت(اپوزيسيون ) در مرکز تصميم گيری جهان يعنی پايتخت آمريکا ، اقای دکترولايتی در خيابان ويسکانسی شهر واشنگتن ديده می شود و علارغم ميل باطنی خود مجبور به گپ و احوال پرسی با برخی از هم وطنان آواره خود در ينگه دنيا می گردد ، و اين همه نيست جز دست و پا زدن رژيمی که به نظر برخی از هم وطنان داخل کشور قابل شکست می نمايد ، اما درواقع بيرون از کشور به زبونی و دريوزگی گرفتار است و شکستن تابوی چنين هيولايی در جامعه جهانی همه از همت همين اپوزيسيونی است که به رغم همه انتقادات وارد به او ، با پرده افکنی از چهره پليد نظام وافشای ظلم وبيدادگری های زمامدارانش ، جامعه جهانی را با تعين گزارشگر ويژه سازمان ملل وادار به واکنش در مقابل ستمگری های نظام می کند ، اما با اين همه اين قدرت گسسته ی ملت در بيرون از مرز جغرافيايی وطن به دليل تنوع افکار ازادی خواهانه در خارج از کشور، نه تنها تا کنون به نقطه اشتراک واحد در بين خود دست نيافته است بلکه درايجاد پل ارتباطی با هم وطنان داخل کشور،عاجز و ناتوان بوده ، اما با اين همه لحظه ای ازتلاش برای ائتلاف و اتحاد با يکديگر باز نايستادند تا نگوئيد به کدام نشانه ؟ همين يک دليل بس که امروز در نشست ها و همايش های اپوزيسيون خارج از کشور آنچه بيش از همه، بدان توجه وايضا تبادل نظرمی شود و در صدد رفع موانع آن هستند ، ارائه راه کار های رسيدن به يک اتخاد واحد وچگونگی ارتباط و اعتماد سازی بامردم داخل کشور است.

ايجاد کمپين انتخابات آزاد در مقابله با انتخابات فرمايشی

يکی از روش های متداول جمهوری اسلامی که در بيست سال گذشته با کاهش مشروعيت نظام در بزنگاه های حساس چون انتخابات ، همواره به ان متوسل گشته تا با کشاندن ملت به پای صندوق های رای مشروعيت خود را به رخ جهانيان کشد ، ايجاد فضای کاذب رقابتی بين کانديدا های تعين شده قبل از برگذاری شعبده انتخابات بود که نمونه بارز و موفق آن ماجرای دوم خرداد و ظهور اصلاح طلبان از دل نظام بود که در بالا به آن اشاره شد اما اين ترفند در دوربعد اگر چه بازهم کانديدا ها مورد تائيد نظام بودند اما به دليل مخالفت دوتن از کانديدا ها با برخی از ساختار های نظام به يکباره مورد خشم و غصب رهبری قرار می گيرند ،مردم برای نشان دادن مخالفت خود با دستگاه حاکم و شخص رهبری با رای دادن به آن دو کانديدای مطرود شده ، همه نقشه های برگذار کنندگان شعبده انتخابات را نقش بر اب ساختند تا بدانجا که عوامل رژيم بنا بر فرمان بيت رهبری در يک عمل حيرت انگيزمرتکب بزرگترين خبط تاريخی خود می شوند و با تقلب در شمارش ارا فرد مورد نظر رهبری را از صندوق های رای را بيرون می کشند وبه عنوان رئيس جمهور برگزيده بر ملت تحميل می کنند ، حال بار ديگر باز هم با نرديک شدن آن بزنگاه حساس و با توجه به تنگنا های جامعه بين الملل ، رژيم و عوامل برگذارکننده اين دوره از انتخابات ، در صدد مهندسی اين شعبده جديد هستند اما به گونه ای ديگر بدين شرح که در اين دوره اقای خامنه ای علارغم مخالفت حود باحضور طيفی از اصلاح طلبان در انتخابات پيش رو، امروز با نشان دادن چراغ سبز به آن دسته از اصلاح طلبانی که هدفی جز بازگشت به عرصه قدرت را ندارند ، باز هم قصد تحميل فرد مورد نظر خود بعنوان منتخب مردم در نهاد رياست جمهوری را دارد تا ضمن حذف تفکرمخالف خود ، بار ديگر ملت را درموقعيت انتخاب بين بد و تر، قرار دهد و با برگذاری اين شعبده ، به مشروعيت رو به زوال نظام جان تازه ای بخشد واين، همه دغدغه امروز دلسوزان وطن از تحقق چنين ترفندی از سوی رهبری و عوامل آن است و در چنين شرايطی است که با نشانه هايی ازمهندسی انتخابات پيش رو، آن پرسش بجا و رايج "چه بايد کرد" در ذهن متبادر می شود.

بی شک پاسخ به چنين پرسشی مستلزم بازگشت به مطالبه فراموش شده ی "رای من کجاست " خواهد بود واز همين رو اپوريسيون خارج از کشور با الهام از اين مطالبه بر حق مردم بعد از تقلب بزرگ در انتخابات گذشته ، بنا بر مسئوليتی که احساس ميکند شرط حضور درپای صندوق ها را منوط بر برگذاری انتخابات ازاد می داند و اين مهم ميسر نمی گردد مگر با نظارت جامعه بين الملل که در اولين گام ايجاد "کمپين انتخابات ازاد" را شرط تحقق اين خواسته می داند بعبارت بهتر ايرانيان خارج از کشور در تدارک ايجاد کمپين انتحابات آزاد بوده تا از اين طريق با جذب افکار عمومی جهان، رژيم را وادار به قبول برگذاری انتخابات آزاد نمايند و اين کمترين نقش هم وطنان فعال در خارج از کشور است که فارغ از حمايت خود از گروه و يا حزبی خاص برای گذار از وضعيت موجود به قدر وسع می کوشند و به دور از باور عقل سليم است که بتوان با تفرقه افکنی بين هم وطنان داخل و خارج از کشورنقش نيروهای فعال و تاثير گذار و ايضا وطن پرست خارج از کشور را به صرف عدم اتحاد بايکديگر، در تحولات اينده کشور ناديده گرفت .

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016