سه شنبه 5 شهریور 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

ديکتاتورزدايی سی‌ان‌ان از رهبری با مقاله اکبر گنجی، بيژن صف‌سری

بيژن صف‌سری
مورد توجه قرار گرفتن نوشته آقای گنجی درباره رهبر جمهوری اسلامی آن هم از سوی دو رسانه‌ی صاحب‌نام و معتبر آمريکايی بی‌شک برای ايرانيان اتفاق ميمون و خوشايندی است، اما سوء استفاده‌ای که از اين نوشته برای آماده‌سازی افکارعمومی جهان توسط مهم‌ترين شبکه خبری آمريکا با قصد زمينه‌سازی برای سازش با نظام ديکتاتوری ايران می‌شود نه تنها باعث کدورت خاطر می‌شود بلکه احساس غبن را در هر ايرانی وطن‌پرستی ايجاد می‌کند

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


ويژه خبرنامه گويا

بعد از انتشار مقاله ای اکبر گنجی در نشريه "فارين افرز" که متعلق به انديشکده شورای روابط خارجی ايالات متحده آمريکا است ، يکی از پر آوازه ترين رسانه های تصويری آمريکا يعنی سی ان ان ، در بخش خبری خود با نقل از نوشته ترجمه شده اين روزنامه نگار صاحب نام ، چهره ای از رهبر جمهوری اسلامی را به تصوير می کشد که گويی در ستايش گاندی و يا نهرو سخن می گويد حال آنکه آنچه " فريد ذکريا " مفسر سی ان ان در توصيف رهبر جمهوری اسلامی ميگفت، درست بر خلاف مقاله ترجمه شده اکبر گنجی در باره ايت الله خامنه ای بود.

بنا بر اظهار "گرين روز" مدير مسئول نشريه "فارين افرز" آنچه باعث ايجاد انگيزه انتشار بخش هايی از مقاله هفتاد صفحه ای اکبر گنجی در باره رهبر جمهوری اسلامی در ان نشريه می شود ، عدم شناخت بسياری آمريکائی ها خاصه دولتمردان آمريکايی از شخصيت آيت الله خامنه ای بوده و از سر احساس چنين نيازی است که از بين صد ها نوشته و مقاله در مورد رهبر جمهوری اسلامی ، مبادرت به انتشاربخش هايی از نوشته های اين روز نامه نگار مغضوب شده از سوی رزيم ايران ميکند ، که ماه ها پيش از انتشارآن ، متن ترجمه شده آن برای اين نشريه در هفتاد صفحه ارسال شده بود.

در نگاه اول به ادعای مدير نشريه "فارين افرز" در خصوص چرايی انتشار مقاله گنجی درباره رهبر جمهوری اسلامی که از قضا دليل تفسير مفسر سی ان ان هم بوده ، اين پرسش در ذهن متبادر می گردد که چگونه است دولتمردان کشوری چون امريکا که داعيه ی حکمرانی بر جهان را دارد ، از شناخت و طرز تفکر رهبر کشوری که سال ها با او در مناقشه است ودر چندين مرحله او را با سلاح تحريم به تنگنا کشانده و ايضا در باب مناقشات هسته ای بارها با نمايندگان او بر سر ميز مذاکره نشسته است ، اين چنين بی اطلاع و نا آگاه است که نشريه منتسب به شورای روابط خارجی اين ابر قدرت ، احساس وظيفه کرده و با انتشار مقاله يکی از مغضوبين نظام ، به دادشان می رسد تا مبادا از شناخت دشمن خود غافل بمانندو اين سوال وقتی در ذهن پر رنگ تر می شود که به فاصله چند روز از انتشار مقاله ياد شده مهمترين شبکه خبری آمريکا ، در يک اقدام بی سابقه در بخش خبری خود ضمن تعريف وتمجيد از مقاله منتشر شده در نشريه "فارين افرز" به گونه ای از شخصيت و منش رهبر جمهوری اسلامی سخن ميگويد که مخاطب را ناخود آگاه بياد رهبران ازاديخواه جهان چون ، نهرو و يا گاندی می اندازد.

بی شک در چنين مقطعی که جمهوری اسلامی با انتصاب شيخ حسن روحانی به مشروطه خود دست يافته و تا کنون بسياری از دولتمردان کشورهای طرف مناقشه با خود را به باورتغيير و اصلاح پذيری نظام ولايی رسانده است ، چنين تعاريف غلوآميز از ايت الله خامنه ای با قصد و انگيزه خاصی می تواند باشد ، و به عبارتی ديکتاتور زدايی معتبر ترين رسانه امريکا از رهبرديکتاتور ايران ، چراغ سبزی است برای سازش با جمهوری اسلامی خاصه که اين ديکتاتورزدايی در حالی اتفاق می افتد که سلطان قابوس امير عمان با ماموريت غير رسمی از سوی امريکا برای ميانجيگری بين دو دولت ايران وايالات متحده، وارد تهران می شود .

مورد توجه قرار گرفتن نوشته اقای گنجی درباره رهبرجمهوری اسلامی آن هم از سوی دو رسانه ی صاحب نام و معتبر آمريکايی بی شک برای ايرانيان اتفاق ميمون و خوشايندی است چرا که از کم سابقه ترين موارد مشابهی است که تا کنون اتفاق افتاده است اما سوء استفاده ای که از اين نوشته برای آماده سازی افکارعمومی جهان توسط مهمترين شبکه خبری آمريکا با قصد زمينه سازی برای سازش با نظام ديکتاتوری ايران می شود نه تنها باعث کدورت خاطر می شود بلکه احساس غبن را در هر ايرانی وطن پرستی ايجاد می کند خاصه که در مقاله اقای گنجی اگر چه هيچ نشانه ای از تعريف و تمجيد آنچنانی که "فريد ذکريا" دوست و طرفدارآقای گنجی در توصيف خود از رهبر جمهوری اسلامی ديکتاتور زدايی ميکند وجود ندارد اما گنجی در مقاله خود با اعتبار بخشی به رهبری نظام در نقش نويسنده ای بی طرف اين ذهنيت را در مخاطب خارجی ايجاد می کند که براستی اقای خامنه ای به دليل نشست و برخاست با فرزانگان و اديبان معاصر آن هم در ايام جوانی، از او رهبری به واقع فرزانه و با کمالات ساخته که نه تنها غرب را بد نمی داند بلکه صاحب خصايص بی شمار غرب پسند نيزمی باشد (نقل به مضمون مقاله گنجی ) و يا وقتی در انتهای مقاله خود با ارائه راه کار ترک مخاصمه بين دو دولت ، پيشنهاد می کند که امريکا بايد هر چه زودتربرای جلب اعتماد رهبرفرهيخته اهتمام ورزد گويی دولتمردی از نظام ولايی سخن می گويد که سال ها در توجيه عدم تعامل رژيم با دنيا مدام همين خواسته را در بوق و کرنا کرده اند.

اکبر گنجی بی شک يکی از پرآوازه ترين روزنامه نگاران پس از انقلاب است که در اثر افشاگری های شجاعانه خود و ايستادگی بر سر باورهايی که در برهه ای از زمان مورد قبول مردم ان دوران بود ، دولتمردان رژيم را چنان به وحشت می اندازد که بارها از مهار اين منتقد جسور اعتراف به عجز و ناتوانی می کنند چرا که از يک روزنامه نگارمنتقد قهرمانی ملی ساخته می شود که ديگر قادر به مهر و موم کردن زبان و قلم او نبودند اما با اين همه اين قهرمان نيز همانند بسياری از منتقدين نظام ديکتاتوری پس از تحمل مشقات زياد و زندانهای طولانی و ايضا ازار و اذيت خانواده اش ، لاجرم تن به غربت می دهد اگر چه اين غربت پذيری را بسياری از مخالفان او بنا بر خواست و اجازه رژيم ايران می دانند اما واقعيت امر اين بود که به واقع رژيم در مهار اين عضو بريده شده از خود تا بدانجا به استيصال رسيده بود که با ميل و رغبت حاضر به خروج او از کشور ميگردند طرفه آنکه هرگونه اقدام برعليه اين منتقد سرسخت منجر به فشار افکار عمومی جهان نسبت به رژيم می شد از اين رو رژيم خروج گنجی از کشور را ناديده می گيرد با اين اميد که اين منتقد حاکميت نيز همانند برخی از ديگر منتقدين خود که پس از خروج از کشورغالبا به دليل تغيير مواضع و اتخاذ روش مبارزاتی مغاير با باورها و واقعيت های جنبش ملت ايران، به مهره ای سوخته مبدل شده اند، او نيز به سرنوشتی مشابه دچار گردد و با گذشت زمان از ياد و خاطره ها رفته و منزوی گردد اما گنجی از همان آغاز غربت نشينی خود تا به امروز لحظه ای از نوشتن و انتشار افکار خود باز نايستاده و با به تحرير در آوردن افکار و اعتقادات جديدی که در اثر بی نيازی و رفاه کسب شده از شهرت برای او در غربت فراهم گرديد ، اصرار بر حی و حاضر بودن خود در صحنه مبارزه با جمهوری اسلامی را دارد .اما غافل که با هر نوشته خود در تسهيل تحقق آرزوی رژيم برای مبدل شدن به يک مهره سوخته گام برمی دارد .

بيژن صف سری
http://bijan-safsari.com/


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016