گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
22 اسفند» نقش اپوريسيون خارج از کشور در پاسخ به چه بايد کردها، بيژن صفسری16 بهمن» نمايش انحطاط نظام از ويترين مجلس فرمايشی، بيژن صفسری 4 بهمن» هاشمی و خاتمی دو ناهی رهبری که از کاه توقع زعفران دارند، بيژن صفسری 14 آذر» يک بستر و دو رؤيا، بيژن صفسری 16 آبان» نسل امروز قصد بريدن زبان ظلم دارد نه آموختن آن، بيژن صفسری
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! معمای شناسايی منتخب رهبری و نقش بند واگنهای نظام، بيژن صفسری![]() ويژه خبرنامه گويا آنچه درهمين ابتدا گفته آمد ماحصل همه اين نوشتاری است که پيش روی شما ست و اگر در پی چرايی و چگونگی اين ادعای نگارنده هستيد ، بايد به نکات ظريفی ازسابقه برگذاری انتخابات در سال های گذشته توجه کنيد خاصه در ۲۵ سال گذشته که اساس و بنيان اين نوشتاربر پايه همين نکات ظريف بنا نهاده شده است . يکی از آن نکات ظريف اشاره شده ، تشخيص نگاه اکثريت جامعه امروز ايران به مقوله انتخابات است که به باور اين قلم پس از انقلاب ، انتخابات ورفتن به پای صندوق های رای ، يک عمل و رفتار انقلابی است و بر پايه چنين باوری شرکت و يا عدم حضور در پای صندوق های رای نه از سر باورمندی به پيامد های دمکراتيک اين فرايند مدنی بلکه صرفا يک شاخص رفتاری برای نشان دادن رضايت و يا مخالفت با حکومت و نهاد های قدرت است ، و اين تصورطی ۳۵ سال استقرار نظام ولايی با فرهنگ سازی های سياسی حاکميت ، درباور جمع کثيری از احاد ملت نهادينه شده است ، خاصه در بين اقشار فرودست . بی گمان وجود چنين باوری از درک مقوله انتخابات آن هم در جامعه ای به تنگ آمده از ظلم ، نقيصه ای است که مسئوليت آن متوجه کسانی است که با بر چسب روشنفکر ، دغدغه آگاهی مردم را دارند اما در عمل قادر به تغيرچنين باوری دراکثريت جامعه نبوده و تنها همه ی هم و غم خود را صرف آگاهی يک قشر خاص ازجامعه ارزانی داشته اند و اگر هم همتی بود در مقابل تلاش های بی وقفه فرهنگ سازی های سياسی نظام ، بسيار نا محسوس و بی اثر بوده است. امروز بر کمتر کسی اين حقيقت پوشيده مانده است و نداند که برگذاری انتخابات الزاما به معنا ی باور داشتن برگذار کنندگان آن بر اصول و روش زمامداری مبتنی بر دمکراسی نيست ، بلکه ابزاری است که حتا حکومت های غير دمکراتيک هم برای تظاهر به باورمندی حکومت مردم بر مردم از آن بهره می گيرند آنچنانکه از گذشته تا به امروز در نظام های حکومتی مبتنی بر ديکتاتوری از اين ابزار برای به نمايش گذاشتن ، ماکتی از نوع حکومت دمکراسی استفاده شده است آنچنانکه جمهوری اسلامی از اغاز و درهمه طول عمر حاکميت خود همواره سعی به نمايش گذاشتن اين ماکت داشته است و با برگذاری اين شعبده که ديگر بی شباهت به مراسم آئينی سياسی نيست، مشروعيت خود را به رخ جهانيان می کشاند ،و اين همه حقيقت ماجرای برگذاری هر دوره از انتخابات در نظام جمهوری اسلامی است و امروز کمتر کسی از احاد ملت پوشيده مانده است طرفه آنکه وجود فيلتر های تعين و تحميل کانديدا ها، ازمصداق های بارز بی اعتقاد ی سران حاکميت ، خاصه شخص رهبری نظام ، به مقوله انتخابات از نوع ازاد است اما با اين همه شوربختی اين ماجرا در اين حقيقت است که با وجود همه اين آگاهی ها ، نوع مواجه جامعه به تنگ آمده از ظلم با اين شعبده و مطالبات وتوقعاتی که ازاين شعبده دارد ، از نوع مطالبات بر حق ملتی است که در زير چتر حاکميت نظام دمکراتيک نفس می کشند و از نعمت برگذاری يک انتخابات آزاد برخوردار هستند و اين نا همگونی و عدم انطباق مطالبات مردم با واقعيت نظام حاکم ، در مرور ايام باعث خود فريبی هر دو سوی اين معادله گرديده بعبارت روشن تر حکايت خريد کلای تقلبی به نيت اصل بودن ان است که در مداومت و تکرار اين سيکل عرضه و تقاضايی نامتعارف هردو طرف دچار توهم شده و عاقبت با وساطتت و دوره کردن شاگردان و عوامل فروشنده ( بند واگن ها ) بر سر قيمت به چانه زنی می رسند و آنچه در ارزش گذاری اين مطاع تقلبی مبنا قرار می گيرد ، قيمت کالای حقيقی و اصل است و نه نوع تقلبی و يا ماکت آن. و اين حکايتی است که در همه ادوار گذشته با بر گذاری انتخابات شاهد آن هستيم و در هر دوره از موسم انتخابات با وساطت و دوره کردن افرادی از نظام به چانه زنی بر سرمطاع تقلبی با نظام می رسيم و عاقبت برای پرداخت قيمت آن به پای صندوق های رای می رويم ، يک روز با اميد و اتکا به عالم فرهيخته ای خوش کلام و خوش مرام ، و زمانی هم بعنوان يک عمل تنقلابی و در مخالفت با کانديدای مورد حمايت حاکميت ، به رقيب او رای می دهيم و اين دور تسلسل سال هاست که باقی است و از اين رو صندوق های رای هرگز بی رای نبود ه اند و اين بار نيز نخواهند ماند . حال با چنين شرايط ومشخصه ايی از جامعه ای که به رغم همه اعتراض هايی که از نبود ازادی در سرزمين خود دارد و آزادی انتخابات را شرط اول نحقق ارزو های معوق خود می داند اما در هر دوره با برگذاری شعبده انتخابات خواسته و ناخواسته در صف صندوق های رای می ايستد ، اين پارادوکس نشانگر کدام واقعيت کتمان شده در مورد اين جامعه به تنگ آمده از ظلم است ؟ شما بگوئيد. (۱) بندواگن: بنابر تعريف اين پديده، علت حضور هر فرد تنها و تنها متاثر از حضور افراد ديگر است.بنابراين کافيست تعداد شرکت کنندگان به آستانه ی بندواگن برسد. آنگاه يک پيک صعودی در تعداد شرکت کنندگان ايجاد خواهد شد. ازين پديده علاوه بر مهندسی انتخابات ، در اقتصاد خُرد برای پيک فروش يک کالا يا برای هيت کردن يک ترانه يا مد لباس استفاده می شود. بيژن صف سری Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||