گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
28 مرداد» کابينه چاکران رهبری، بهروز بهبودی25 تیر» عشق و آتش در سرنوشت مردم مصر، بهروز بهبودی 11 تیر» سوريه، صحنه جنگ سردی نوين، بهروز بهبودی 21 خرداد» سلطنت سيدعلیشاه، بهروز بهبودی 6 خرداد» مُهر باطل شد جمهوری اسلامی بر اساس جمهوری اسلامی، بهروز بهبودی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! تاثيرآلوده به جنايت جمهوری اسلامی، بهروز بهبودی![]() بهار عربی در آغاز اميدهای فراوانی را در جهان برانگيخت که سرانجام در منطقه هميشه بحرانی خاورميانه، حکومت هايی که برای مردم خود و کرامت انسان ، ارزشی قايل نبودند ، جای خود را به نيروهايی خواهد داد که با داشتن تجربه عميق و تاريخی اين نوع حاکمان مستبد و حکومت هايی که برآمده از خواسته های ملت نبودند و نتايج فاجعه بار آنها ، اين بار دست در دست هم به سوی آبادانی و صلح ، کشورهايشان را رهنمون باشند. امری که اگرچه در کوتاه مدت امکان پذير نبود و نيست ، اما با گذاشتن پايه های درست و محکم و بستر سازی برای دمکراسی می توانست ، آينده ای روشن تر از امروز را برای مردم اين منطقه به ارمغان آورد. دمکراسی به عنوان يک روش حکومت کردن در جهان و به عنوان يک واقعيت موجود در کشورهای مختلف با وجود تفاوت های کم و زياد، می تواند بهترين تضمين کننده حقوق اکثريت و اقليت هر کشوری باشد و با ايجاد آزادی های انديشه و بيان ، سبب شکوفايی نسل ها و جلوگيری از انحراف حکومت کنندگان شود. اما با گذشت زمانی کمتر چند سال ، مشکلات ساختن جامعه ای دمکراتيک ، پس از سال ها تجربه استبداد و بويژه با وجود ريشه های قوی مذهبی که راه را برای سو استفاده مدعيان حکومت های مذهبی از عقايد ملت ها باز می نمايد، آشکار گرديد. علاوه بر عوامل پيچيده داخلی و جامع شناسانه کشورهای خاورميانه ، سياست های اشتباه و پيش بينی های غير واقعی کشورهای غربی، سبب قدرتمند شدن نيروهای افراطی اسلام گرا و به حاشيه رفتن نيروهای سکولار و مذهبی معتدل و پايبند به قوانين بين المللی از قبيل حقوق بشر شد. کشورهای غربی به ويژه آمريکا به سودای نزديک تر شدن اين کشورها به غرب در پی حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنها با روی کار آمدن دولت هايی بر پايه خواسته های ملت ها ، با همراهی کردن با مردم در سرنگونی ديکتاتورها ، به ايجاد تغييرات در اين منطقه کمک شايانی نمودند، اما پيش بينی نادرست آن بود که زمينه برای قدرت گرفتن تندروهايی همچون اخوان المسلمين و يا حتی مدل اصلاح شده اش حزب اعتدال و توسعه در ترکيه ، مساعدتر از زمينه به قدرت رسيدن نيروهای معتدل و سکولار و متعهد به قوانين دمکراسی بود و اين گروه های تندرو با سو استفاده از امکانات مالی و جهادی خود در گسترش تروريسم القاعده ای کم نکوشيدند. کشورهای ديگری نيز در منطقه هستند که با داشتن امکانات مالی فراوان و با وجود هم پيمانی با آمريکا ، برای ياری رساندن به گروه های تندرو اسلام گرا کوتاهی نمی کنند و برخلاف سياست های منطقی و معتدل کشور بزرگ اسلامی ، عربستان سعودی ، که در کنترل اين تندروها سهم به سزايی داشته، با استفاده از ترديد موجود در سياست های آمريکا و کشورهای اروپايی، مروج خشونتی شرم آور در منطقه توسط گروه های جهادی ، خصوصا در کشور بحران زده سوريه شده اند. کشوری که مردمش به دنبال ، آزادی و توسعه، اعتراضات خود را عليه بشار اسد آغاز کردند ، اما هم اکنون شرايط به گونه ای رقم خورده است که سايه سنگين و شوم جنگ بيش از پيش بر سر مردم بی گناه سنگينی می کند. اتحاد نيروهای تندرو شيعی و سنی در نابودی سوريه و تعلل کشورهای غربی در مداخله به هنگام در اين درگيری ها ، کار را به جايی رسانده است که وضعيت اين کشور به نقطه بی بازگشتی رسيده است و برای رسيدن به روزهای بهتر ، مردم سوريه بايد از ميانه آتش و خون بگذرند. کوتاه آمدن اروپايی ها و آمريکا در منطقه سبب شد تا نه تنها ، آنان نتوانند تا از ميان نيروهای اسلام گرا متحدانی را برای خود بدست آورند، بلکه سبب ريزش متحدان سکولار خود در اين کشور شد که با اميد به سياست های حمايتی اين کشورها ، در هنگامه حساس تاريخی ، قدم به ميانه ميدان گذاشته بودند. افراطی گری ، هم ذات خود را می زايد و ما شاهد گسترش اين نيروها تندرو نه تنها در ميان مسلمانان منطقه که حتی در ميان يهوديان ساکن اسراييل هستيم. برآمدن نيروهای سلفی در مصر با حمايت اخوان و نيز ترکيه و قطر که حاصل تعلل و ترديد کشورهای غربی در حمايت از اعتدالگرايان و سکولارها نيز هست ، از سويی و سياست های مداخله گرايانه و تروريستی رهبر جمهوری اسلامی از سوی ديگر ، سبب شده است تا بحران سوريه هر روز عمق بيشتری به خود گرفته و حل اين مشکل ، سخت تر و پيچيده تر از روز پيش گردد. اشتباه بزرگ کشورهای غربی در اين بود که در آغاز اين بحران در سوريه تکليف خود را با نيروهای تندرو تعيين نکردند و با حمايت از نيروهای سياسی مخالف اسد که هنوز امکان کنترل اوضاع را داشتند، در منطقه ای که آشوب حرف اول را می زند و نه قانون ، راه را بر فاجعه انسانی امروز سوريه نبستند. هنوز هم در اولين قدم آمريکا و متحدانش بايد تکليف خود را با نيروهای حامی تروريسم اسلامی در منطقه و کشورهايی که حتی زمانی نزديک ترين دوستان کاخ سفيد بودند ، اما امروز از امکانات خود برای گسترش تروريسم جهادی در منطقه سود می برند، روشن سازد. اما جمهوری اسلامی که در حمايت از متحد ديرپای خود و با صدور فرمان ورود نيروهای تروريستی حزب الله لبنان به اين درگيری ها ، زمينه را برای حضور گروه های جهادی و تبديل جنگی داخلی عليه اسد به يک جنگ منطقه ای و مذهبی ميان سنی و شيعه فراهم نمود ، اينک با بسته شدن راه های داخلی و خارجی از سوی مردم ايران و کشورهای غربی ، به دنبال راه حل برد-برد در مذاکرات با غرب افتاده است. رهبر جمهوری اسلامی که رهبریِ حکومتی استبدادی از نوع اخوان المسلمين را اما بر پايه آموزه های شيعی بر عهده دارد ، هنگامی که به دنبال اعتراضات مردمی به تقلب انتخاباتی سال ۸۸ و سرکوب خونين مردم با بحران شديد مشروعيت در داخل کشور روبرو شد ، در انتخابات رياست جمهوری گذشته مجبور شد تا با فراهم کردن زمينه های حضور مردم و تن دادن به خواسته های اکثريت مردم هوشيار ايران ، عملا مهر ابطال بر سياست های داخلی و خارجی چند سال گذشته خود بزند. وی که تا چندی پيش سخن از نابودی حيفا و تل آويو به ميان می آورد ، اينک با فشارهای داخلی ناشی از جامعه مدنی ايران مجبور شده است تا به مذاکرات با کشورهای غربی را با هدف کاستن از تنش های منطقه ای تن درهد. در اين ميان اگر کشورهای غربی در اين مذاکرات تنها به دنبال گرفتن تضمينی برای رفع تهديدهای اتمی جمهوری اسلامی باشند ، بی ترديد اين مذاکرات به ظاهر برد-برد را به بازی باخت-باخت برای خود و جمهوری اسلامی تبديل خواهند نمود. چرا که حکومت ها زمانی قابل اعتماد و پايبند به تعهدات بين المللی خواهند بود که ابتدا به منافع ملی کشور و رعايت حقوق مردمشان پايبند باشند. تعهد دولت ها به تامين منافع ملی کشورهاست که سبب می شود هر حکومتی از تنش زايی و ايجاد درگيری و بحران بپرهيزد و بکوشد تا با آبادانی در سرزمين تحت حکومتش و ايجاد رابطه ای مناسب و بر اساس منافع دو يا چند گانه با کشورهای همسايه و جهان ، فرصت بيشتری را برای ماندن در قدرت برای خود فراهم آورد. اما حکومت هايی که از حمايت و مشروعيت داخلی ، به دليل عدم پايبندی به رعايت حقوق و خواسته های اکثريت جامعه بی بهره اند ، در نهايت به اجبار پای در راهی خواهند گذاشت که نه تنها امنيت کشور خود را به خطر اندازند بلکه با گروگان گرفتن امنيت جهانی به دنبال حفظ موجوديت خود باشند و آن را تضمينی برای استمرار حکومت غير مردمی شان قرار دهند. همانطور که تاکنون حضور و هوشياری مردم ايران و پايداری بر خواسته هايشان تاکنون جمهوری اسلامی را وادار کرده است که از سياست های ضد بشری اش ، هرچند به شکلی جزيی کوتاه بيايد ، در آينده نيز می تواند با تاکيد و تداوم خواسته خود مبنی بر پاسخ گو کردن حکومت به ملت ، جمهوری اسلامی را وادار نمايد تا سياست هايش را بر اساس تامين منافع ملی ايران تنظيم نمايد و بداند که تضمين حکومت داری اش در تامين اين منافع و جبران خطاهای گذشته اش است. مردم ايران در انتخابات گذشته پيامی روشن و آشکار برای رهبران ايران و جهان فرستادند. آنان نشان دادند که با هر نوع جنگ طلبی و آتش افروزی مخالفند و به دنبال ساختن جهانی بر پايه های صلح و آزادی هستند و در اين راه کشورهای غربی ، بويژه آمريکا می توانند با حمايت های خود و با تبديل تحريم های اقتصادی که مردم و خصوصا طبقه متوسط جويای دمکراسی را نابود می سازد ، به تحريم های سياسی هدفمند ، مردم ايران و منطقه را در ساختن راهی به سوی دمکراسی پايدار ياری رسانند. در اين راه يکی از مهمترين نياز های نسل جوان و تحول خواه ايران ، گسترش و به دست آوردن هر چه بيشتر فناوری های ارتباطی است که به گردش آزاد اطلاعات و بالا رفتن آگاهی جامعه و ارتباط بيشتر گروه ها و فعالان سياسی و اجتماعی با يکديگر منجر می شود و آمريکا با گسترش لغو تحريم هايی از اين دست می تواند نقش مثبتی در آينده اين منطقه ايفا نمايد. بهروز بهبودی Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||