سه شنبه 10 دی 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

بابک زنجانی جرثومه فساد برآمده از دستگاه ولايت، بيژن صف‌سری

بيژن صف سری
با دستگيری بابک زنجانی، اين جرثومه فساد مالی در حاکميت، گويی زغمای ولايت‌مدار باز هم قصد فريب تازه‌ای برای تحميق و مسخ ملت داشته تا با قربانی مترسک خودساخته، لکه‌ی ننگ ديگری را از دامان خود پاک کنند تا مبادا ملت هميشه در حيرت، برانگيزد و از اين همه فساد آهی به اعتراض برآورد

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


ماجرای فساد مالی دربين صاحب منصبان نظام ولايی که با دستگيری پديده ای تازه ازغارتگری ها دستگاه حاکميت ، به نام "بابک زنجانی" ، نقل محافل و مجالس ملت هميشه در حيرت گرديده ، حکايت کهنه ای است که ياد آور آن نقل قول معروف از صادق هدايت است که می گويند هرگاه کسی از بد اقبالی خويش وايضا ازظلمی که از سوی حاکمان بر ملت روا داشته می شد، نزد او گله می کردند وازبی مهری روزگار می گفتند وآه و ناله نفرين سر ميدادند ، آن مرحوم برمی آشفت و می گفت ،نفرين کار خانم باجی های شوهر مرده است، تو چه کرده ای عمو اوغلی که سزوار چنين بخت اقبال بد شده ای؟

امروزه کمتر کسی است که نداند از همان آغاز حاکميت نظام ولايی در اين سر زمين انقلاب زده، هم زمان با اعدام وسرکوب و در بند ساختن آزاديخواهان و منتقدان رژيم ، صاحب منصبان حلقه قدرت حاکميت، درتکاپوی غارت و چپاول ثروت ملی اين سر زمين نبوده اند، به اين نشانی که بعد ها درماجرهای تسويه حساب های درون قدرت صاحب منصبان نظام ، اسناد و مدارکی از دزدی ها و زد و بند های ميلياردی بين مسئولين ، توسط خودی های رژيم بر ملا و افشا می شود که اولين و مهمترين آن ماجرای پرونده اختلاس تاجر فريب خورده ای به نام "فاضل خدا داد " است که برای اولين بار در آن ماجرا ، نام برادر يکی ازمسئولين و انقلابيون نزديک به رهبری ( محسن رفيق دوست محافط آ....خمينی وبعدها رئيس بنياد مستضعفان ) بر سر زبان ها می افتد و زعمای قوم هم با دستپاچگی سعی در جمع کردن آن غائله ننگين داشتند که عاقبت با اعدام آن تاجر فريب خورده(فاضل خدا داد ) وحکم زندان مصلحتی برای برادر رئيس بنياد مستضعفان، غائله ختم به خير می شود چرا که ملت هميشه در حيرت، جز در پستو ، لام تا کام بر نياورد و تنها نظاره گر بود.

با برملا شدن اولين اختلاس از سوی صاحب منصبان انقلابی ،آن هم در آغاز زمامدارای مرجع تقليدی که با داعيه مبارزه با فساد نظام شاهنشاهی و عزت بخشی به ايران و ايرانی، ملتی را با حربه دين بر می انگيزاند تا برای هميشه بر تداوم حکومت های پادشاهی در اين آب و خاک پايان دهند ، وايضا نظام مبتنی بر شريعت رابعنوان نظام جايگزين انتخاب نمايند ، علی الاصول بايد ، تلنگری بر وجدان آزادی خواهی ملتی آگاه و بيدار باشد تا از همان آغاز راه ،چاره ای بيايشند و مانع از رواج فساد در سيستم حکومت خود برگزيده شود ، اما در کشور اهورايی ما ، جز تعداد کمی ازفريب خوردگان واقعه ۵۷ که با افشای اين اختلاس نسبت به انقلابی که مرتکب شده بودند، احساس غبن می کنند و علارغم ميل باطنی خود به دليل در اقليت بودن و ايضا از بيم هلاک شدن به دست متعصبان دينی ، جلای وطن را بر می گزينند ، بقيه و اکثريت جامعه انقلابی آن سا ل ها ،چنين تلنگر تاريخی را نه تنها احساس نکرده بلکه با سکوت خود برتداوم چنين فساد هايی که بعد ها باز هم از سوی خودی های نظام به نيت حذف رقيبان، يکی پس از ديگری افشا و بر ملا می شود ، اجازه چپاول و غارت های بيشتر از ثروت ملی سر زمين ابا اجادی خود را به گروهی راهزن و غارتگر می دهند .

بی اغراق شايد صدها مقاله توجيحی در اثبات اين توهم که ملت ايران تافته جدا بافته ازساير ملت های بپا خاسته بر عليه ظلم هستند از خامه مقاله نويسان چيره دست و ايضا روشنفکران منورالفکر وطنی نوشته شده است خاصه در ارتباط با اعتراضات اخير در منطقه ، که شهره به اعتراضات بهار عربی هستند اما به باور اين قلم همه اين تفاسير و تحليل ها ، خواسته و ناخواسته در راستا و هم سوبودن با اهداف نظام حاکم بوده و با نيت مسخ کردن ملت هميشه در حيرت اين کهنه ديار نگاشته شده است، چرا که تاکنون با ده ها نشانه از اصلاح ناپذير بودن رژيم، خاصه با دو واقعه ی، دوم خرداد و جنبش سبز، که هر دو در راه اصلاح نظام ناموفق بودند، باز هم از سوی برخی از اصحاب قلم و منورالفکران جامعه اصرار بر اصلاح پذير بودن نظام، از عجايب روزگار است خاصه که بر پايه چنين باوری به عناوين گوناگون مانع از روش قهرآميز ملت آنچنانکه در سال ۵۷ شاهد بوديم می شوند و سعی بر دوام و بقای ظلم در اين کهنه ديار را دارند طرفه آنکه، هرگونه انتقاد و مخالفت با نظام، و حتی انتقاد از دولت اميد و تدبير شيخ حسن روحانی را هم به مثابه دشمنی با خدا و خلق خدا ميدانند و تکفير می کنند و جالب تر ازهمه آنچه گفته آمد اين دلسوزان مام وطن نيز هرگونه مبارزه با هدف براندازی را مغاير با آئين وروش مخالفت مبتنی بر دموکراسی می دانند، و اين در حالی است که پايه های نظام ولايی که با توسل به روش های مبارزات مبتنی بر ترور وکشتار مردم بی گناه چون فاجعه سينما رکس آبادان و صدها بمب گذاری در معابر عمومی بنا گذاشته شده است . و اين همه نيست جز خواندن پيشانی ملتی که به دليل قدمت ظلم پذيری خود ، احساس همزادی با ستم دارند، و عمال ظلم با پی بردن به اين واقعيت شوم ، در تمام سی و پنج سال گذشته خود را محق بر چپاول و غارت ثروت اين ملت هميشه در حيرت دانسته و گوی سبقت در فساد و جنايت را از ديگر هم سان های خود در عالم بشريت ربود ه اند و چنان بر گرده ملت نشسته اند که به هيچ صراطی هم مستقيم نمی شوند و همه اعمال و رفتارخود را، نعل به نعل و مطابق با آنچه ماکياول از منش و رفتار ديکتاتوران ترسيم کرده است ، تنظيم و مو به مو انجام ميدهند آنچنانکه بنا بر باور ماکياولی:
«شهريار (ولی فقيه) برای حفظ مقام و موقعيت خويش بايد دارای اين قوه شود که از نيکی بپرهيزد و دريابد که چه وقت آن را به کار ببرد و چه وقت به کار نبرد. شهريار خردمند بايد با اين واقعيت سازگار شود که غالباً ضروری است که برخلاف راستی و برخلاف محبت و برخلاف انسانيت و برخلاف دين رفتار کند, اگر بخواهد حکومت خويش را پابرجا نگاه دارد »
حال با دستگيری بابک زنجانی اين جرثومه فساد مالی در حاکميت، گويی زغمای ولايتمدار باز هم قصد فريب تازه ای برای تحميق و مسخ ملت داشته تا با قربانی مترسک خود ساخته، لکه ننگ ديگری را از دامان خود پاک کنند تا مبادا ملت هميشه در حيرت برانگيزد و از اين همه فساد آهی به اعتراض برآورد که از قضا چون هميشه اين بار هم اين ترفند کار ساز می شود و با انتشار خبر بازداشت بابک زنجانی باورمند ان به دولت تدبيرو اميد ، چون فاتحان جنگ خيبرسينه سپر کرده اند و برتدبير دولت صد افرين می دهند غافل که بابک زنجانی نيز همچون قاضی مرتضوی ساخته و پرداخته نظام است با اين تفاوت که " سعيد مرتضوی" را برای سرکوب و قتل عام اهل انديشه و قلم آفريدند و بابک زنجانی را برای غارت ثروت ملی ،که در نهايت هر دو اين مترسکان به وقت بزنگاه و خطر فرو پاشی نظام، محکوم به مرگ خواهند بود آنچنانکه در اولين رسوايی رژيم، تاجر نگون بخت فريب خورده ای چون فاضل خداداد به دار آويخته می شود ، و يا دست کم عاقبت اين پديده نوظهور نظام در فساد ،سرنوشتی چون شهرام جزايری خواهد بود که همچنان از پشت ميله های زندان سرمايه باد آورده او توسط عمله ظلم به نفع ولی امر مسلمين جهان تطهير داده می شود و کار است .

تلقين و درس اهل نظر يک اشارتست
گفتم کنايتی و مکرر نمی کنم

بيژن صف سری


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016