سه شنبه 16 دی 1393   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


پرخواننده ترین ها

بیانیه نهضت مقاومت ملی ايران به مناسبت سالگرد نخست وزیری شاپور بختيار

"... من از اين مطلب آگاهم که
ملت تحت سلطه ی ديکتاتوری در
ساليان دراز اينک به آسانی نمی تواند
يک فضای آزاد را بپذيرد. ..."
شاپور بختيار، سی ام ديماه ۱۳۵۷

نخست وزيری دکتر شاپور بختيار
يادگاری ماندنی و مشعلی فروزان فرا راه اتحاد مليون ايران

سی وشش سال پيش در چنين روزی دکتر شاپور بختيار سمت نخست وزيری را برای احيای مجدد مشروطيت و جلوگيری از ديکتاتوری در شرف تکوين آيت الله خمينی پذيرفت.

بارها گفته و نوشته ايم که در سالهای اخير باور به حقانيت شاپور بختيار از گستره ی نهضت مقاومت ملی ايران و حتی از محيط ِ جمع طرفداران صديق و استوار او فراتر رفته و در زمينه ی حفظ نام و معرفی اقدام شجاعانه اش در شانزدهم ديماه ۱۳۵۷، عرصه ی وسيع مخالفان جدی جمهوری اسلامی را در بر گرفته است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


سخنرانی و يا ارسال متن بصورت پيام از سوی شخصيت هائی از طيف مبارزان برجسته ی ملی، پژوهشگران و نويسندگان درجشن صدمين سالروز تولد بختيار در کلن- آلمان و مراسم بزرگداشت او در ششم اوت در پاريس نمونه ای است گويا از اين واقعيت. بايد گفت که صراحت لهجه ی قابل تقدير و بيانات واقع بينانه يک بخش از سخنرانان که زمانی از موضع چپ جزو مخالفان سرسخت بختيار بودند و دفاع از مواضع بختيار- به رغم اختلاف سليقه هائی که هنوز وجود دارد- در جناح چپ کاريست بزرگ که در جهت اتحاد همه ی عناصر و نيروهای ملی و خواهان برقراری دموکراسی در ايران انجام می پذيرد.

بختيار از همان روزهای نخستين بعد از کودتای ويرانگر بيست و هشت مرداد ۱۳۳۲ در صف مقدم مبارزه با ديکتاتوری و تلاش برای دستيابی دوباره ی ملت به آزادی و استقلالی که در دوران کوتاه حکومت ملی دکتر محمد مصدق رهبر نهضت ملی ايران و معلم بزرگ بختيار از آن برخودار شده بود، قرار گرفت. وی همچنين از همان آغاز مجدد اعتراضات اقشار مختلف ملت به وضعيتی که ۲۵ سال ديکتاتوری شاه ايجاد کرده بود، در صف مقدم عرصه ی فعاليت سياسی قرار داشت.

بختيار به قانون اساسی مشروطه احترام می گذاشت و به آن شديداً پايبند بود. اعتقاد ژرف او به دموکراسی و عدم عدول او را از آن ارزش های والائی که مکتب مصدق ناميده می شود می توان بصورت خطی ناگسستنی در همه ی ادوار زندگانی سياسی و اجتماعی او دنبال کرد. او حکم نخست وزيری را بر طبق قانون اساسی مشروطه از شاه گرفت، اما پس از گرفتن تأييد مجلس و همزمان، بعنوان نخست وزير بر مزار رهبر نهضت ملی ايران مصدق حاضر شد و همانگونه که خود بارها گفته بود، پرانتز کودتای ننگين بيست و هشت مرداد را بست. بختيار هنگام معرفی دولت در مجلس شورا ی ملی از: "... اين مکان مقدس که فضای آن طنين انداز صدای رادمردانی از جان گذشته بوده ..." سخن گفت، و به: "... فساد و عدم لياقت دولت های ۲۵ ساله اخير..." اشاره کرده بر دوره های «مجلس رستاخيزی» خط بطلان کشيد. زمانی به فرودگاه رفت که رأی اعتماد نمايندگان در آن مکان مقدس را گرفته بود و بعنوان نخست وزير قانونی، شاه و ملکه را مشايعت کرد.

دکتر شاپور بختيار با اعتقاد خلل ناپذيرخود به دموکراسی، با احاطه ی کامل به اصول قانون اساسی مشروطه، و آشنائی به ارتباط اساسی ميان اصل بيست و ششم متمم قانون اساسی يعنی اصل متضمن حاکميت ملی و روح و رکن اصلی آن سند که می گويد: "قوای مملکت ناشی از ملت است طريقه ی استعمال آن قوا را قانون اساسی معين می نمايد" با اصل سی و پنجم که می گويد: "سلطنت وديعه ايست که بموهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده." آشنا بود و می دانست که ملت وديعه ای را که با اختيار قانونی مفوض داشته است می تواند از همان طريق قانونی واپس بخواهد.

بختيار، چه در دوره ی کوتاه نخست وزيری، که بعنوان يادگاری ارزنده و تضمين کننده ی آزادی، سرافرازی، بهروزی و افتخار ملت در صفحات تاريخ نهضت ملی ايران برجای خواهد ماند، و چه در زمانی که نهضت مقاومت ملی ايران را به منظور نبرد با جمهوری اسلامی بنا نهاد همواره بر آرمانهای نهضت ملی مصدق استوار ماند. برنامه ی دولت او همه ی خواست های جبهه ی ملی ايران را که در دوران بيست و پنج ساله ی استبداد آريامهری برای تحققش انتظار می کشيد، در بر داشت. بختيار در کوتاه ترين مدت ممکن به احيای حقوق سياسی و آزادی های فردی و اجتماعی، آزادی بيان و قلم يعنی اساسی ترين ارزش های دموکراسی پرداخت.

نکته ای که در خاتمه بايد گفت اين است که او به رغم همه ی خصومت ها و دشنام هايی که عليه او به راه افتاد و انحرافات از خط نهضت ملی، که از سوی ياران سابقش ديده بود، حتی يک لحظه از اتحاد با آن ياران سر باز نزد و در اولين فرصت با نامه ای دست اتحاد بسوی ياران ديرين جبهه ی ملی دراز کرد و آنها را به همکاری دعوت نمود.

اگر بختيار در آن روزهای تعيين کننده و سرنوشت ساز مردانه نايستاده بود، امروز، سی وشش سال بعد از آن روزها ملت ما مشعلی فروزان در دست نمی داشت که راه رسيدن به قلعه ی احمدآباد و تنفس در فضای افتخار آميز صدر مشروطيت را به ملت زجر کشيده از استيلای استبداد دينی و حاکميت شرع نشان دهد.

در اوضاعی که سی وشش سال استبداد و خفقان مطلق نظام توتاليتر جمهوری اسلامی در ايران ايجاد کرده است، آن نگرانی که بختيار در سی ام ديماه ۱۳۵۷ ابراز داشته بود: "... من از اين مطلب آگاهم که ملت تحت سلطه ی ديکتاتوری در ساليان دراز اينک به آسانی نمی تواند فضای آزاد را بپذيرد. ..." به قوت خود باقی است، و چه بسا دهها مرتبه بيشتر از آن زمان؛ و اين هشدار به کليه ی افراد ملت از پير و جوان، زن و مرد و بالاخص به محافل و سازمانهای طرفدار آزادی و دموکراسی واقعی به رغم تفاوت ديدگاه های اجتماعی آنها، که اتحاد دمکرات های ايران وظيفه ای است اولی؛ هشدار نسبت به اين که نيروهای فرصت طلب- از هر طيف و قماش که باشند- نتوانند در فردای بعد از جمهوری اسلامی با سوء استفاده از استيصال کنونی مردم و فقدان وجود يک نيروی متحد و متفق ملی بار ديگر بر اريکه ی قدرت بنشينند و مبادا يکبار ديگر اين گفته ی بختيار که از روی تأسف بيان داشته بود مصداق پيدا کند که: "... روز تاسوعا و عاشورا... عکس مصدق را يک آخوند پائين آورد. پيدا بود که اينها [که به خمينی اقتدا کرده بودند] يک جای ديگر می خواستند بروند و جبهه ی ملی يک فکر ديگری داشت. بجای اين اگر ما متحد بوديم و يک جبهه ی واحدی درست می کرديم، من نمی گويم خمينی نمی آمد، نه، می آمد ولی سروکارش با يک جبهه ی متحدی بود، يک جبهه ی متحد که مجبور بود به حسابش بياورد. ..."

برای احتراز از سقوط نهايی ايران به ورطه ی نيستی، سقوطی که با انقلاب اسلامی آغاز شد، بايد دوستداران صادق ايران و آزادی ايران، بدون از دست دادن بيشتر فرصت و به رغم همه ی اختلاف سليقه های اجتماعی و خاصه با غلبه بر خودبينی های کوته نظرانه، گرد هم آيند و جنبشی را برپا کنند که با ظهور نشانه های بارز احتضار در جمهوری اسلامی، ملت هرروز برای استقبال از آن آمادگی بيشتری يافته و می يابد.

با اميد به چنين اتحادی از کليه ی نيروهای ملی و دموکرات ايرانی برای مبارزه ای مؤثر با جمهوری اسلامی و استقرار آزادی و حاکميت ملی در ايران.

ايران هرگز نخواهد مرد
نهضت مقاومت ملی ايران
سه شنبه، شانزدهم ديماه ۱۳۹۳
برابر ششم ژانويه ۲۰۱۵


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016