خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
30 خرداد» استاد شجریان، از دریافت نشان شوالیه تا لغو کنسرتهای پایتخت28 خرداد» محمدرضا شجریان: وقار و آرامش موسیقی دیروز جای خود را به خشم و گستاخی داد
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! شجريان در مراسم دريافت نشان شواليه چه گفت؟مراسم اهدای مدال «شواليه هنر و ادبيات» به استاد محمدرضا شجريان بعدازظهر دوشنبه در اقامتگاه سفير فرانسه در تهران برگزار شد؛ مدالی که پيشتر بر سينه کسانی چون شهرام ناظری، محمدعلی سپانلو، پری صابری، علیرضا سميعآذر، داريوش شايگان و ... الصاق شده بود. به گزارش از روزنامه اعتماد، در مراسم عصرانهای که به افتخار اين رخداد فرهنگی در اقامتگاه سفير کبير فرانسه در ايران، آقای برونو فوشه برگزار شد، بسياری از چهرههای فرهنگی حضور داشتند، از جمله داريوش شايگان، غلامحسين اميرخانی، آيدين آغداشلو، محمدرضا درويشی، حسين عليزاده، داريوش طلايی، فرهاد فخرالدينی، همايون شجريان، اصغر فرهادی، نصرا الله وحدت، پوری بنايی، پرويز کلانتری، محمود دولتآبادی، جواد مجابی، اميد روحانی، ليلا حاتمی، علی مصفا، شاهرخ تويسرکانی، انوشيروان روحانی، ليلی گلستان، رضا کيانيان. در اين مراسم همچنين دکتر عباسيون و دکتر عباسی از پزشکان استاد شجريان به دعوت ايشان هم حضور داشتند. در ابتدای اين مراسم سفير کبير فرانسه، زندگينامهای کوتاه، شرحی از کنسرتها و جوايز استاد را به ترجمه مديا کاشيگر، مترجم رسمی سفير فرانسه بيان کرد. سپس استاد، کوتاه از دولت فرانسه، شخص سفير و حضار تشکر کرد. اين مراسم دو ساعته، در ساعت ۸ شب به پايان رسيد. در ادامه گزارش متن سخنرانی استاد شجريان آمده است: موسيقی ايرانی تنها يک سنت موسيقايی نيست، تنها يک فرهنگ غنی و ريشه دار و کهنسال نيست، بلکه نموداری دقيق و روشن از يک تمدن ديرين، ديرپا و ماندگار است که هزاران سال در دل اين جغرافيای رنگارنگ شکل گرفته است و من در تمام طول زندگیام، در بيش از نيم قرن حضورم در عرصه موسيقی ايرانی، هميشه و در هر حال کوشيدم و نه فقط پاسدار ارزشها، اصول، و شکوه و عظمت اين سنت موسيقايی، و نه فقط مفسر اين فرهنگ غنی بلکه پاسدار اين تمدن باشم. موسيقی ايرانی هميشه و در هر حال، بازتابدهنده جلوههای مختلف اين تمدن کهنسال و رنگارنگ بوده است، بازتابدهنده معماری و مهندسی ايرانی از دل خاک و خشت و لعاب و آرامش و سکوت، خلوت انسی که در آن موج میزند و از خلوص انسانی گفته است که در اين خانههای دلباز و روشن رو به نور، در دل حضور دائمی طبيعت و خورشيد و آب، در جستجوی لحظه آرامش و خلوت و آسايش و خلوص و مهربانی بوده است. موسيقی ايرانی بازتابدهنده شعر و ادب غنی و پربار اين سرزمين و نظم دقيق و مهندسی شده حيرتانگيزش بوده که در تمام طول تاريخ از خنياگران کهن تا همه آن شاعران درخشان و در گذر از همه پيچ و خمهای تاريخ، تنها نمايشدهنده حيرت انسان اين مرز و بوم از زيسته در چنين جهانی بوده و از پرستش و حمد و ثنای خالق و خلق و آواها و نواهای موسيقی ايرانی هم چيزی جز ستايش حضور در اين جهان و حيرت و بهت از اين نظم و تکامل نيست. هنرمند ايرانی، برعکس هنرمند غربی، فرديتش را، يعنی مايه رسيدن به خلق و آفرينش هنری را هميشه در ستايش از اين حيرت، در رثا و ثنای اين خلق و خالق به کار برده است. او فرديتش را هميشه در حيرت از کشف و شهود اين جهان با نظم و اصول صرف کرده است. موسيقی ايرانی، جشن و شور درک اين حيرت، اين کشف و شهود، اين شکوه و عظمت است. من در تمام طول اين نيم قرن تنها کوشيدم تا اين سنت کهنسال و ريشهدار خنياگری ايرانی را با همه زوايا و گوشهها، همه غنا و عظمت و تنوعش حفظ کنم، پاس بدارم و سپس آن را به آيندگان منتقل کنم. کوشيدم که اين سنت خنياگری را که ريشه در ژرفای اين تمدن کهنسال دارد، از چنگنوازان هخامنشی تا موسيقیدانان ساسانی و سپس قاريان کلام وحی پاسداری کنم و اگر میتوانم چيزی بر آن بيفزايم و اگر هميشه کوشش کردم تا پاسدار دقيق اين سنت باشم تنها به اين هدف بوده که در غياب آن معماری باشکوه، شعر و ادب غنی، کتابت و خطاطی و مينياتور و ديگر مايههای اين تمدن، اکنون موسيقی ايرانی، تنها بازمانده، حافظ، پاسدار و نماينده تمدن کهنسال در حال نابودی يا دست کم در حال دگرگونی است. موسيقی ايرانی سينه به سينه حفظ شده، از پستوای به گوشهای پناه برده، طی قرنها پالايش و نظم يافته، فرديتهای هنرمندان طی تاريخ به آن افزوده شده، غنا و تکامل يافته و اکنون فشردهشده و خلاصهشده ويژگیهای يک تمدن است. من هم کوشيدم که آن را حفظ کنم، به تمام و کمال آن خدشهای نزنم، حرمتش را بدارم، اگر میتوانم- که نتوانستم و نشد- چيزکی به غنايش اضافه کنم، تا ديگرانی شايد آن را متحول کنند و از آن چيزی کاملتر و نوتر بسازند. بر خود لازم میدانم که از سفير محترم فرانسه در تهران، نمايندهای از يک ملت دوست و عاشق هنر بابت اين نشان و افتخار تشکر کنم و از همه دوستانم، از همه حاضران، از همه سروران و اصحاب هنر و تفکر که در اين مجلس حضور دارند و مردمی را نمايندگی میکنند که من عاشقانه دوستشان دارم، تشکر کنم و خوشحالم که در همه زندگیام هرگز به مردم کشورم و سرزمينم پشت نکردم، در کنارشان بودم، برای آنها تلاش کردم و خواهم کرد. امضا: محمدرضا شجريان» Copyright: gooya.com 2016
|
||||||||