Tuesday, Apr 1, 2025

صفحه نخست » نامه‌ ی ترامپ به خامنه‌ای و آدرس آن، اکبر کرمی

Akbar_Karami_4.jpgنامه ی دانالد جی ترامپ به علی خامنه‌ای و پی‌آمدها ی آن را باید در زیر سرنام «گفت‌وگو ی ایران و آمریکا» گذاشت؛ دید و بررسید. حتا پیش‌تر باید رفت و به گفت‌وگو و دش‌واری‌ها ی آن در جهان‌ها ی نوین هم رسید؛ باره‌ای که هرگاه پا ی سیاست و رام‌یاری (۱) در میان باشد، به آسیبی بی‌درمان می‌ماند؛ که انگار همه‌گیر است؛ و کم‌یابیش همه‌گان گرفتار آن هستند. (حتا در کشورها ی شکوفا و گسترش‌یافته)

تا جایی که به ایران بازمی‌گردد، گفت‌وگو و بحران‌ها ی (۲) آن در ایران باره‌ای ناشناخته نیست؛ تا آن‌جا که در ایران گاهی از «امتناع گفت‌وگو» (۳) هم یاد شده است. در این چشم‌انداز فرزانشی (فلسفی) و زبانی هرگاه پای سیاست و گفت‌وگوها ی رامیارانه (سیاسی) در میان باشد، کار دش‌وارتر هم می‌شود. به این دش‌واری دشمنی ی چنددهه‌ای ایران و آمریکا و دیوانه‌گانی همانند دانالد جی ترامپ و علی خامنه‌ای (که ام‌روز قرار است سکان‌دار این گفت‌وگو باشند) را هم بیفزایید تا ببینید آدرسی که نامه ی ترامپ به آن فرستاده شده است، تا چه پایه گنگ و نفرین‌شده است. از همین‌رو در ارزیابی آن و پی‌آمدها ی آن باید بسیار درنگ کرد.

تازه این همه ی داستان نیست؛ چه، گفت‌وگو هم یک کنش است و هم یک واکنش؛ یعنی در ذهن و زبان و در رفتارها و کردارها که خود ریخت دیگری از ذهن و زبان هستند، ادامه دارد؛ و از کوزه همان می‌تراود که هست.

گفت‌وگو در زبان‌ها و ذهن‌ها ی بیابانی (بدوی) ادامه جنگ و عصبیت قومی است؛ یعنی دریافتی از پذیرش دیگری و بازشناسی (۴) ی او که هسته ی سخت گفت‌وگو و نامه‌نگاری در جهان‌ها ی نو است، در این گونه‌ها ی زهرآگین دیده نمی‌شود. در این دست کلنجارها ما در سرآمدان و رهبران با ریختی از امر‌به‌معروف، نهی‌ازمنکر و هدایت روبه‌رو هستیم؛ یعنی دو سو ی گفت‌وگو برای هدایت یکدیگر آمده‌اند؛ کوششی که ادامه ی جنگ و ریختی دیگر از آن است. (۵) در گفت‌وگوهایی که تراز جهان‌ها ی تازه است، گفت‌وگو به ریختی از دادوستد دگردیسیده است و با پذیرش دیگری و بازشناسی او آغاز می‌شود. یعنی ما با ریخت نوینی از رام‌یاری روبه‌رو هستیم که به جا ی رام‌کردن دیگری به رام‌کردن سرنوشت و سرشت سیاست و رام‌یاری کشیده می‌شود.

پذیرش دیگری همیشه با شناخت دیگری و احترام به او آغاز می‌شود؛ در نتیجه چندان عجیب نیست که برای دریافت فرآیند گفت‌وگو میان آمریکا و ایران و نیز ارزیابی ی نامه ی ترامپ و آدرس آن به خامنه‌ای و پی‌آمدها ی آن نیازمند آمریکا‌شناسی و ایران‌شناسی باشیم؛ که در هر دو داستان از نبودها و کم‌بودها بسیار رنج می‌بریم.

در نوشتار و‌ گفتاری که پیش‌تر در همین هم‌ستان (جمع) که باره ی برآمدن دوباره ترامپ به میدان سیاست و رام‌یاری بود، از برخی آسیب‌ها که به ذوق‌زده‌گی ی ‌پاره‌ای از ایرانیان انجامید (همانند بخت‌گرایی،خامی‌گرایی و اراده‌گرایی) یاد کرده‌ام. (۶) ام‌روز به آسیبی دیگری خواهم پرداخت که نمی‌گذارد، و نگذاشته است نامه ی آسیب‌شناسی گفت‌وگو میان ایران و آمریکا به خانه برسد.

برای دریافت تندوتیز و باریک آن‌چه به نامه ی ترامپ بازمی‌گردد، باید به آمریکا‌شناسی بازگشت و در زیر آن برساخت، برگفتی از سودوزیان‌ها ی (منافع) ملی داشت و ساخت.

در نبود یک آمریکاشناسی درخور نوک‌زدن به این برساخت‌ها و رخ‌دادها کمک چندانی به دریافت داستان غم‌بار ایرانیان و در پایان سیاست‌ورزی ایران‌سوز ما نمی‌کند.

برای دریافت آن‌چه به نامه ی ترامپ بازمی‌گردد هنوز باید در آمریکاشناسی ماند و تکاپویی برای دریافت بنیادها ی این نامه و به‌احتمال برآمد کار پرداخت.

در بالاآوردن آن‌چه سودها ی ملی آمریکا شناخته می‌شود نهادها ی بسیاری پادرمیانی می‌کنند. در آن میان و ژرف‌تر از چندسالاری (پلی‌آرکی) آمریکایی، دانش‌گاه‌ها، دست‌آوردها ی دانش‌گاهی و دانش‌مانیک؛ نهادها ی مدنی، حزب‌ها، سیاست‌مدارها، رسانه‌ها و پادرمیانی‌ها ی سیاسی (لابی‌گری) بسیار برجسته اند.

آن‌چه به ایران بارمی‌گردد و می‌تواند به نبود آمریکاشناسی درخور در میان ایرانیان دامن برند، پادرمیانی ی سیاسی است. باره‌ای که در ایران چندان، شناخته‌شده نیست؛ و حتا بیش‌تر بددانی‌ها‌ و نادانی‌ها ی بسیاری در باره ی آن وجود دارد و در جمع‌بندی به آن‌‌جا می‌رسد که نمی‌گذارد دریافت ما از رخ‌دادها ی سیاسی و گفتمان‌ها ی جاری به ساحل برسد و راهی برای پی‌گیری سودها ی ملی بگشاید.

پادرمیانی سیاسی به ویژه در باره ی نامه ی ترامپ از آن‌جا که پای اسراییل و‌ نقش برجسته ی پادرمیانان اسراییلی یا نزدیک به اسراییل را به داستان بازمی‌کند، بسیار راه‌بردی است؛ و می‌تواند در نوشتن سرنوشت ایران بی‌مانند باشد.

در ایران شوربختانه به جهت نبود شکوفایی سیاسی در بنیادها دریافت درخور و ملی از سودها و زیان‌ها ی ملی در میان نیست! در این شلم‌شوربا ی رام‌یاری (سیاسی) اگر رهبری ی دراز و چنددهه‌‌ای علی خامنه‌ای را که لبریز از آمریکاستیزی، غرب‌ستیزی و نوستیزی است به داستان بیفزاییم دش‌واری دریافت و پی‌گیری داستان چندلایه خواهد شد.

در میان همه ی آن‌چه که به شکاف و دشمنی ایران و آمریکا بازمی‌گردد کردور(فاکتور) ها ی ناپایدار بسیاری هست که این داستان را دگرگون می‌کند؛ اما دو کردور پابرجا هم هست؛ یکی همین شخصیت رخمی و رهبری ی زهرآگین خامنه‌ای است که به‌طور پیوسته به کام سیاست خارجی ایران ریخته می‌شود (و رام‌یاری و سیاست‌ورزی را از پای می‌آورد.) و دیگری پادرمیانان سیاسی اسراییلی هستند که دریافتی روشن و راهبردی از سودوزیان‌ها ی اسراییل دارند و آن را به گونه‌ای کارآمد به سیاست خارجی در آمریکا پیوند می‌دهند.

به‌گونه‌ای که حتا پشتی‌بانی از اسراییل را به باره‌ای فراحزبی در آمریکا دگردیسیده است. یعنی هر دو حزب آمریکا آشکارا، پی‌وسته و به‌گونه‌ای کارآمد پشتی‌بانی از امنیت اسراییل را به یکی از آماج‌ها ی سیاسی خود کشانده‌اند.

در حالی که در ایران و در باره ی ایران به‌طور وارونه دشمنی با ایران به باره‌ای فراحزبی درآمده است. یعنی هیچ حزبی هیچ بهره‌ای در هواداری از ایران ندارد؛ و نمی‌برد.

این بردار و کردار مهم در سیاست خارجی برآمد دریافت تندوتیز و باریک سیاست و آمریکاشناسی در اسراییل و وارونه ی آن در ایران به‌ویژه در کاسه ی سر علی خامنه‌ای است.

در این چشم‌انداز باید به نامه ی ترامپ (۷) نگاه کرد و به ارزیابی آن پرداخت.

حتا اگر متن نامه همان باشد که در پانویس آمده است، و با آن‌که در دولت دوم ترامپ روی‌کردها ی گونه‌گونه و نا‌هم‌سازی در باره ایران و صورت‌بندی دش‌واری دیده می‌شود، (۸) با این همه نباید فراموشید که در پایان پادرمیانی سیاسی برای اسراییل همه را به خط خواهد کرد؛ و مایکل والتز مشاور امنیت ملی آمریکا که بر این باور است «ایران برنامه تولید بمب اتم دارد؛ و باید آن‌ را تسلیم یا با جنگ ایستاند.» میخ خود را در کابینه خواهد کوبید! مگر آن‌که پیش‌تر در ایران میخی بر کله ی پوک علی خامنه‌ای و جریان راست جنگ‌طلب فرورود و بخت گفت‌وگو با ترامپ را نادیده و ناآزموده نگذارد.

اگر به روان‌شناسی ترامپ و نیز رفتارشناسی او در دیدار و گفت‌وگو با کیم‌ جون اون رهبر کره شمالی چشم داشته باشیم (۹)، خواهیم دید که این شخصیت شکننده، بدپندار، نزدیک‌بین، خودنواز، خودنما، شلخته و سطحی شاید مناسب‌ترین فرد برای گرفتن امتیاز از آمریکا باشد. او را یک گروه سیاست‌مدار دانا، باهوش، خودبسنده و بابرنامه می‌تواند به آسانی بخواباند و از پای درآورد؛ باید امیدوار بود که خامنه‌ای کوچک‌تر، ترسوتر، بیمارتر و بدپندارتر از او نباشد و برای نگهداری ی دست‌مال شخصیت کوچک خود قیصریه ی بزرگ ایران را به آتش نکشد.

پانویس‌ها

۱) رام‌یاری جای‌گزینی فارسی برای سیاست است. وینارداری، شهریاری، خسروگانی و فرمان‌روایی هم هست. من رام‌یاری را می‌پسندم؛ زیرا به هسته ی سخت سیاست یعنی رامیدن سرنوشت بسیار نزدیک است.

۲) سال‌های پیش نوشته‌ای با همین سرنام را پخش کرده‌ام.

کرمی، اکبر، گفت‌وگو با دیگری، تارنما ی اخبار روز، تیرماه ۱۳۹۰

۳) چندان عجیب نیست اگر یاد برساخت «امتناع تفکر ...» می‌افتید؛ چه، اگر هم‌چنان که فیلسوفان تحلیلی می‌گویند، فلسفه را فلسفه ی زبان و ادامه ی زبان و ریختی از زبان و فرازبان بدانیم، آشکارا میان امتناع تفکر و امتناع گفت‌وگو شکافی نیست؛ و نمی‌ماند.

۴) اشاره به انگاره بازشناسی (Recognition) از اکسل هونت فیلسوف آلمانی و از اندیشمندان انگاره‌ها ی انتقادی (Critical theories) است.

۵) نامه روح‌الله خمینی به گورباچف نمونه‌ای برجسته از این ناهم‌زمانی و ناهم‌زبانی است.

۶) بارها گفته‌ام و از تکرار آن خسته نمی‌شوم که در نبود یک آمریکاشناسی درخور، اراده‌گرایی که روی دیگر آرمان‌گرایی است؛ بخت‌گرایی که روی دیگر نداشتن انگاره و قطب‌نما در سپهر سیاسی است؛ و خامی‌گرایی که روی‌دیگر مردم‌گرایی است بر سیاست و سیاست‌ورزی چیره می‌شود؛ همان‌که با ذوق‌زده‌گی لایه‌هایی از مردمان ایران در انتخاب ترامپ آشکار شد.

کرمی، اکبر، پس‌لرزه‌ها ی دولت دوم ترامپ در خاورمیانه چه خواهد بود؟، تارنما ی گویانیوز، ۲۱ ژانویه ۲۰۲۵

۷) دانالد جی ترامپ با فرستادن نامه‌ای تهدیدآمیز به علی خامنه‌ای خواستار گفت‌وگو ی مستقیم و بی‌کران (نامحدود) ایران با آمریکا برای پایان دادن به دش‌واری‌ها ی خود شده است. پیش از همه این خود ترامپ بود که به فرستادن این نامه و لحن تحدیدآمیز آن اشاره کرد.

هرچند در آغاز کار برسر نامه گمانه‌زنی‌ها بسیاری بود، اما سرانجام کسانی در دولت امارت متحده ی عربی به رساندن نامه به ایران اشاره و بر گمانه‌زنی‌ها پایان دادند.

از جمله دکتر «عبدالخالق عبدالله» یکی از مشاور پیشین در دولت امارات متحده عربی با انتشار توییتی بخش‌های مهمی از نامه ترامپ به آیت الله خامنه‌ای آشکاریده است.

خواسته‌های ترامپ این گونه پیش‌گذاشته شده است:

برچیدن برنامه هسته‌ای؛ پایانیدن غنی‌سازی اورانیوم؛ پایانیدن فرستادن سازوبرگ‌ها ی جنگی به حوثی‌ها؛ پایانیدن به پشتی‌بانی مالی حزب الله؛ و پایا نیدن به کار گروه‌ها ی حشدالشعبی عراق؛ ایران دو ماه فرصت دارد تا این خواسته‌ها را پیش‌برد.

در برابر، آمریکا به تحریم‌ها ی خود پایان می‌دهد و ایران می‌تواند به جامعه ی جهانی بازگرددد.

و جای‌گزین گفت‌وگو و هم‌سازی فشار نظامی گسترده خواهد بود.

پیش‌تر در تارنما ی اکسیوس که آمریکایی است هم فرازهایی همانند از نامه ی ترامپ به علی خامنه‌ای آمده بود.

۸) ترامپ و استیو چارلز ویتکاف (نماینده ی ویژه ی ترامپ در خاورمیانه): ایران نباید بمب هسته‌ای داشته باشد.

مایکل جورج گلن والتز مشاور امنیت ملی آمریکا: ایران برنامه تولید بمب اتم دارد؛ و باید آن‌ را تسلیم یا با جنگ ایستاند.

تولسی گیبرد مدیر اطلاعات ملی آمریکا می‌گوید: ایران تصمیمی برای تولید بمب هسته‌ای ندارد.

۹) ان دیدار در سال ۲۰۱۹ و در ناحیه ی «دی‌ام زی» انجام گرفت.

*پیش‌نویس گفتاری که ۲۸ مارس ۲۰۲۵ در «حزب سوسیال دمکرات و لاییک ایران» برگزار شد.



Copyright© 1998 - 2025 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie Policy