این عملیات با هدف بهرهبرداری از شکافهای داخلی ایران، کاهش واکنش نیروهای نیابتی و تخریب زیرساختهای جمهوری اسلامی طراحی شده است و توازن منطقهای را به سود اسرائیل و پیش از سالگرد حمله ۷ اکتبر حماس تغییر خواهد داد
ایندیپندنت فارسی - عوامل متعدد نشاندهنده احتمال بالای حمله گسترده اسرائیل به ایران طی ماههای آینده، بهویژه در فاصله سپتامبر تا ۷ اکتبر ۲۰۲۵، است. الزامهای راهبردی اسرائیل، بسیج دفاعی جمهوری اسلامی و محاسبات سیاسی نتانیاهو این روند را تقویت کرده و بخشی از کارزار مرحلهای برای تضعیف شبکه نظامی جمهوری اسلامی در منطقه محسوب میشود.
محرکهای راهبردی
چندین ضرورت راهبردی احتمال اقدام نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را تقویت میکند. نخست، خنثیسازی کامل شبکه نظامی منطقهای جمهوری اسلامی است. عملیات مستمر اسرائیل در غزه و فشار مداوم بر خلع سلاح حزبالله در لبنان بخشی از طرحی گستردهتر برای کاهش تهدید چندجبههای در رویارویی مستقیم با جمهوری اسلامی به شمار میرود.
تضعیف نیروهای نیابتی اکنون به اسرائیل امکان میدهد منابع و تمرکزش را بر ضربهای بزرگتر به جمهوری اسلامی بدون نگرانی از واکنش سنگین نیابتی صرف کند.
از سوی دیگر، اسرائیل شرایط فعلی را فرصتی برای بهرهبرداری از شکافهای داخلی در ساختار رهبری ایران میبیند؛ از جمله اختلاف میان سپاه پاسداران و ارتش، و همچنین شکاف میان سپاه پاسداران و شورای مشاوران رهبری. این شکافها میتواند واکنش یکپارچه جمهوری اسلامی را محدود و فرماندهی پاسخ در ساعات نخستین حمله را پیچیده کند.
در نهایت، همسویی زمانبندی نظامی با ملاحظات سیاسی اهمیت دارد. نتانیاهو ممکن است پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۵ دست به اقدام بزند تا جایگاه داخلیاش را تقویت کند، قدرت بازدارندگی اسرائیل را نشان دهد و بر روایت راهبردی آمریکا تاثیر بگذارد.
نشانههای عملیاتی آمادگی
موساد فعالیتهای اطلاعاتی و عملیات ویژهاش در داخل ایران از جمله شناسایی اهداف و استقرار منابع را تشدید کرده است. حملات پهپادی اخیر که از داخل ایران انجام شد و به حذف فرماندهان ارشد نظامی انجامید، بخشی از اقدامهای آمادهسازی برای عملیات هماهنگ نیروهای ویژه، هوایی و سایبری است.
هدف اصلی این اقدامها از کار انداختن سامانههای راداری، مراکز فرماندهی و زیرساخت پرتاب موشکهای بالستیک ایران پیش از آغاز درگیری است.
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
در ارتش اسرائیل نشانههایی از بازسازی نیرو، از جمله تاکید بر استراحت یگانها بهرغم فشارهای سیاسی برای اشغال کامل غزه، دیده میشود. این روند با چرخه بازسازی رزمی، چرخش یگانها و آموزش برای عملیات دوربرد و حملات هوایی پرشتاب هماهنگ است.
در مقابل، جمهوری اسلامی با تشکیل «شورای دفاع» به ریاست علی لاریجانی و ادغام ۱۳ نهاد امنیتی در سه ابرنهاد، خود را برای تقابل گستردهتر آماده میکند. با این حال، چنین بازسازیهای سریع میتواند اصطکاک اداری ایجاد کند و در ساعات نخستین حمله، نقطهضعفی قابل بهرهبرداری باشد.
اهرم سیاسی و زمانبندی
نقش آمریکا و ترامپ برای اسرائیل حیاتی است. نتانیاهو بهدنبال جلب حمایت یا پوشش سیاسی واشینگتن است تا واکنش جهانی را کاهش دهد و فرصت عملیاتیاش را گسترش دهد. او از طریق لابیهای حامی اسرائیل در آمریکا تلاش میکند بر مقاومت ناشی از رویکرد انزواگرایانه ترامپ غلبه کند.
همزمان، اسرائیل با دیپلماسی بدهبستان در تعامل با روسیه، اوکراین و توافق صلح آذربایجان-ارمنستان، در پی کاهش موانع ژئوپلیتیکی و ایجاد فضای مانور بیشتر است. این مثلثبندی سیاسی-دیپلماتیک میتواند خطر درگیری چندجبههای هنگام حمله احتمالی به ایران را کاهش دهد.
مفهوم عملیاتی پیشبینیشده اسرائیل
بر اساس دکترین ارتش اسرائیل، احتمال اجرای عملیات ترکیبی چندبُعدی بسیار بالا است که حملات هوایی/موشکی دقیق و خرابکاری سایبری را شامل میشود.
هدف اولیه کور کردن رادارهای ایران، تضعیف مراکز فرماندهی و کنترل و از کار انداختن موشکهای بالستیک در پایگاههای پرتاب خواهد بود. عملیات جاری در غزه و مرز لبنان نقش فریب راهبردی دارد و تمرین هماهنگی عملیاتی محسوب میشود.
در عین حال، حملات پیشدستانه یا همزمان علیه حزبالله، حوثیها و نیروهای حشد الشعبی محتمل است. خنثیسازی گروههای نیابتی مرحلهای کلیدی برای جلوگیری از اختلال در عملیات اصلی علیه جمهوری اسلامی و حفاظت از متحدان منطقهای اسرائیل به شمار میرود.
تحمل فشارهای بینالمللی و ارزیابی جدول زمانی
اسرائیل نشان داده آماده پذیرش تلفات و هزینههای اعتباری است؛ این آمادگی بیانگر توان سیاسی و نظامی برای اقدام قاطع پیش از بسته شدن فرصت راهبردی است.
با این حال، خطرات جدی وجود دارد: پویایی سیاسی آمریکا و تمایل ترامپ به صلحطلبی، تهدید نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی همچون حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی، و احتمال غافلگیری پیشدستانه از جانب تهران از طریق حملات سایبری یا موشکی.
با وجود این، طرح اسرائیل بر برتری ضربه نخست و کندی واکنش ساختار امنیتی جمهوری اسلامی استوار است.
پیشبینی و نتایج احتمالی
با توجه به همگرایی ضرورتهای راهبردی، آمادگی عملیاتی و فرصت سیاسی، احتمال حمله گستردهتر اسرائیل به ایران پیش از پایان سال بسیار بالا است.
این عملیات با هدف بهرهبرداری از شکافهای داخلی ایران، کاهش واکنش نیروهای نیابتی و تخریب زیرساختهای موشکی، هستهای و فرماندهی جمهوری اسلامی طراحی شده است و توازن منطقهای را به سود اسرائیل و پیش از سالگرد حمله ۷ اکتبر حماس تغییر خواهد داد. چنین حملهای بزرگترین تشدید تنش مستقیم میان جمهوری اسلامی و اسرائیل است و توان دفاع موشکی اسرائیل در برابر پاسخ جمهوری اسلامی را خواهد آزمود.
نشانههای عملیاتی افزایش پروازهای شناسایی اسرائیل بر فراز عراق و سوریه، تغییر آرایش سامانههای دفاعی مانند گنبد آهنین و افزایش تحرکات دیپلماتیک در واشینگتن، مسکو و کشورهای منطقه را شامل میشود.
در مجموع، شرایط پیشرو نیازمند هوشیاری مداوم است، زیرا پیامدهایش برای کل منطقه قابلملاحظه خواهد بود.
ترجمه و تلخیص از گلوبال سکوریتی ریویو