حلقه گم شده جنبش اخیر مردم ایران در سیاست آمریک
افرزانه روستایی
آی ملت،
از پنجشنبه شب تاکنون، از ملاهبت الله رهبر طالبان افغانستان تا پرنس بن سلمان سعودی و جناب پوتین هیچیک نخوابیده اند و دارند با کابوس خاورمیانه بدون جمهوری اسلامی و علی خامنه ای از بازی حذف شده کلنجار می روند. ج ا عشرتکده عفن کثیفی بود که از جیب مردم ایران و از سبد منافع ملی کشور به همه سرویس خدمات و امتیاز داد تا به هر قیمتی در قدرت بماند. بازیگران مهم منطقه علی الخصوص ترک ها و قطری ها و روسها نمی خواهند یک نظام دمکراتیک سکولار زبان بفهم مبتنی بر انتخابات ازاد و شفاف در ایران شکل بگیرد و دوباره موی دماغ خاورمیانه اعراب شود.
با فروپاشی اقتصاد و نابود شدن ارزش ریال وعصبانیت مردم، شواهد و قرائنی بود مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی به تسلیم در برابر آمریکا و پذیرش سه شرط کاخ سفید برای توافق بسیار نزدیک شده بود. در صورت نهایی شدن این توافق غنی سازی صفر درصد، برد موشکی پانصد کیلومتر و خواندن فاتحه بر ارتباط جمهوری اسلامی و سپاه قدس با همه نیابتی ها نهایی می شد و بزودی راه حلی نیز برای خروج آن ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده از کشور پیدا می شد.
به یک باره یک جمعیت چند میلیونی عصبانی در تهران به راه افتاد و در شهرستان ها هم مردم خود را برای نبرد تن به تن با مزدوران رژیم آماده کردند. این اتفاق همزمان است با ظهور و بروز یک رهبر جنبش که در کمتر از یک هفته چهار فراخوان فوق موفق را اعلام و تجربه کرد. به یک باره مردم معترض تبدیل به یک بازیگر مهم خیابانی در معادلات خاورمیانه شدند که می روند تا حرف آخر را در یک تصمیم گیری تاریخی بزنند و یک Regime Change آرام و بدون خسارت سنگین را رقم بزنند.
از اظهارنظر دونالد ترامپ و مواضع کش و قوس دار او می شود احتمال داد که کاخ سفید با یک تغییر زمین بازی در ایران مواجه است، ولی هنوز برای آن آماده نیست. تا دیروز ترامپ باید با نمایندگان یقه آخوندی علی خامنه ای چانه زنی می کرد که خواستار بقا و ماندن رژیم هستند، اما به یک باره بازیگران جدیدی در صحنه ایران ظهور کرده اند که در یک وزن کشی یک هفته ای تبدیل به گلادیاتورهای کراواتی صحنه سیاسی امروز ایران شدند.
حلقه مفقوده تصمیم کاخ سفید و سیاست سازان میز ایران در وزارت خارجه آمریکا این است که به جای توافق با جمهوری اسلامی، آیا آماده یک Regime Change دردناک در ایران و پذیرش همه عواقب سنگین تاریخی آن هستند یا نه؟!
ظهور پدیده ای به نام جمعیت چند میلیونی گوش به فرمان رضا پهلوی برای اعتصاب و هر گونه تظاهرات و فراخوان، بزرگترین بازیگر امروز صحنه سیاست در خاورمیانه است. پتانسیل این جمعیت میلیونی بدون هیچ شک و تردیدی مانند سونامی و تا شعاع حداقل ۳۰۰۰ کیلومتری از هر طرف همه معادلات سیاسی اقتصادی امنیتی فرهنگی و تجاری غرب آسیا را بر هم خواهد زد و روابط جدیدی را تعریف خواهد کرد که به غیر از مزدوران و وابستگان علی خامنه ای، بسیاری از نحله های فکری و حتی تشکیلات سازمان های ترو یستی منطقه را نیز درگیر خواهد کرد.
من نمی دانم که آیا کاخ سفید آماده خیس شدن در این سونامی عظیم و فراگیر منطقه ای هست یا نه ؟ حلقه مفقوده دیگر این است که با شکل گیری یک نظام جدید، احتمالا همه مسايل مرتبط با اتمی و غنی سازی و موشکی و نیابتی ها همه با هم و یک جا و سریع حل خواهد شد، اما، با غولی که از چراغ جادو بیرون می زند چه خواهند کرد و آیا آماده پذیرش آن هستند یا نه؟
اتحادیه اروپا که با سکوت معنی دار خود نشان داده که نه تنها از Regime Change در ایران استقبال نمی کند، بلکه بیشتر از هر چیز از جا افتادن یک سیستم سیاسی جدید در ایران می ترسد و نمی خواهند اروپای درگیر جنگ اکراین را با یک بحران اضافه مواجه کنند.

















