خبرنامه گویا - وقتی رئیسجمهور کشوری که خیابانهایش هنوز بوی خون میدهد، پشت تریبون رسمی میایستد و معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» مینامد، دیگر جایی برای توازن کاذب، نقلقولهای خنثی و بازی با واژهها باقی نمیماند. امروز نه «دو روایت» وجود دارد و نه «ابهام». امروز واقعیت عریان است: اجساد بر زمین ماندهاند و قدرت، برای پوشاندن حقیقت، به برچسبزنی پناه برده است.
مسعود پزشکیان، یک پزشک، کسی که سوگند خورده جان انسان را پاس بدارد، امروز با زبان امنیتی سخن میگوید؛ زبانی که نه برای درمان، که برای توجیه زخم بهکار میرود. در حالی که گزارشها از کشتار معترضان و باقی ماندن پیکر قربانیان حکایت دارد، رئیسجمهور حکومت ایران در مصاحبهای با صداوسیمای جمهوری اسلامی، آزادیخواهان را «تروریست» میخواند و اعتراض مدنی را به «توطئه اسرائیل و آمریکا» تقلیل میدهد. این نه تحلیل است، نه مسئولیتپذیری؛ این پاککردن صورتمسئله با لکه دار کردن قربانی است.
پزشکیان میگوید «تروریستهای آموزشدیده» وارد کشور شدهاند، «مساجد و بازارها را آتش زدهاند»، «با تفنگ و مسلسل مردم را کشتهاند»، «سر بریدهاند» و «آتش زدهاند».
خطرناکتر از برچسب «تروریست»، فراخوان رئیسجمهور به «تجمع محلهای» برای مقابله با «آشوب» است. رئیسجمهوری که خود را «میانهرو» یا «اصلاحطلب» مینامند، امروز نسخهای میپیچد که بیمار را میکشد تا تب پایین بیاید.
پزشکیان میگوید «ما حرف معترضان را میشنویم». شنیدن، وقتی همزمان معترض را «تروریست» مینامی، توهین است. شنیدن یعنی توقف گلوله، نه توجیه آن. شنیدن یعنی پاسخگویی به خانوادههایی که عزادارند، نه تهدیدشان به «اغتشاشطلبی».
ما امروز آگاهانه قواعد روزنامهنگاریِ خنثی را کنار میگذاریم، چون خنثیبودن در برابر دروغِ قدرت، همدستی است.
آقای پزشکیان، تاریخ با دقت ثبت میکند که شما در لحظهای که میتوانستید صدای زندگی باشید، روایت مرگ را تکرار کردید.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور حکومت ایران، روز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴، در مصاحبهای با صدا و سیمای جمهوری، معترضان ایران را «اغتشاشگر» و «تروریست» خواند و مدعی شد هدف اسراییل و آمریکا «به آشوب کشیدن کشور» است.#اعتراضات_سراسری
-- ایران وایر (@iranwire) January 11, 2026
بیشتر بخوانید: https://t.co/hku7g7bvz4 pic.twitter.com/9ukVslkS9v
















