الیزابت بورگوس ( روزنامه فیگارو)
ترجمه ی علی شبان
اشاره:
مدیریت این وضعیت در حال حاضر بسیار دشوار است چون چینیها جنگ نمیخواهند - زیرا اقتصاد را فلج می کند- اما در زمان چاوز ، چین مبلغ هنگفتی به ونزوئلا داد؛ به همین دلیل است که مقدارکمی نفت که ونزوئلا تولید می کند، به چین در برابرپرداخت بدهی داده میشود. من فکر میکنم چینیها کاملاً قادر به مذاکره با دولتی به رهبری ماریا کورینا ماچادو و ادموندو گنزالس خواهند بود. در اینجا مشکل روسیه است. زیرا روسیه بههیچوجه دیدگاه چین را قبول ندارد. دیدگاه روسیه یک اقدام نظامی است؛ همانطور که اکنون اروپا آن را به خوبی درک کرده است. و افزون براین، آنها حضور نظامی بسیار قوی در کوبا و نیکاراگوئه دارند. و ایران را هم نباید از یاد برد که جای پای قابل توجهی در ونزوئلا دارد. الیزابت بورگوس
تاریخ نگار، مردم شناس و نویسنده ی ونزوئلایی، الیزابت بور گوس، سوء استفاده های دولت ِ چاوز و رنج مردم آن را به یاد می آورد. او امید ِ خود را برای به قدرت رسیدن اپوزیسیون دموکراتیک به رهبری ماریا کورینا ماچادو [ برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۲۵] ، با آزادیخواهان جهان به اشتراک می گذارد. الیزابت بورگوس در آغاز انقلاب در کوبا، به فیدل کاسترو نزدیک بود. بعد ها برای سالوادور آلنده در شیلی کار کرد. از زمان جدایی اش از کاستروئیسم، پیوسته در مورد ماهیت دیکتاتوری رژیم مادورو هشدار داده است. ع,ش
***
واینک گفتگوی الیزابت بورگوس با روزنامه فیگارو را میخوانیم که در ۵ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده است *:
فیگارو: نخستین واکنش شما هنگامی که از دستگیری نیکولا مادورو توسط ارتش آمریکا آگاه شدید جه بود؟
این دستگیری نخست به یک انتظار پایان داد.با توجه به بسیج دریایی که ایالات متحده آغاز کرده بود، روشن بود که اتفاقی خواهد افتاد. برای آمریکایی ها غیر ممکن بود که چنین تلاشی را بدون نتیجه ای انجام دهند. من مطمئن بودم که آنها عملیات نظامی مانند آنچه را که در گذشته و در عراق انجام دادند، دوباره تکرار نخواهند کرد. به ویژه ترامپ در طول مبارزات انتخاباتی خود، قول داده بود که جنگها را آغاز نخواهد کرد و سربازان آمریکایی را برای جنگ نخواهد فرستاد. با نزدیک شدن به انتخابات میان دوره ای، مداخله ی نظامی آشغال گرایانه ی ایالات متحده بعید به نظر می رسید. ایالات متحده آمریکا روشی مشابه آنچه اسرائیل علیه ی حزب الله استفاده کرد، انتخاب نمود : یک عملیات برق اسا، هدفمند، بدون تلفات برای مداخله گر.
من تعجب کردم که ایالات متحده فقط نیکولا مادورو و همسرش را دستگیر کرد. در حالیکه چندین چهره در راس دولت ونزوئلا وجود دارند : قدرت در دست پنج یا شش نفر است. اما آمریکایی ها تصمیم گرفتند که فقط مادورو، شخص اول رژیم را دستگیر کنند. این امر با همکاری و خیانت ِ درون گروهی که در ونزوئلا قدرت را در دست دارند، ممکن شد. این یک پیکر بندی قرون وسطایی است : چندین جنگ سالار وجود دارند، از جمله دلسی رودریگز که به مادورو نزدیک بود، اما او قبلاً به عنوان فردی بازتر و قابل دسترس تر شناخته شده بود. احتمالاً اوکسی است که به مادورا خیانت کرده است. خیلی سریع، مارکوروبیو و دولت آمریکا فهمیدند که چهره ی اُپوزیسیون، قدرت کنترل خشونتی را که میتواند در ونزوئلا فوران کند، ندارد. نه تنها مادورو و طایفه اش در معرض خطر هستند، بلکه گروههای شبه نظامی در سراسر کشور؛ برای مثال ELN در کلمبیا و FARC که در قلمرو جنوبی تسلط ذارند، در معرض خطر خواهند بود.
ایالات متحده عملیاتی را با مبنای قانونی ایجاد کرده است. قاچاق مواد مخدر که شهروندان آمریکایی را می کُشد. اما در واقعیت هدف آنها باز پس گیری یک منطقه ی استراتژیک است که تا حدودی ساده لوحانه بیش از بیست سال آن را رها کرده بودند. آنها آمریکای لاتین را رها کردند, با این باور که این کشورها فاقد سلاح هسته ای هستند و بنابراین هیچ تهدیدی برای امنیت آمریکا ایجاد نمی کنند. و در نهایت، این جمهوری های موز پرور به یک خطر بسیار مهم برای امنیت آمریکا تبدیل شده اند.
فیگارو : از نگاه شما، بین ِ نقض ِ حاکمیت ارضی ونزوئلا و سقوط یک دولت اقتدار گرا، کدام یک می بایستی در اولویت قرار می گرفت؛ چه احساسی در بین مردم ونزوئلا وجود دارد؟
اگر از مردم ونزوئلا و کوبا بپرسید که آیا خواهان مداخله ی آمریکا هستند، ۹۰% خواهند گفت بله ! اما در بین ناظران، به نظر نمیرسد کسی به این موضوع فکر کند : آنها نخست به قوانین بینالمللی فکر می کنند، نه به مردم. با این حال، هنوز هشت میلیون ونزوئلایی به دلیل فرار از کشورشان در جهان سرگردان هستند. زیرا رنجی را که در کشورشان تحمل می کنند، فراتر از تحمل یک انسان است و متأسفانه ما طوری به آن نگاه میکنیم که انگار وجود ندارد. رژیم های چاوز و مادورو مانند رژیم کاسترو رفتار کردند. اما کاستروئیسم یک ناهنجاری تاریخی است : این تنها ایدئولوژی در جهان است که خود را وقف نابودی اقتصاد این کشورها کرده است. فیدل کاسترو در دوران ِ ریاست جمهوری چاوز کنترل ونزوئلا را بدست گرفت و صنعت نفت آن را نابود کرد. و این امر درست هنگامی رخ داد که غرب به نفت نیاز داشت و ونزوئلا یکی از مدرن ترین کشورهای آمریکای لاتین بود. حتی پیش از به قدرت رسیدن، کاسترو در ونزوئلا بود زیرا می دانست که این کشور ِ آمریکای لاتین دارای منابع بزرگ نفت است. و کشوری که به او اجازه میداد پروژه ی مسیحایی خود را برای تبدیل شدن به رهبر جهان سوم ، همانگونه که در آن زمان نامیده می شد، پیش ببرد. در حال حاضر، ما وارد مرحله ی پسا کاسترو می شویم. آمریکا ی لاتین در حال «لغو» کاستروئیسم است. این روند در آرژانتین آغاز شد و در بولیوی با دولت جدیدی که در انتخاباب پیروز شد، دنبال می شود.
فیگارو : آیا گمان میکنید این اتفاق میتواند فردا در ونزوئلا رخ دهد؟
این اتفاق پیشتر در ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۴ در ونزوئلا رخ داده است ! ما موفق شدیم نشان دهیم که در انتخابات تقلب شده است. همانطور که ماریا کورینا ماچادو گفت؛ مدتها میدانستیم که تقلب وجود دارد، اما نمی توانستیم آن را ثابت کنیم. در سال ۲۰۲۴، ما موفق شدیم. همه فراموش میکنند که این همان چیزی است که قانون گرایی نامیده میشود ! مادورو نماینده ی دولت مشروع نیست : او یک شیاد است. وقتی چپ ها در فرانسه میگویند که ایالات متحده به آن کشور حمله کرده است، این یک داوری درست نیست : آنها علیه گروهی از مزدوران مداخله کردند. در ونزوئلا، با ترکیبی از تمامیت خواهی کمونیستی و تمامیت خواهی نئو لیبرال، چپ ها چیزی کمتر از یک گروه مزدوران نشده اند.
فیگارو : در طول ِ انتخابات ۲۰۲۴، ماریا کورینا ماچادو، که امسال جایزه صلح نوبل را دریافت کرد، از شرکت در انتخابات منع شد. آیا او اکنون گزینه اصلی برای ریاست جمهوری بعدی ونزوئلا است؟
کاملاً ! در انتخابات ۲۰۲۴، ماریا کورینا ماچادو، ۹۳% آراء را به دست آورد.مقامات به سرعت متوجه شدند که او یک تهدید محسوب میشود و بنابراین از شرکت او در انتخابات جلوگیری کردند. پرونده ای علیه او ساخته شد و او را به عدم پرداخت مالیات بر حقوقش به عنوان یک نماینده ی کنگره متهم کردند. این است «دموکراسی» در این نوع از جمهوری تمامیت خواه : پرونده ها ساخته میشوند و همه چیز « قانونی » می شود. و گذشته از این، قضاتی منصوب میشوند که مطیع قدرتهای سیاسی هستند. ماریا کورینا ماچادو که از شرکت در انتخابات منع شده بود، در آخرین لحظه آرای خود را به ادموندو گونزالس اروتیا, سفیر سابق که شناخته شده هم نبود، منتقل کرد. و او در انتخابات پیروز شد در حلی که تا آن زمان، کسی نام اورا نشنیده بود. من این مبارزه ی گروههای اپوزیسیون در ونزوئلا را که طی این بیست و پنج سال گذشته با رد خشونت، برای انتخابات مبارزه می کنند، کاری تحسین برانگیز می دانم.
گاهی اوقات میشنوید که ماریا کورینا ماچادو، راست افراطی است. هیچ چیز غیر واقعیتر از این نیست. او صرفاً یک زن ِ دموکرات و لیبرال است که میخواهد کشورش را به آنچه پیشتر بود باز گرداند. یعنی آموزش و پرورش فعال در کشور و صنعتی کردن تولید نفت و صدور آن، به تمام کشورهایی که به آن نیاز دارند و حاضر به پرداخت هزینه آن هستند، فروخته شود. ملرینا کورینا نه راست است و نه چپ؛ او کسی است که میخواهد ونزوئلا که چون خانه است، به خوبی اداره شود. او سمت و سوی سنتی دارد؛ او کاتولیک است و به خدا اعتقاد دارد. و این درست چیزی است که او را به مردم ونزوئلا نزدیک کرد. اکثر ونزوئلایی ها به خانواده و مذهب وابسته هستند. ماریا کورینا مجبور شد سالها از سه فرزندش جدا شود زیرا در خطر بودند و او سال ها آنها را ندید. و در طی مبارزات ِ انتحاباتی مردانی را دید که گریه میکردند و به او میگفتند : « اما تو فرزندان ما را به کشور بازخواهی گرداند» .
فیگارو : دلسی رودیگز، معاون ِ رئیس جمهور سابق به عنوان رئیس جمهور موقت منصوب شده و با دولت آمریکا در تماس است. این مرحله ی گذار چگونه پیش خواهد رفت؟ آیا میتواند بدون کشیده شدن به خشونت، پیش برود؟
آنها به هر قیمتی تلاش میکنند از خشونت اجتناب کنند. اما هنوز ۱۴۰۰۰ مرد مسلح [ از رژیم سابق]در پست ها ی خود بکار مشغولند.باندهای در سراسر کشور وجود دارند که اغلب برای کنترل مواد مخدر با یکدیگر در جنگ هستند. و از طرف دیگر، FARC [ نیرو های شبه نظامی در کلمبیا] را هم که از شرکت در روند صلح خودداری کرد، نباید از یاد برد.
فیگارو : وضعیت فعلی دقیقاً چگونه است؟ آیا دولت ِ جدیدِ ونزوئلا قادر به حفظ کنترل کشور خواهد بود؟
در این پیکر بندی جدید، ایالت متحده آمریکا از کسانی را که میخواهند در قدرت باقی بمانند، استفاده خواهد کرد. این یک معامله است : آمریکا به این افراد ؛ از جمله ی آنها، دلسی رودریگز، که طرفهای مذاکره برای همه ی گروهای مسلح موجود در کشور هستند؛ نیار دارد. همانگونه که مارکو روبیو[عضو ارشد کابینه ی دولت ترامپ] اظهار داشت، سعی خواهد کرد که اوضاع در سه ماه آینده تحت کنترل در آید. اما در عین حال ،همانگونه که ترامپ گفت، اگر آنها آنطور که او میخواهد رفتار نکنند، مداخله ی دیگری از سوی آمریکا صورت خواهد گرفت. شکی نیست که سیستم قضایی آمریکا پرونده ای به همان اندازه ی پرونده ی مادورو برای دلسی رودیگز [ رئیس دولت موقت ونزوئلا] دارد.
فیگارو : ترامپ پیش ار این درباره تاسیس شرکت های نفتی آمریکایی در ونزوئلا صحبت کرده است. آیا باید نگران باشیم که ونزوئلا کاملاً تحت کنترل آمریکا قرار گیرد؟
به هیچ وجه. اولا، چون باید نفت را فروخت و چیزی نیست که بشود از آن بچهها را تغذیه کرد، ونزوئلا نمیتواند از تمام نفتی که تولید میکند استفاده کند. و امروزه دیگر قادر به بهره برداری صحیح از آن نیست. آتش سوزی های نفتی مرتبا رخ میدهند زیرا تکنیسین های کافی برای خاموش کردن آنها وجود ندارد. بنابراین ونزوئلا برای راه اندازی مجدد نفتی خود به تمام شرکت های نفتی جهان - نه فقط شرکت های آمریکایی - نیاز دارد. این کار میلیارد ها دلار هزینه خواهد داشت. فرانسویها حضور طولانی مدتی در آنجا داشتهاند و روابط با این کشور عالی بوده است. البته زمانی بانک های فرانسوی زیادی در ونزوئلا وجود داشت. به همین دلیل است که دومنیک دو ویلپن [ نخست وزیر سابق فرانسه] در ونزوئلا بزرگ شده است و پدرش در کاراکاس کار می کرد.
دولت جدید ِ ونزوئلا به خوبی میداند که آمریکایی ها حرف اول را میزنند. و تمام تلاش خود را خواهد کرد تا از چرخه ی خشونتی که غیر قابل کنترل خواهد شد، جلوگبری کنند. من تصور میکنم که آنها با کوبایی ها مذاکره خواهند کرد، زیرا متخصصان کوبایی کل سیستم امنیتی در این کشو ر را، تحت کنترل دارند. از سوی دیگر، من معتقدم اگر آنها در کنترل گروههای شبه نظامی موفق شوند، دخالت ایلات متحده در دولت ونزوئلا دوام نخواهد آورد.ونزوئلا به یک کشور تحت الحمایه تبدیل نخواهد شد؛ من حتی یک لحظه هم به این موضوع اعتقاد ندارم.
فیگارو : از اتحاد با روسیه و ایران گرفته تا روابط با همسایگان آمریکای لاتین، سقوط مادورو چگونه جایگاه ونزوئلا را در جهان تغییر خواهد داد؟
از لحظهای که چاوز با کوبا متحد شد، ونزوئلا به منطقه ای استراتژیک برای قدرتهای مختلفی تبدیل شد که با جنگ علیه دموکراسی، علیه غرب، و علیه ایالات متحده که غرب را نمایندگی می کند، متحد شده اند. این قدرت ها، روسیه، چین و ایران هستند. ونزوئلا به یک نقطه ی ژئو پولیتیک ایدهآل تبدیل شد، زیرا گذشته از این، برخلاف کوبا که عملاً هیچ چیزی تولید نمی کند؛ کشوری ثروتمند است. این کشور به دریای کارائیب، اقیانوس اطلس و از زمان اتحاد با کلمبیا تحت ریاست جمهوری گوستاووپترو، به اقیانوس آرام دسترسی دارد.
مدیریت این وضعیت در حال حاضر بسیار دشوار است چون چینیها جنگ نمیخواهند - زیرا اقتصاد را فلج می کند- اما در زمان چاوز ، چین مبلغ هنگفتی به ونزوئلا داد؛ به همین دلیل است که مقدارکمی نفت که ونزوئلا تولید می کند، به چین در برابرپرداخت بدهی داده میشود. من فکر میکنم چینیها کاملاً قادر به مذاکره با دولتی به رهبری ماریا کورینا ماچادو و ادموندو گنزالس خواهند بود. در اینجا مشکل روسیه است. زیرا روسیه بههیچوجه دیدگاه چین را قبول ندارد. دیدگاه روسیه یک اقدام نظامی است؛ همانطور که اکنون اروپا آن را به خوبی درک کرده است. و افزون براین، آنها حضور نظامی بسیار قوی در کوبا و نیکاراگوئه دارند. و ایران را هم نباید از یاد برد که جای پای قابل توجهی در ونزوئلا دارد.
از برخی جهات، وضعیت ونزوئلا بسیار پیچیدهتر از دوران بحران موشکی کوبا ست : این کشور به نوعی در خط ِ مقدم جبهه، تا رسیدن کمکهای ضروری قزار گرفته است ِ همه ی این کشورها آرزوی تبدیل شدن به قدرتهای بزرگ یا امپراتوری را دارند.ونزوئلا در تار و پود ِ پُر تحرک و فعال ِ امپریالیست های متعدد گرفتار شده است.
نوشتههای داخل [ ] از مترجم است.
https://www.lefigaro.fr/vox/monde/elizabeth-burgos-les-etats-unis-n-ont-pas-envahi-le-venezuela-ils-sont-intervenus-contre-une-bande-de-mercenaires-20260105

مهلتی بایست تا خون شیر شد! امیر کراب
















