
الا ای خانم فرناز خوش فهم
بیا جون آقات بر ما بکن رحم
بیا منت به فرق بنده بگذار!
بیا دست از سر آخوند بر دار
بیا و دوری از ظلم و جفا کن
کمی با مردم ایران صفا کن
مثال مردمان با وفا باش
کمی با مردم خود همصدا باش
چه خیری دیدی از ملای جرّار
که اینسان گشتهای ملا-نگهدار؟
خدا ناکرده افتادی به پیسی
چنان «لابی» گزارش مینویسی
برای حفظ «کانـتَـکت» با مقامات
مپوشان چشم خود را بر جنایات
برای ارتقای شغل خود روی
چه پوشانی ز شرّ مرد دینخوی؟
قسم بر خال هندی روی چهرهت
که گر با رحم هستی و مروت،
کمی با مردم خود مهربان باش
به فکر رنجدیده مردمان باش
نمیبینی شکنجه، تیرباران؟
نمیبینی که کشتند ده هزاران؟
نمیبینی جنایتهای ایشان
که کردند ملتی زار و پریشان؟
نمیبینی شده ایران خرابات
که بنوشتی میان اعتراضات،
که «مردم رفتهاند اسکی و گردش»
که گویی خُرمّند در این کشاکش؟
بیا بگذر ز آخوند تبهکار
نباشد این روش در شأن سرکار
چنان از شأن ملا مینوشتی
که گفتی بوده «عظما»یی بهشتی
نوشتی کرده ایران پر ز عزت
به ما بخشیده شأن و عزّ و قدرت
ولیکن یکشبه از عرش افتاد
به باد معده گفتی رفت بر باد!
گلاب بر روی ماهت، یکشبه ر..د
و آن قدرت یهو بر آب چیزید!!

میپرسند دستاورد فراخوان شب چهارشنبهسوری چه بود؟

اعدام سه تن از بازداشتشدگان دی ماه خونین















