یورونیوز - دونالد ترامپ شامگاه یکشنبه گفت که در حال بررسی «گزینههای بسیار قوی» برای اقدام علیه ایران است. او همزمان از پیشنهاد ایران برای مذاکره صحبت کرد و از آن زمان ایالات متحده بارها پیامهای متناقض درباره احتمال حمله به ایران فرستاده است. اما در صورت تصمیم ترامپ به حمله، او چه گزینههایی در اختیار دارد؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در روزهای اخیر بارها هشدار داده است که اگر رژیم ایران دست به کشتار معترضان بزند، متحمل ضربه سختی از جانب آمریکا خواهد شد.
«اسوشیتدپرس» شامگاه دوشنبه اعلام کرد که در جریان اعتراضات کنونی ایران تاکنون دستکم ۶۴۶ نفر کشته شدهاند. خبرگزاری حقوق بشری هرانا گفت که علاوه بر این آمار، ۵۷۹ گزارش دیگر از مرگ افراد در این اعتراضات در دست بررسی است.
«والاستریت ژورنال» روز دوشنبه به نقل از مقامات آمریکایی اعلام کرد که کاخ سفید در حال بررسی پیشنهاد «لحظه آخری» تهران برای مذاکره بر سر برنامه هستهای است. با این حال، بنابر این گزارش دونالد ترامپ تمایل دارد مجوز حمله به ایران را صادر کند.
شبکه خبری «سیبیاس» نیز به نقل از دو مقام وزارت دفاع آمریکا اعلام کرد که دونالد ترامپ روز دوشنبه در جریان مجموعه گستردهای از اقدامات نظامی و عملیات پنهان که میتواند علیه رژیم ایران به کار گرفته شود، قرار گرفت. به گفته این دو مقام آمریکا، این گزینهها بسیار فراتر از حملات هوایی متعارف بود.
همچنین، «الجزیره» به نقل از یک مقام آمریکایی گفت که طرحهای ارتش آمریکا برای انجام عملیات نظامی علیه ایران در «مراحل پیشرفته» است.
به گزارش روزنامه بریتانیایی «تلگراف»، گزینههای آقای ترامپ برای حمله به ایران ممکن است شامل ترور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، حملات نظامی یا حملات سایبری علیه رژیم ایران باشد. اما پیش از همه، آقای ترامپ باید مشخص کند که هدف نهایی از چنین اقدامی چیست.
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر نظامی اسرائیلی و پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل گفت: «ما نمیدانیم که آیا آقای ترامپ میخواهد رژیم را سرنگون کند یا میخواهد برای دستیابی به یک توافق هستهای جدید آنها را تضعیف کند. همین امر پرسشهای اصلی را درباره ماهیت اقدام آمریکا ایجاد کرده است.»
به گزارش تلگراف، آمریکا همچنین باید این را مدنظر قرار دهد که حمله به ایران ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و ایرانیان را به سوی اتحاد حول پرچم سوق دهد و دست رژیم را بازتر کند.
کارزار بمباران مداوم
به گزارش تلگراف، اگر آمریکا بخواهد واقعا تغییری ایجاد کند، جلوی کشتار معترضان توسط نیروهای امنیتی را بگیرد یا رژیم را واقعا تضعیف کند نیاز به بمباران مداوم و گستردهتر دارد.
در چنین بمبارانی، نه تنها ستادها و ساختمانهای وزارتخانهها بلکه پایگاهها و مواضع سپاه و بسیج در سراسر کشور باید هدف قرار بگیرند. نیروی هوایی اسرائیل هم در جنگ ۱۲ روزه به بسیاری از چنین اهدافی حمله کرد و چندین سامانه پدافند هوایی ایران را نیز هدف قرار داد.
فرزان ثابت، پژوهشگر ارشد «مرکز حکمرانی جهانی» مستقر در ژنو گفت: «تمرکز آمریکا باید روی دستگاه سرکوب داخلی باشد، از جمله نیروهای اصلی؛ نه فقط مقامات ارشد، بلکه حتی یک تا دو رده پایینتر؛ شبکههای ارتباطی و تاسیسات مورد استفاده. پس از آن نیز باید تاسیسات رسانه ملی، دستگاه قضایی و دادسرا را در نظر داشته باشد.»
او افزود: «طراحان نظامی ممکن است که فکر کنند برای محدود کردن دامنه تلافی مجبورند به برخی تاسیسات نظامی نیز حمله کنند.»
اما کارزار اسرائیل با نزدیک به دو هفته بمباران نتوانست رژیم را سرنگون کند، بنابراین آمریکاییها باید برای حملهای حتی بزرگتر و طولانیتر آماده باشند. چنین چیزی به تقویت نیروهای آمریکا نیاز دارد که دستکم فعلا به نظر نمیرسد انجام شده باشد.
تا جایی که میدانیم، هیچ گروه ناو هواپیمابر آمریکایی در نزدیکی منطقه مستقر نیست. نزدیکترین ناو یعنی «یو اس اس آبراهام» در حال حاضر هزاران کیلومتر از خلیج فارس دور است و در دریای جنوبی چین قرار دارد. همچنین استقرار بمبافکنهای بی۲ در پایگاه «دیهگو گارسیا» مشاهده نشده است.
اگرچه روی کاغذ، آمریکا میتواند از هواپیماهای جنگی مستقر در پایگاههای مختلف منطقه استفاده کند، کشورهای میزبان ممکن است به دلیل نگرانی از تلافی و نیز ابهام درباره پیامدهای سرنگونی رژیم ایران، اجازه ندهند این پایگاهها برای پروازهای عملیاتی علیه ایران به کار گرفته شوند.
جدا از این مسائل، هرچه کارزار بزرگتر باشد، خطر شکلگیری اثر «اتحاد پیرامون پرچم» برای رژیم بیشتر میشود و اگر حکومت ایران همچنان در قدرت بماند، میتواند از این کارزار برای تقویت خود استفاده کند.
به جز گزینه استقرار پهپادها بر فراز مراکز شهری برای حمله به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، در واقع دشوار است تصور کنیم چگونه هر نوع بمباران میتواند سرکوب در خیابانها را متوقف کند. به گفته برخی تحلیلگران، برای حصول چنین نتیجهای، آمریکا اعزام نیرو به داخل ایران باشد.
نیکلاس هاپتون، سفیر پیشین بریتانیا در ایران، گفت: «لازم است نیروهای آمریکایی روی زمین مستقر شوند و او [دونالد ترامپ] این کار را نخواهد کرد.»
ترور خامنهای
متیو ساویل، مدیر علوم نظامی در «موسسه خدمات متحد سلطنتی» گفت: «طوری که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در انظار عمومی صحبت میکند، به نظر نمیرسد که واقعا پیام آمریکا را دریافت کرده باشد و اگر آقای خامنهای به عنوان مانعی تلقی شود، آیا تلاشی برای کنار زدن مانع وجود دارد؟»
چنین امری به معنای ربودن یا ترور آقای خامنهای است.
بنابر این گزارش، عملیات ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری ونزوئلا کاخ سفید را سرشار از اعتماد به نفس کرده است و چنین گزینهای برای دولت آقای ترامپ میتواند جذاب باشد.
با چنین اقدامی، آمریکا شاید بتواند امیدوار باشد که مثل ونزوئلا افرادی دیگر از رژیم بر سر قدرت بیایند که حاضر باشند طبق قواعد واشنگتن بازی کنند. یعنی به شرطی که در قدرت بمانند، از جاهطلبیهای هستهای دست بکشند و فشار سرکوب را کاهش دهند.
چنین نتیجهای شاید سازگار با منافع آمریکا باشد، اما ممکن است برای ایرانیانی که به امید سرنگونی کامل جمهوری اسلامی جان خود را به خطر انداخته و به خیابان آمدهاند، نوعی خیانت تلقی شود.
به گفته آقای سیترینوویچ، این گزینه سرشار از ریسک است. او گفت که چنین اقدامی میتواند آتش جنگی را شعلهور کند که تمام شیعیان منطقه را شامل شود و چنین موضوعی به نوبه خود نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را در معرض خطر قرار میدهد.

مادر عصمت درگذشت















