سرنوشت اعتراضاتی که ایران را تکان داده نامعلوم است، اما برنامهریزی برای دوران پس از رژیم حیاتی است
جیسون رضاییان - واشنگتن پست
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
برای نخستینبار از زمان ترک ایران در سال ۲۰۱۶، به خود اجازه میدهم امیدوار باشم که شاید روزی بتوانم به این کشور بازگردم. ده سال پیش در همین روزها، برای آخرین بار از سلولم خارج شدم و با چشمانی بسته از زندان اوین تهران به بیرون برده شدم؛ جایی که نزدیک به یک سال و نیم بهعنوان گروگان نگهداری میشدم و نهایتاً در قالب تبادل زندانیان، همزمان با اجرای توافق هستهای آزاد شدم.
امروز اما آن خاطرات، هرچند تلخ، به گذشته تعلق دارند. اکنون که ایران شاهد اعتراضات سراسری و گسترده است، خود را در آرزوی بازگشت به تهران مییابم؛ شهری که آگاهانه برای زندگی و کار انتخابش کردم، در آن ازدواج کردم و قصد داشتم سالها در آن بمانم. هرچند مسیر زندگیام بهزور تغییر کرد، اما عشق و شگفتیام نسبت به این سرزمین و مردمش هرگز از میان نرفت.
تماشای مبارزه شجاعانه ایرانیان علیه یک دولت اقتدارگرای مسلح که برای سرکوب از هیچ چیز فروگذار نمیکند، هم الهامبخش است و هم جانسوز. شمار زیادی از معترضان تاکنون کشته شدهاند و بیم آن میرود که این کشتار در روزهای آینده افزایش یابد. این روایت برای من ناآشنا نیست؛ از سال ۲۰۰۱ درباره ایران گزارش دادهام، انتخابات، کشمکشهای سیاسی و جنبشهای اعتراضی را پوشش دادهام و همزمان از هنر، سینما، ورزش و زندگی روزمره مردم نوشتهام.
در میان همه این تجربهها، خلاقیت، تابآوری و شوخطبعی از ویژگیهای مشترک بسیاری از ایرانیان بوده است. در آخرین ماههای حضورم بهعنوان خبرنگار تهران در سال ۲۰۱۴، مذاکرات هستهای را پوشش میدادم؛ همان مذاکراتی که سرانجام به گروگانگرفتن من و استفاده ابزاری از جانم در همان گفتوگوها انجامید. زندان، بیش از هر چیز، ماهیت رابطه سمی و ناکارآمد رژیم با جامعه ایران را به من آموخت.
پرسش اساسی این است که ایالات متحده چه نقشی میتواند و باید در حمایت از خواست ایرانیان برای رهایی از رژیم دینی حاکم ایفا کند و مهمتر از آن، چگونه میتوان به گذار منظم به آیندهای پس از جمهوری اسلامی کمک کرد. هرچند من هرگز حامی سیاست «فشار حداکثری» دونالد ترامپ نبودهام چرا که تحریمها بیش از همه مردم عادی را آسیب میزنند اما تعویق در برنامهریزی برای دوران پس از رژیم نیز خطایی جدی است.
این تصور که آمریکا پیش از ترامپ بر ایران فشار وارد نمیکرد، افسانهای بیش نیست. ترامپ ساختاری را به ارث برد که آن را سختگیرانهتر اجرا کرد. شاید مؤثرترین ابزار او غافلگیری بود؛ از ترور قاسم سلیمانی تا حملات به تأسیسات هستهای. آنچه تهران سالها از آن بهره برد، ثبات رفتاری آمریکا بود، نه ضعف؛ و اکنون با رهبری روبهروست که مانند خودشان، به قواعد پایبند نیست.
نیاز فوری و بدیهی امروز، بازگرداندن اینترنت و ارتباطات به ایرانیان است. قطع ارتباطات مؤثرترین ابزار سرکوب بوده و با وجود وعدههای مکرر از سال ۲۰۰۹ تاکنون، جهان خارج در حل این مسئله ناکام مانده است. بدون ارتباط آزاد، نه اعتراضات دیده میشوند و نه حقیقت.
پایان تحریمهای اقتصادی همزمان با شکلگیری دولتی جدید، همراه با حمایت در حل بحرانهایی چون کمبود شدید آب، میتواند فوراً امید و بهبود ایجاد کند. دولت آمریکا باید کاری را انجام دهد که دههها از آن غفلت شده است: بهجای اتکا به کارشناسان خودخوانده در واشنگتن، پلهایی واقعی با عاملان تغییر در داخل ایران بسازد.

وقاحت حمید دباشی "استاد دانشگاه کلمبیا" در نیویورک

محمد ساعدینیا بازداشت شد















