مارک ای. تیسن - واشنگتن پست
ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
رژیم جمهوری اسلامی در وضعیتی متزلزل قرار گرفته و فرصت کمسابقهای پیش روی دونالد ترامپ شکل گرفته است. تجربهٔ سوریه در سال ۲۰۱۲ نشان داد که تعیین «خط قرمز» بدون اجرای پیامدها، پیام ضعف ارسال میکند. در آن زمان (دوره رئیسجمهوری اوباما)، با وجود استفادهٔ مکرر بشار اسد از سلاح شیمیایی، واکنش عملی از طرف آمریکا رخ نداد و این عقبنشینی از دمشق تا تهران و فراتر از آن بازتاب یافت.
با آغاز ریاستجمهوری ترامپ، این الگو تغییر کرد. پس از استفادهٔ دوبارهٔ اسد از سلاح شیمیایی علیه غیرنظامیان، آمریکا دو بار سوریه را هدف قرار داد و خط قرمزی را که پیشتر بیاثر شده بود، به اجرا گذاشت؛ اقدامی که به بازگشت بازدارندگی آمریکا انجامید.
اکنون خط قرمز تازهای در قبال تهران ترسیم شده است. هشدار صریح داده شده که سرکوب خشونتبار معترضان با واکنش مواجه خواهد شد. این موضعگیری با پیامهایی مستقیم به مردم ایران همراه شده که بر ادامهٔ اعتراضات، تصرف نهادها و ثبت نام آمران و عاملان سرکوب تأکید دارد و وعدهٔ پاسخگویی و مجازات میدهد.
با وجود این هشدارها، کشتار معترضان ادامه یافته است. گزارشهای رسانهای از تلفات بسیار بالا حکایت دارند. همزمان، تماسها و دیدارها با مقامات ایرانی تا توقف خشونتها لغو شده و پیام روشنی از آمادگی برای اقدام ارسال شده است.
سابقهٔ این رویکرد به سال ۲۰۱۹ بازمیگردد؛ زمانی که پس از عبور تهران از خط قرمز تعیینشده، فرمانده نیروی قدس سپاه هدف قرار گرفت. در بازگشت به قدرت نیز، اولتیماتوم برای کنارگذاشتن برنامهٔ هستهای داده شد و با ناکامی آن، تأسیسات هستهای ایران در عملیاتی گسترده نابود شد؛ همراه با هشدار دربارهٔ اقدامات بعدی در صورت تداوم رفتار گذشته.
در این میان، پیشنهاد ناگهانی تهران برای مذاکرهٔ هستهای مطرح شد؛ تلاشی برای مهار ضربهای قاطعتر. اما تجربهٔ سال ۲۰۰۹ نشان داد که تعلیق حمایت از اعتراضات مردمی به امید توافق، میتواند به تقویت سرکوب بینجامد. اینبار مسیر مذاکره بهعنوان تکرار آن خطا تلقی نشده است.
واقعیت میدانی حاکی از آن است که ایران در ضعیفترین وضعیت خود از زمان انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد. شبکهٔ نیروهای نیابتی ضربه خورده، متحدان منطقهای از دست رفتهاند، اقتصاد زیر فشار حداکثری فرسوده شده و توان پدافندی، موشکی و هستهای آسیب جدی دیده است. ظرفیت پاسخگویی مؤثر به اقدام نظامی محدود شده است.
در چنین شرایطی، فرصت تاریخی برای وارد کردن ضربهای تعیینکننده به ساختار سرکوب فراهم شده است؛ ساختاری که هم شهروندان ایران و هم آمریکاییها را قربانی کرده و دههها چالشآفرین بوده است. نتیجهٔ چنین مسیری میتواند پایانی بر معماری سرکوب و گشایش افق تازهای برای ایران باشد.

















