کیهان لندن - فیروزه نوردستروم - درست در ساعت ۷:۵۹ دقیقه صبح روز پنجشنبه ۳۰ دیماه ۱۳۹۵ آتش به جان ساختمان تجاری پلاسکو آتش گرفت و پس از ۵۴ سال سرپا ماندن، در حالی ۱۲۰۰ واحد آن پس از سه ساعت و نیم سوختن به طور کامل فرو ریخت که در پی این حادثه ۱۶ آتشنشان و ۴ شهروند جان باختند و حدود ۲۳۵ تن مجروح شدند. آواربرداری پلاسکو، حدود ۹ روز به طول انجامید و طی آن ۱۹۰۰ کامیون حدود ۲۰ هزار تن خاک و نخاله را از محل خارج کردند.
مهدی نوروز، روزنامهنگار با اشاره به عمدی بودن حادثه پلاسکو در گفتگو با «کیهان لندن» معتقد است: «این حادثه عمدی بود برخی میگویند عمدی بودن پلاسکو به دلیل زدوبندهای بنیاد مستضعفان بوده که با توجه به سوابق فساد در نهادهای مرتبط با جمهوری اسلامی بعید هم نیست، البته در اینجا معتقدم یک همپوشانی اتفاق افتاد و این آتشافروزی در این تاریخ، برای یک انحراف سیاسی بود.»
به گفته وی دو هفته پیش از فروریختن پلاسکو، اکبر هاشمی رفسنجانی در استخر کشته شد، پیش از آن زمان، تمام توجه رسانههای داخل ایران معطوف به اتفاق پلاسکو بود و آن دوره اکبر هاشمی رفسنجانی یک ترند جهانی بود، مرگ رفسنجانی در شرایطی رخ داد که به تازگی با رای بالا در تهران مجلس خبرگان را برده بود و صحبت از نقشههایی بود برای یک سری تغییرات که در این مجلس داشت و هنوز یک سری امیدواریهایی از درون نسبت به این شخصیت وجود داشت، البته میدانیم این امیدها واهی بود، آن زمان تمرکز تمام رسانههای داخلی روی این بود که چه اتفاقی افتاده اما فرو ریختن پلاسکو به عنوان یکی از ساختمانهای مهم مرکز تهران باعث شد که یک مرتبه جهتگیری رسانهها به شدت تغییر پیدا کند و یکباره موضوع رفسنجانی به اولویت چهارم پنجم رسانهها و پلاسکو به تیتر اول تبدیل شد طوریکه همچنان پلاسکوتا زمان ریاست جمهوری ۹۶ روی ترند خبری بود بنابراین اتفاقی که برای پلاسکو افتاد عمدی بود.
او اضافه میکند: «ممکن است دلیل اصلی عمدی بودن فساد اقتصادی درون بنیاد مستعفان بوده باشد ولی انتخاب تاریخ برای این بوده که جهتگیری تمرکز رسانهها از موضوع اکبر هاشمی رفسنجانی برداشته شود. پلاسکو در آن مقطع به یک بازی سیاسی هم بدل شد، به طوری که از آن به عنوان ابزاری برای سرکوب شهردار وقت محمدباقر قالیباف هم استفاده شد، حتی خیلیها آن زمان گفتند قالیباف با این اتفاق تمام شد اما از آن زمان به بعد، قالیباف یک دنده کلهشق ۹۲ کشیده شد به قالیباف ۹۵ که ترمزش را کشیدند و او را از انتخابات بیرون کشیدند و بعدتر هم او را تحت کنترل قرار دادند.»
این روزنامهنگار ادامه میدهد: «بنابراین حاکمیت با قربانی کردن ساختمان پلاسکو چند هدف را برای خود دنبال میکرد یکی سرپوش گذاشتن بر روی فساد اقتصادی درون بنیاد مستضعفان، دوم منحرف کردن جهتگیری رسانهای از هاشمی رفسنجانی و سوم ضربه زدن به قدرت قالیباف و شهرداری تهران که قبلتر از آن با موضوع املاک نجومی شروع شد و بعدتر با موضوع پلاسکو شتاب گرفت.»
مهدی نوذر، کارشناس سابق بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی نیز در گفتگو با «کیهان لندن» معتقد است که آتشسوزی پلاسکو قطعا عمدی بود به این دلیل که آن مجموعه ساختمان متعلق به بنیاد مستضعفان بود. ولی سرقفلیهای آن ساختمان متعلق به مغازهدارهایی بود که سالها آنجا کار کرده بودند، بر اساس ماده ۴۸۳ قانون مدنی، زمانی که شما سالها در یک ملک تجاری کار کنید و برند شما شود به عنوان سرقفلی اگر مالک بخواهد شما مغازه را تخلیه کنید، باید به شما پولی پرداخت کند، مادامی که آن ساختمان وجود داشته باشد میبایست یک پولی به عنوان حق سرقفلی به شما بپردازد.
به گفته وی، حق سرقفلیهای ساختمان پلاسکو متعلق به کسانی بود که در آن کار میکردند، ملک متعلق به بنیاد مستضعفان بود و از مغازهدارهای پلاسکو اجاره میگرفت، آنها مستاجر بودند ولی حق دریافت سرقفلی به آنها تعلق میگرفت، بنیاد مستضعفان اگر میخواست این افراد را از پلاسکو بیرون کند میبایست رقم بسیار بالایی پرداخت میکرد، چرا که سرقفلی آن منطقه بسیار بالاست و محدوده تجاری آنجا حق سرقفلی بسیار بالایی دارد، ولی همان قانون میگوید اگر ساختمانی که موجر برای کار تجاری به مستاجر اجاره داده به هر شکلی از بین برود حق سرقفلی هم از بین میرود، بنابراین حق سرقفلی مستاجران پلاسکو با از بین رفتن پلاسکو از بین رفت.
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که چه تعداد پلاسکو در تهران وجود دارد؟
مهدی نوروز میگوید: «همه شهرهای بزرگ دنیا ساختمانهای قدیمی تجاری و اداری بسیاری دارند از آمریکا و اروپا گرفته تا منطقه قفقاز و خاورمیانه، این ساختمانها به طور مداوم بهسازی میشوند و از آنها کارایی و بهرهوری گرفته میشود اما در ایران به دلیل فاسد بودن نهادهای متولی به ویژه شهرداری این اتفاق نمیافتد. همچنین بسیاری از این ساختمانها مصادرهای هستند، نمونه دیگر ساختمان پلاسکو ساختمان آلومینیوم است که آن هم توسط حبیبالله القانیان ساخته شده بود، از این دست ساختمانها زیاد داریم خیلی از آنها در اختیار شهرداریهای شهرهای دیگر است و خیلیها هم در دست نهادهای حاکمیتی مثل بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام است.»
به گفته نوروز، این نهادها بدون تجهیز کردن از این ساختمانها استفاده میکنند چون اصلا برای این نظام مهم نیست که کشور را بهسازی کند، برای حاکمیت، ایران فقط یک مزرعه است که از آن پول استخراج و برای اهداف خود خرج کند، در این میان ایدئولوژی در تمام سطوح انعکاس پیدا میکند از جمله در مدیریت شهری و بدیهی است که با بالاتر رفتن عمر این بناها در تهران و سایر شهرها ریسک وقوع چنین اتفاقاتی بسیار بالاست.
در همین ارتباط، معاون پیشگیری سازمان آتشنشانی تهران در ۹ آبانماه از تداوم وضعیت «قرمز ناایمن» در چهار پاساژ بزرگ «آلومینیوم»، «مهستان»، «شانزلیزه» و «اقاقیا» در پایتخت خبر داده بود.»
کامران عبدولی با بیان اینکه این چهار ساختمان از جمله موارد بسیار پرخطر تهران هستند تاکید کرده بود:«ساختمان آلومینیوم در شرایط پرخطر و سه ساختمان اقاقیا، مهستان و شانزلیزه در وضعیت بسیار پرخطر قرار دارند. اگر مالکین نسبت به ایمنسازی اقدام نکنند، این بناها میتوانند سرنوشت مشابه پلاسکو را تکرار کنند.»
موضوع ساختمانهای ناایمن در پایتخت پس از سوختن پلاسکو مورد توجه قرار گرفت.
هر چند در سالهای گذشته بارها موضوع ایمنسازی ساختمانهای پایتخت از سوی مقامات مختلف مورد تأکید قرار گرفته اما تاکنون اقدام عملی و موثری در اینباره صورت نگرفته است.اگرچه اغلب ساختمانهای ناایمن قدیمی هستند اما عدم رعایت ایمنی در ساخت و ساز و تجهیز تأسیسات نوساز نیز گزارش شده است.
در نیمروز دوم خردادماه ۱۴۰۱ ساختمان متروپل آبادان نیز به دلیل تخلفات در ساخت و شکستن ستونهای ساختمان فرو ریخت و طبق آمار رسمی ۴۳ تن در این حادثه مرگبار جان باختند و دستکم ۳۷ نفر مصدوم شدند.

















