Saturday, Jan 24, 2026

صفحه نخست » این متن را نه زیدآبادی می‌نویسد، نه عبدی امضا می‌کند

abdi.jpgروایتی از خشم و شرم؛ غایبِ همیشگی در نوشته‌های اصلاح‌طلبان

یادداشت تحریریه خبرنامه گویا

در روزهایی که خیابان‌ها هنوز بوی خون می‌دهند و نام جان‌باختگان بر دیوار حافظه جمعی حک شده است، سکوت یا تقلیل فاجعه به «توصیه‌های اصلاحی» نه احتیاط است و نه خرد؛ پاک‌کردن صورت‌مسئله است. در چنین بزنگاه‌هایی، شرافت حرفه‌ای و مسئولیت انسانی، معیار سنجشِ موضع‌هاست.

در این میان، نوشته‌ی کوتاه و موجز «ح-درویشی» از داخل ایران پس از کشتار گسترده معترضان نمونه‌ی روشنِ ایستادن با اکثریتِ داغدار است. او نه شعار داد و نه نسخه پیچید؛ حقیقتِ عریانِ اندوه و خشم را گفت و اگر چیزی برای گفتن نداشت، سکوت را به ابتذال ترجیح داد. این همان کاری است که از یک انسانِ شجاع برمی‌آید: یا با مردمِ زخم‌خورده می‌ایستد، یا اگر توان و امکان ندارد، خاموش می‌ماند.

در مقابل، برخی از چهره‌هایی که سال‌ها با عنوان «منتقد» یا «اصلاح‌طلب» شناخته شده‌اند از جمله آقای احمد زیدآبادی و عباس عبدی پس از آن‌که دسترسی به تریبون و اینترنت برایشان فراهم شد، نه خشمِ متناسب با فاجعه نشان دادند و نه عزاداریِ درخورِ هزاران جانِ از دست‌رفته را بازتاب دادند. آنان بار دیگر به نسخه‌ی همیشگی «اصلاح درون‌سیستمی» بازگشتند و تیغ انتقاد را نه به سوی عاملان کشتار، که به سمت تنها چهره‌ی اپوزیسیونی گرفتند که نامش در خیابان‌ها فریاد زده می‌شد.

تناقض آشکار است و پرسش ساده: پیش از خیزش‌ها می‌گفتند رضا پهلوی پایگاه اجتماعی ندارد و فراخوانش پیرو نخواهد یافت؛ حال که فراخوان داد و مردم به خیابان آمدند، می‌گویند خون بر دستان اوست. بالاخره کدام؟

ما در خبرنامه گویا، سال‌ها به آقای زیدآبادی و عبدی و دیگر صداهای متفاوت تریبون داده‌ایم؛ هنوز هم باور داریم شنیدن دیدگاه‌های متکثر برای سلامت فضای عمومی ضروری است. اما وقتی یک سوی ماجرا "شیطان" است، وقتی کشتار سیستماتیک، انکار می‌شود یا به حاشیه رانده می‌شود، دیگر «دو سوی برابرِ یک داستان» وجود ندارد. بی‌تفاوتیِ اخلاقی در برابر شر، خود به همدستی می‌ماند. ناگفته نماند: گفتن این جمله سخت است، اما گریزناپذیر، این‌گونه موضع‌گیری‌ها، در نهایت، خون بر دست می‌نشاند.

از این پس، سیاست تحریریه ما روشن است: هرگونه بازنشر یا ارجاع به مطالب این «اصلاح‌طلبانِ منتقد»، تنها با یادداشت توضیحی تحریریه خبرنامه گویا همراه خواهد بود. نه برای سانسور، که برای شفافیت اخلاقی و پاسخ‌گویی.

و اما متنِ کوتاهی که ما ستودیم؛ نه به‌خاطر ادبیاتش، که به‌خاطر صداقتش، پیامی از دل ایرانِ زخمی:

درود بر هم‌ میهنان گرامی
درود بر آزادگان و آزادیخواهان...

ح-درویشی

هیچ چیز برای گفتن ندارم. هر آنچه باید، گفته شده است ...

مویه کردن بر جوانان از دست رفته ... مهر خاموشی بر لب زده ...بر کنج عزلت نشسته و خون خون را خورده...

و نظاره‌گر ددمنشی‌هایی که روی تاریخ معاصر را سفید کرده ...

سفاکان خون‌آشام..‌قاتلان بی شرم و گناه کاران بی حیا ...جارزنان دریده و بی شرفان اتو کشیده درصدد آنند تا پاک‌کنند لکه های بجای نهاده بر پیکر زخمین هر کوی و برزن را ...

گل‌های نورسیده به داس خونین متجاوزان به زمین افکنده شدند و کوچه و خیابان رنگین از خون پاکشان ؛

چه می توان گفت جز آنکه شرم و ننگ‌باد بر ستم پیشگان و غاصبان رویاهای جوانی ...آنان که نه خدای را بنده اند و نه طوق بندگی انسانیت بر گردن دارند.

با شیاطین در قعر جهنم هم‌پیمان گشته تا تارو پود جامعه ای درمانده از شقاوت را از هم بگسلند.
دی ماه سال ۱۴۰۴ ماه خون ماه سیاهی بر همگان تسلیت باد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy