Saturday, Jan 24, 2026

صفحه نخست » این را می‌نویسم تا حقیقت ثبت شود!

mahdavi.jpgافشین مهدوی - شبکه اکس

پس از هفته‌ها بی‌خبری، فقط برای لحظاتی کوتاه توانستم با پدرم صحبت کنم. پدر من جراح نظامی بازنشسته ارتش ایران است. او انقلاب ۵۷ را از نزدیک دیده و با پیکر بی‌جان هم‌دوره‌ای‌ها و هم‌رزمانش روبه‌رو شده است. سه سال در خط مقدم جنگ ایران و عراق خدمت کرده و با واقعیت روزمره مرگ و جراحت زندگی کرده است. پس از زلزله بم نیز داوطلبانه برای کمک پزشکی به منطقه رفت.

او عمرش را در دل بحران گذرانده و به‌سختی می‌توان چیزی را یافت که او را شوکه کند. در هفته‌های اخیر، به‌جای گذراندن وقت در کنار خانواده‌اش در کوه‌های آلپ سوئیس، به ایران بازگشت تا کمک پزشکی کند. در پنج‌شنبه ۸ ژانویه، هم‌زمان با نخستین روز اعتراضات، به بیمارستان‌ها از پیش هشدار داده شد که برای ورود حجم بسیار بالایی از مجروحان آماده شوند. این هشدار پیش از وقوع خشونت صادر شد. این یعنی حکومت از قبل می‌دانست چه خواهد کرد و چه حجمی از خونریزی در راه است. در روزهای بعد، تنها در یک بیمارستان، روزانه دست‌کم ۶۰ عمل جراحی سنگین روی مجروحان شدید انجام می‌شد. مجروحان به‌صورت موجی منتقل می‌شدند؛ بسیاری از آن‌ها جوان، برخی در آستانه مرگ.

این سطح از جراحت و این حجم از جراحی، نه با کنترل اعتراضات، بلکه فقط با به‌کارگیری سازمان‌یافته خشونت مرگبار قابل توضیح است. پدر من و گروهی از جراحان دیگر که بسیاری از آن‌ها در دهه هفتاد زندگی خود بودند مجبور شدند روزانه بیش از ۲۰ ساعت بی‌وقفه کار کنند تا بتوانند جان انسان‌ها را نجات دهند. این شرایط حتی برای بیمارستان‌های صحرایی در زمان جنگ نیز غیرعادی است. هم‌زمان، بیمارستان‌ها عملاً به محیطی ناامن تبدیل شدند.

نیروهای مسلح وارد لابی بیمارستان شدند، به بخش‌های درمانی یورش بردند و در مقطعی حتی داخل بیمارستان تیراندازی شد. مجروحان در خطر بازداشت بودند؛ بیمارستان دیگر پناهگاه نبود.

در چنین وضعیتی، مجروحان، به محض تثبیت وضعیتشان، بی‌سروصدا ترخیص می‌شدند تا شانس زنده ماندن و آزاد ماندن داشته باشند. این یک اقدام انسانی بود، در برابر سیستمی که حتی بیمارستان را به ابزار سرکوب تبدیل کرده بود. پدرم به من گفت که حتی برای او با تجربه انقلاب، جنگ و فاجعه طبیعی آنچه این بار دید «بیش از حد» بود.

دیدن این حجم برای کسی‌ که خیلی‌ دیده است هم زیاد بود. این روایت سیاسی نیست. این شهادت یک پزشک است؛ پزشکی که تمام عمرش را صرف نجات جان انسان‌ها کرده است. وقتی چنین فردی می‌گوید آنچه رخ داده فراتر از تصور بوده، دیگر نمی‌توان آن را «اتفاق» یا «خطا» نامید. این یک کشتار برنامه‌ریزی‌شده بود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy