
زیتون - سروش دباغ
«ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزاد جهان است
از داد و وِداد آن همه گفتند و نکردند
یارب چقدر فاصله ی دست و زبان است»
نسل من، پنج سرکوبِ سنگین و خونینِ اعتراضات و جنبش های مردمی اصیل را طی قریب به سه دهۀ گذشته توسط حکومت دیده و با گوشت و پوست خود لمس کرده و چشیده: جنبش دانشجویی در سال ۱۳۷۸، جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، اعتراضات مردم به گران شدن قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸، جنبش « زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ و اعتراضات دیماه ۱۴۰۴.
سوگمندانه، در تمام موارد یاد شده، در مواجهۀ با مطالباتِ بجا و بحقّ معیشتی- مدنی- سیاسی- اجتماعیِ مردمان، حکومت از سه راهکار ناتراشیده، ناموجه و ناکارآمد استفاده کرده: «سرکوب»، «انکار» و «فرافکنی» . در روایت های رسمی حکومت در این میان، در ابتدا اعتراضات سرکوب شده، در ادامه مسئولان از در انکار در آمده و در ادامه پای فرافکنی را به میان کشیده اند و با «فتنهگر»، «اغتشاشگر» و «تروریست» خواندنِ شهروندانِ معترض، مسبب و مقصر اصلی را در بیرون مرزها، اعمّ از کشورهای امریکا و انگلیس و اسرائیل و « رسانه های معاند» جستجو کرده و سراغ گرفته اند.
از آنجائیکه نظارت جدی و درست و درمانی بر کار نیروهای سرکوب و امنیتی در میان نیست و این جماعت به جایی پاسخگو نیستند؛ متاسفانه هر چه پیشتر آمده ایم، میزان و حجم این سرکوبها بیشتر شده است. در سال ۸۸ حدودا ۱۰۰ نفر کشته شدند؛ در سال ۹۸ حدود ۱۵۰۰ نفر، در سال ۱۴۰۱ حدود ۵۵۰ نفر و در حال حاضر، سخن از در خون غلتیدنِ چندین هزار نفر است:
رواست گر من از این غصه خون بگریم، خون
سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار
مادامی که رویۀ حکومتِ مستظهر به استبداد دینی از این قرار است و از سه گانۀ «سرکوب»، «انکار» و «فرافکنی» استفاده می کند و ظلم عیان و عریانی در حق شهروندان بی پناه روا می دارد و بر آن مصرّ است؛ در بر روی همین پاشنه می چرخد، کهنه بر کهنه انبار می شود، گشایشی حاصل نمی گردد و هر از گاهی شاهد این فجایع هولناک در کشور عزیزمانه ستیم. تا وقتی «علت» در میانه هست و از بین نرفته، «معلول» هم هست، سر بر می آورد و جایی نمی رود.
حکومتی که در پی « جمع کردن» امور به زور سرنیزه است، نه « حلّ کردن» مشکلات و معضلات و دست ردّ به سینۀ مطالباتِ بحقّ اکئریت مردم می زند و با برساختن روایت های محرّف و مجعول آنها را نمی بیند و حقوق شهروندی آنها را به رسمیت نمی شناسد؛ قدمی رهگشا در راستای کاستنِ از انبوه مطالبات مردم رنجدیده و داغ دیده بر نمی دارد و چرخۀ معیوب و مخرّبِ سرکوب، انکار و فرافکنی تکرار می شود و تکرار می شود و تکرار می شود.

















