لاریجانی در اکس نوشت: موشک «حسبی الله» چاووشی چهها میکند زنده باد محسن چاووشی عزیز
نامه اخیر محسن چاوشی، که در آن خود را «در وسط» معرفی کرده و حتی حاضر است ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت دهد، نه تنها نشانهای از شجاعت یا میانهروی نیست، بلکه نوعی سازش خاموش با حاکمیت است.
همزمان، علی لاریجانی از این موضع استقبال کرده است؛ نشانه واضحی که قدرت از کسانی که در عمل سکوت یا سازش را بر انتقاد واقعی ترجیح میدهند، بهعنوان ابزار سیاسی بهره میبرد. چاوشی با تظاهر به بیطرفی، در واقع به تثبیت روایت رسمی حکومت کمک کرده و مشروعیت اعتراضات واقعی را تضعیف میکند، و لاریجانی هم از این فرصت برای تبلیغ این «وسطگرایی» بهرهبرداری میکند؛ ترکیبی که نشان میدهد در ایران امروز، هر «میانهروی» ظاهری میتواند عملاً به خدمت قدرت درآمده و مخالفان را بیاعتبار کند.
متنی که ساعاتی پیش محسن چاوشی منتشر کرد به شرح زیر است:
از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر میکنم و رصد میکنم تا نکتهای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم!
و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم»
«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر میکرد و از پشت تیر به سرش خورده بود
سط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرصهایش را به موقع نمیرساند...
و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلیها در آن جا میشوند
اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمیتواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند!
در این دو ماه قلبم سوخت برای کشتهشدگان...
اما دست خودم نبود!
من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم میسوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت...
در خانهی من نه صدا وسیما یکریز جمهوری اسلامی را تبیین میکند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند
در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثهای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است.
در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشتهاند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار میکردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینهی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب...
و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است.
به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم دهها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سالها و شبانه روز محتوا تولید میکردند که "سوییس کشور خوبی نیست" اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند...
آری همین رسانه کاری با کشور ِساموراییهای متعصب کرد که در خیابانها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بیآنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آوردهاند...
به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمیتوانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند!
دیدم نمیتوانم کنار سلبریتیهایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا میگویند و تهدید به قرآنسوزی میکنند و بدون اینکه خندهشان بگیرد، بشارت آزادی میدهند!
دیدم حتی نمیتوانم از اهالی جزیرهی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بیگناه وطنم کاری نداشته باشند!!
تا اینکه جنگ شروع شد و کمکها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمکها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و... رسیده بودند

واکنش کیوان حسینی به اولین پیام مجتبی خامنه ای















