
زودا که به گور خود نگونسار شوید
هر یک به تنِ آن دگر آوار شوید
با تیر قناصه دخترک را کشتید
باشد که به دادگاه احضار شوید
چون شرم نکردید ز قتل ِ زن و مرد
مرد و زنتان حقیر و آزار شوید
چون ساقهی نونهال با داس زدید
باشد که برین اساس رفتار شوید
چون کَفته شد از نیزهتان پیکر زن
با نیزهی تقدیر کنون خوار شوید
سیسَنبَر و آلاله چو پرپر کردید
پژمرده به پنجگانِ قهار شوید
∆∆∆
چون شاخه شکستید و سوسن کُشتید
باشد که به باغ خون بیدار شوید
باشد به اتاقی که پر از گُل باشد
عکس گُلِ خونبار، گرفتار شوید
هر روز نشینید و به هر سو نگرید
بر دیدن ِ عکس ِ خفته ناچار شوید
بر چهرهی سرْ-شکُفته چشم اندازید
شرمندهی مادر ِ دلآزار شوید
باشد که نشان ز نسلتان محو شود
نابوده شوید، عبرت ِ اعصار شوید
چون پیکر ِ نوجوان به تیغ آزردید
در پنجهی تاریخ گرفتار شوید
اینسان که شما پرده دریدید، بدان
رسوای زمین و هفت پرگار شوید
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دلآزار: دل آزرده
سرْ-شکُفته: سر شکافته
هفت پرگار: آسمان
قناصه در اینجا بدون تشدید تلفظ میشود

در این روزهای اهریمنی، رضا فرمند
















