فرمان خامنهای به کشتار جمعی هجده و نوزده دیماه، یک خطای محاسباتی، جنون سیاسی، با تصمیمات و اقدامات انتحاری بود
فرمان خامنهای به کشتار جمعی هجده و نوزده دیماه، یک خطای محاسباتی، جنون سیاسی، با تصمیمات و اقدامات انتحاری بود. که حاصل این کشتار جمعی، همدردی بینظیر ملی، در سراسر میهن و اتحاد یکپارچه همه آحاد و طبقات ملت ایران میباشد. که از شورش کور پنجاه و هفت تاکنون بیسابقه و حتی از نظر ابعاد جهانی نیز، بینظیر بوده است.
اکنون یک فاجعه ملی و درد مشترک از جنایات وحشتناکی که رخ داد، کلیت ملت ایران را تبدیل به یک خانواده بزرگ در بند همدرد نموده، که سوگوار از دست دادن دهها هزار از بهترین فرزندان خویش است. وسعت و شناعت فجایع، به حدی دلخراش بوده، که نوعی زلزله و از همگسیختگی و بیداری وجدان، در درون اعضا و خانوادههای راس هرم قدرت، به وجود آورده و هر روز که میگذرد. با افشای ابعاد فاجعه، این امر را بیشتر تشدید نموده و وسعت سراسری میبخشد.
خامنهای با این فرمان جنونآمیز خود، همه داشته و نداشته و قدرت و امکانات حیاتی رژیماش را، قربانی حفظ آنی و اینزمانی ساختار قدرت خویش نمود. که چنین فرایندی، دیگر نمیتواند دوام حیات داشته و کماکان ادامه یابد. وی همه پلهای پشت سر خود را خراب کرده است.
این تلاشی از درون در فقدان مشروعیت و به صفر رسیدن آن، سرانجام با یک خیزش انتقامی ملت به تنگآمده و سوگوار، این بساط را به مرگی زودرس دچار میکند. آیندگان در خصوص آنچه که رخ داد. چنین قضاوت خواهند نمود. که ملتی به جان آمده از ظلم و جور و فقر و فلاکت حاکمیت، با تنها وسیله اعتراضی موجود یعنی جان خویش، به تظاهرات خیابانی روی آوردند. که رهبر رژیم با یک فرمان جنونآمیز به نیروهای اهریمنی سپاه، یک حمام خون واقعی از بهترین فرزندان ملت در میهن راه انداخت.
اما بیرحمی مطلق و جنایات کمنظیر، آنچنان وحدت و یکپارچگی در میان همه اقشار ملت ایران به وجود آورد، که در اولین خیزش همگانی و سراسری، سرانجام این ملت شجاع و قهرمان، بر سرنوشت خویش حاکم گردید.
علیاکبر امیدمهر

















