فارن پالیسی در گزارشی درباره تحلیل اشتباه جمهوری اسلامی از شرایط خود نوشت: تهران وضعیت خود را به شکل خطرناکی اشتباه میفهمد. تهران فکر میکند که مذاکرات با ایالات متحده را تحت کنترل دارد. نتیجه میتواند فاجعهبار باشد.
اگر ایران تصور میکند میتواند روند مذاکرات را تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا به درازا بکشاند، سخت در اشتباه است
نشریه «فارنپالیسی» شامگاه چهارشنبه به نقل از یک دیپلمات گزارش داد اگر ایران تصور میکند میتواند روند مذاکرات را تا زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا به درازا بکشاند، سخت در اشتباه است. صبر واشنگتن در برابر طولانی شدن روند مذاکرات، بسیار زودتر از بازه زمانی دیپلماتیکی که ایران آن را واقعبینانه میداند، به سر خواهد آمد.
خلاصه گزارش فارنپالیسی (ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا)
اندکی پیش از آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، مقامات اروپایی و اعضای هیأت ایرانی از قریبالوقوع بودن توافق هستهای خبر میدادند. اما با شروع جنگ، همهچیز متوقف شد. در تهران این تحلیل غالب شد که «نظم پس از جنگ» به سود ایران تغییر خواهد کرد؛ اروپا با بحران انرژی فرو میپاشد و شکاف در غرب، قدرت چانهزنی جمهوری اسلامی را افزایش میدهد. عبارتی که میان مقامها میچرخید «زمستان در راه است» بود؛ برداشتی خوشبینانه که در نهایت به از دست رفتن فرصتی برای کاهش نسبی تحریمها انجامید.
اکنون همان الگوی خطای محاسباتی در مقطعی خطرناکتر تکرار میشود. دیپلماتهای درگیر در میانجیگری از «شکاف سرعت» میان تهران و واشنگتن سخن میگویند: در حالیکه تهران به کشدادن مذاکرات و خرید زمان امید بسته، دولت کنونی آمریکا بهدنبال دستاوردهای سریع و نمایشی است. تصور اینکه میتوان زمان را تا انتخابات یا تحولات داخلی آمریکا مدیریت کرد، ممکن است بار دیگر به سوءبرداشت از واقعیت منجر شود.
نمونه روشن این خطا در آستانه جنگ اسرائیل با ایران دیده شد. برآورد مقامهای ایرانی این بود که حملهای پیش از پایان مذاکرات رخ نخواهد داد و اگر هم حملهای باشد، محدود به تأسیسات هستهای خواهد بود. اما حملات هماهنگ و عملیات پهپادی، بخشی از فرماندهی ارشد نظامی را هدف گرفت و در ادامه، آمریکا نیز مستقیماً وارد درگیری شد. حتی اورانیوم ۶۰ درصدی پیشاپیش جابهجا نشده بود؛ زیرا تهران ورود واشنگتن به جنگ را محتمل نمیدانست. پایان جنگ با کاهش جدی ظرفیت هستهای و تضعیف اهرمهای منطقهای ایران همراه شد.
با این حال، حاکمیت همچنان با الگوی ذهنی توافق ۲۰۱۵ پیش میرود؛ توافقی که محصول همزمانی نادر اراده سیاسی در واشنگتن، انعطاف تاکتیکی در تهران و شرایط بینالمللی مساعد بود. امروز نه آن شرایط تکرارشدنی است و نه مطالبات آمریکا محدود به پرونده هستهای مانده است. برنامه موشکی و نقش منطقهای نیز روی میز قرار دارد؛ موضوعاتی که ستون دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی محسوب میشوند. در عین حال، محیط ژئوپلیتیک پیرامون ایران نیز تغییر کرده و متحدان منطقهای تضعیف یا بازتنظیم شدهاند.
در داخل کشور نیز جامعه با رویکردهای متضاد به سایه جنگ مینگرد: بخشی ایدئولوژیک که هر بحران را در چارچوب «مواجهه مقدس» میبیند، بخشی که ثبات را حتی به بهای استمرار اقتدارگرایی--ترجیح میدهد، و نسل جوانتری که برخی از آنان جنگ را گسستی بالقوه برای پایاندادن به بنبست کنونی تصور میکنند. در چنین فضایی، اتکای بیش از حد تهران به این فرض که در نهایت «میز مذاکره» بحران را حل خواهد کرد، شاید بزرگترین آسیبپذیری آن باشد. خطر نه در تمایل به جنگ، بلکه در این پیشفرض مشترک است که طرف مقابل زودتر عقب خواهد نشست؛ و تاریخ نشان داده است که جنگها اغلب از دل همین اطمینانهای اشتباه آغاز میشوند.

من، نظام و اسلحه؛ روایت یک تحریف غیراخلاقی تلخ

سقوط جنگنده اف ۴ ارتش در همدان















