Friday, Feb 20, 2026

صفحه نخست » به این میگن پهلوونه وسطِ گود! مسعود نقره کار

noghrekar.jpg

افتادگی اموز گر طالب فیضی

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.

رسول خادم، کشتی گیر وکنشگرسیاسی، کارنامۀ درخشان و غرورانگیزی از آزادمنشی و عدالت جویی، افتخارات ورزشی، کنشگری اجتماعی و سیاسی است. ورزشکار تحصیلکرده و جسوری که در تاریخ ورزش میهنمان در زمرۀ " یگانه" ها است.(1)

به تازه گی پهلوان رسول خادم میاندار گودی بوده است که در آن ستمگران و ظالمان به مردم میهنمان را نفرین می کنند و باستانی کارانی همراه با آوای مُرشد خوش صدا که شعر ماندگار" از خون جوانان وطن لاله دمیدۀ" عارف قزوینی را می خواند، همراه با پهلوانان و تماشاچیان " آئینه فرهنگ پهلوانی" و شرافت و کرامت انسانی به نمایش می گذارند. (2)

rasoul.jpg

این چند سطر در بارۀ ورزش باستانی را به احترام و قدردانی از رسول خادم می نویسم:

" ورزش باستانی اصطلاحی ست که به نوشته غلامرضا انصاف پور در کتاب تاریخ و فرهنگ زورخانه: "عمر آن به پیش از کودتای سوم حوت 1299 نمی‌رسد. این اصطلاح در برابر ورزش مدرن، حدود سال 1313 همزمان با تاسیس اولین انجمن‌‌‌‌تربیت بدنی برای ورزش‌های زورخانه‌ای وضع شد. وجه تسمیه این نامگذاری را شباهت ابزارهای این ورزش با آلات و ادوات جنگی روزگار باستان دانسته‌اند". (3) علیرغم طرح چنین تاریخچه‌ای برای ورزش باستانی، برخی از صاحب نظران محل و جایگاه این ورزش، یعنی زورخانه را یکی از سنتی‌‌‌‌ترین و قدیمی‌ترین بنیادهای اجتماعی و ورزشی در ایران می‌دانند. در رابطه با چرائی و چگونگی پدید آمدن زورخانه و ورزش باستانی، نظرات گونه گونی مطرح شده است.

زورخانه از مراکزی است که در مواقع نیاز سلاطین و روحانیون برای پیشبرد مقاصدشان از آن استفاده کرده‌اند. با توجه به اسطوره‌های ایرانی، زورخانه می‌تواند دست کم در این سرزمین تاریخی کهن‌ داشته باشد. مردم ایران از ابتدای تاریخ خود به پهلوانی و کشتی‌گیری و آمادگی جسمانی نیاز مبرم داشته‌اند تا "به دستور زرتشت پیغمبر باستانی‌‌‌‌‌‌شان خود را برای یاری اهورا مزدا در چالش با اهریمن نیرومند سازند." در اوستا، نامۀ مینوی آئین زرتشت از پهلوانی گفته شده و در شاهنامه فردوسی نیز بخش ویژه‌ای به پهلوانی اختصاص یافته است. فرضیه‌‌هائی نیز در رابطه با این ورزش طرح است: فرضیه مقاومت ملی زورخانه را "مرکز‌‌‌‌تربیت پنهانی مبارزان نهضت رهایی ایران پس از حمله اعراب" دانسته و فرضیه میراث مهری و مهر پرستی "ساختمان زورخانه وآداب و رسوم آن را شبیه به آداب و رسوم مهری" می‌پندارد.

"زورخانه پس از هجوم اسلام در زنده ‌کردن جنبش ملی ایران و ستیز با بیگانگان و نیز رستاخیز زبان پارسی و فرهنگ و آئین افتادگی و برادری نقش داسته است." بیش از ۱۲۰۰ سال پیش، که صلح نسبی بر ایران حاکم بود، جنگجویان ایرانی ابزار نبرد، از جمله گرز وکمان و سپر را جهت آماده سازی بدن برای آینده، تبدیل به ابزار ورزشی نموده به ورزش با آنان پرداختند."

روایتی دیگر عمر قدیمی‌ترین زورخانه تهران را سال 1300 شمسی دانسته است . مکان‌‌هائی شبیه زورخانه وجود داشت که در آن حرکات ورزشی با وسائل مختلف انجام می‌دادند. "قدمت برخی از این مکان‌ها را به قرن هفتم خورشیدی بر می‌گردانند، بااسامیِ عبادت خانه، لنگرگاه، بیت، حزب، پاتوق و ورزش خانه. اما دورترین تصاویری که از چنین محل‌‌هائی در دست است به حدود سیصد سال قبل بر می‌گردد و طراح آن کارستن نیبور جهانگرد دانمارکی بوده است" (4). زورخانهرا "آمیزه‌ای از باورهای شیعی ایرانی و تاثیرگذاری شدید اسلام در ساختمان فکری و سازمانی آن با رنگی از آداب فتوت" دانسته‌اند که از قرن هفتم به این سو پا گرفته است. فکر مذکر شیعی در زورخانه و این که زن و غیر مسلمان درآن جائی ندارند، این مدعا را تائید می‌کنند. گود شش ضلع به نشانه‌‌‌ی شش گوشه قبرامام سوم، و هشت ضلع نشانه‌‌‌ی امام هشتم با خود دارد. در زورخانه ازعلی، امام اول شیعیان با عناوین حیدرکّرار، فاتح خیبر، مولای متقیان، صاحب ذوالفقار و شهسوار زورخانه، چنان نام برده می‌شود که به قولی خدا بر او رشک می‌برد!! این‌‌ها همه نمونه‌هائی هستند که نزدیکی زورخانه را به شیعی‌گری ثابت می‌کنند. زورخانه مرکزی مردانه با فرهنگ و ادبیات و زبان شیعی ـ آخوندی ست و برخی آن را مسجد دوم شیعیان می‌دانند.

ورزش باستانی با آئین‌‌ها و اخلاق پهلوانی و جوانمردی و عیاری و لوطی‌گری و جاهلی و لات منشی گره خورده است. خصائلی برای باستانی کاران برشمرده‌اند که فروتنی و از خود گذشتگی، مروت، مردانگی، سفره‌ داری، پاکیزگی، کمک به فقرا و تنگدستان و عفت کلام برخی از آن‌ها هستند. این ویژگی‌های نیکو در قالب شعرها و داستان‌هایی به صورت آهنگین و به همراهی ضرب زورخانه برای برانگیختن ورزشکاران در هنگام ورزش از سوی مرشد خوانده می‌شود و ورزش‌کاران با شنا رفتن و نرمش، میل گرفتن، پازدن، سنگ گرفتن، چرخ زدن و شیرین کاری مرشد را همراهی می‌کنند. در ورزش باستانی رتبه و سلسله مراتبی وجود دارد که به سن ورزشکار و سال‌‌هائی که ورزش کرده ارتباط دارد. ورزشکاران، مقام‌‌هائی از پیشکسوت و میان‌دار و پهلوان و ساخته و نوخاسته گرفته تا نوچه دارند.

در میان باستانی کاران، شعبان جعفری بسیاری از رسم و رسوم‌های سنتی زورخانه را شکست، دعوت از میهمانان زن برای حضور در باشگاه یک نمونه بود که مخالفانش و آخوندها نمی‌پسندیدند، چرا که از نگاه آنان شعبان جعفری "ورزش محجوب و مـتین باستانی را به یک رشته مفاسد و بدعت‌ها آلوده کرد. اولین بار که توی ورزش باستانی٬ زن رفت٬ شعبان جعفری برداشت به باشگاهش برد". حسین شاه حسینی در"ازعیاری تا لمپنیسم" می‌ گوید: "باشگاه جعفری همیشه پر از مهمانان خارجی و به قول خود او مرکز توریستی بود و این کار درآمد خوبی برای او داشت. گاه زنگ می‌زدند که می‌خواهیم دختر شایسته جهان را به باشگاه بیاوریم و شعبان هم زمینه را برای این کار فراهم می‌کرد. تصاویر گوناگونی از حضور زن‌های هنرپیشه یا رقاص خارجی در کتاب خاطرات شـعبان آمـده است. او همچنین به دعوت خودش از سپهبد زاهدی و بختیار و مهوش پس از 28 مرداد تصریح دارد. شعبان در خاطرات خود به ضدیت روحانیون با خودش به علت راه دادن زن‌‌ها و هنرپیشه‌‌ها و خوانندگانی مثل گوگوش به باشگاه خود اعتراف دارد."

زورخانه ها حکایت ها در سینه دارند، حکایتِ پهلوان اکبر خراسانی که از" پهلوانی و جوانمردی" فاصله گرفته بود، تا پهلوان جوانمردی به نام پوریای ولی (پهلوان محمود خوارزمی) که صوفی وشاعر مسلک بود و سیدعلی حق شناس کمیاب (پهلوان سیدعلی) که شاگردی همچون غلامرضا تختی داشت.

کشتی را قدیمی‌ترین ورزش دانسته‌اند. در ایران متون بسیاری در رابطه با این ورزش، چه در تاریخ مدون و چه در اسطورها وجود دارد، که "هدایت المتعلمین فی الطب"، (5) شاهنامه، گلستان سعدی و فتوت نامه سلطانی نمونه‌اند. فرهنگ‌های لغات بسیاری نیز از کشتی تعریف داده‌اند و در باب انواع و ویژگی‌ها و فنون آن نوشته‌اند. تجربه و شواهد نشان داده است که "جوانمردی و عیاری" با ورزش کشتی گره خورده است.

****

منابع:

1- رسول خادم - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

میل زدن رسول خادم با تصنیف «از خون جوانان وطن لالاه دمیده»2-

3- غلامرضا انصافپور، تاریخ و فرهنگ زورخانه و گروه‌های اجتماعی زورخانه رو، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر، تهران ، سال 1353/ و حسین پرتو بیضائی، تاریخ ورزش باستانی ایران( زورخانه)، تهران 1337

4- سفرنامه کارستن نیبور، ‌‌‌‌ترجمه پرویز رجبی، جلد دوم، انتشارات ایرانشناسی.

5- صدرالدین الهی، نگاهی دیگربه سنتی کهن، مجله ایران شناسی، سال ششم، شماره 4. زمستان 1374/ هما سرشار، شعبان جعفری، پیوست واژه نامۀ زورخانه و ورزش باستانی ، صص 442-425



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy