یدالله کریمی پور
ترامپ با عبور از «صبر استراتژیک»، به تکنیک «لبه پرتگاه» رسیده است. هشدار ۱۰ روزه او در نشست «هیئت صلح» غزه، حامل این پیام است که واشینگتن قصد دارد با مشارکت مالی-نظامی اعراب، پرونده غزه را به پایان رساند؛ رویکردی که در آن برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران، تنها مانع «صلح جهانی» معرفی میشود.
ترامپ با کلیدواژه «اتفاقات بد»، ابهام استراتژیک تهران را با تهدید استراتژیک پاسخ داد. توصیف مذاکرات به عنوان مسیری «خوب ولی ناکافی»، در واقع بازگذاشتن خروجی آبرومندانهای برای عقبنشینی احتمالی تهران است. همزمان، توافق ترامپ و نتانیاهو بر سر «نقطه پایان»، نقش پلیس بد به اسرائیل سپرده شده است.
لب کلام
تهران بر خلاف استراتژی "نه جنگ، نه مذاکره" رهبر، عملا به هر دو پهنه کشانده شده است.
این در حالی است که فرصت برای پیشدستی یا احیای بازدارندگی سنتی به حداقل رسیده است. اگرچه حرکت به سمت «توافق بزرگ»، هدف استراتژیک نهایی به نظر میرسد؛ و تهران در فرصت ۹ روزه باقیمانده ، ممکن است کوتاه بیاید؛ ولی در سطح ژئوتاکتیک، گزینههای پرخطر و ناپایداری همچون بالا بردن هزینه نبرد طرف مقابل، فرسایشی کردن درگیری و یا تغییر پارادایم در دکترین هستهای و سیاست خارجی (پیش یا پس از برخورد) شاید باز هم در دسترس باشند.
بدیندلیل که هجوم اولیه ترامپ حمله کوچک و محدود خواهد بود. ممکناست در فاصله موج نخست و دوم، تهران به قبول توافق کلان با همه هزینه هایش متمایل شود.

















