پرونده زندگی علی خامنه ای در ۸۶ سالگی و پس از۳۶ سال رهبری مستبدانه بر ایران بسته شد. هر چند مانند مستبدان دیگر تاریخ این سرزمین استبداد رای وی در گذر زمان بیشتر شد .با جمع کردن عده ای چاپلوس که جز کرنش و تعظیم در برابر توهمات وی کاری نکردند در پوستین رهبری جهان اسلام چنان فر ورفت که وعده های خیالی نابودی اسرائیل و امریکا می داد و با تبختر زمان هم تعین می کرد.
با این همه ، علی خامنه ای زمانی که رهبری جمهوری اسلامی رو بر عهده گرفت هرگز آن هیولایی که پس از کشتار دی ماه به قتل عام هزاران ایرانی در خیابان افتخار و از آن دفاع کرد نبود. هاشمی رفسنجانی که نقش کلیدی در گذاردن وی در چنین جایگاهی داشت و خود قربانی رهبری شیطانی وی شد هر گز گمان نداشت او چنان فربه شود که نه تنها راه بر حوزه ، دانشگاه ، فرهنگ و هنر ببندد و همه را در خدمت دستگاه رهبری خویش بخواهد بلکه کمر به حبس، حصر و حذف همه مخالفان در هر جایگاه و لباسی ببندد.
شاید عده ای تصور کنند جمهوری اسلامی با رهبری آیت ا.. منتظری ، بهشتی ، مطهری ، خاتمی یا روحانی میتوانست شکل متفاوتی با تصویری که امروز در ذهن ما از جمهوری اسلامی نقش بسته است داشته باشد اما این تصور بسیار خامی است .مشکل بنیادی در «تمرکز قدرت» و ساختار« پوسیده و متعفن ولایت فقیه» است که اگر دوام یابد از حسن روحانی ، محمد خاتمی ، حسن خمینی یا هر چهره دیگری که بخواهد این ردا بر دوش بیندازد، هیولایی چون علی خامنه ای خواهد ساخت.
امروز در ایران نسل جدیدی در عرصه حیات سیاسی است که نه تنها هیچ نسبتی با امت گرایی و ایدئولوژی جمهوری اسلامی و روحانیت ندارد بلکه به شدت مخالف آن است.اگر هنوز کسانی در بدنه جمهوری اسلامی هستند که دلی در گرو ایران دارند باید کمک کنند که شرایط گذار از نظام کنونی با کمترین هزینه انسانی فراهم شود و مخالفان نیز متعهد باشند دریک سازو کار منصفانه وبا حاکمیت عدالت انتقالی در روند گذاربا مقامات جمهوری اسلامی که از حملات امریکا جان به در می برند رفتار کنند. پیگیری هر طرحی جز این از سوی مقامات رژیم مستقر از جمله تعین رهبری دیگری برای جمهوری اسلامی وضعیت آینده ایران را بغرنج تر و پیچیده تر خواهد کرد.
اکثریت مردم ایران از مرگ علی خامنه ای به حق شاد و مسرورند اما مخالفانی میکوشند با طرح این مساله که مردم ایران عاملیتی در حذف علی خامنه ای و دیگر چهره های تا کنون حذف شده از نظام نداشته اند این شادی را کم رنگ و کم اثر کنند. ظاهر ماجرا هم البته فقدان عاملیت مردم را نشان می دهد چون تبدیل کردن بیت رهبری به تلی از خاکستر بر سر ساکنانش کار اسرائیل و امریکاست اما هیچ کس نمیتواند انکار کند که اگر علی خامنه ای دست به چنین قتل عامی نمی زد آنان هرگز جرات چنین کاری نداشتند حتی با اینکه پس از هفت اکتبر اراده سیاسی برای تغیر چهره خاورمیانه شکل گرفته بود.موافق میر حسین موسوی باشیم یا مخالف در صحت این سخنش تردید نیست که خامنه ای خائن با قتل عام مردم ایران فرش قرمز برای بیگانگان پهن کرد صرفا برای آنکه مردم اراده کرده بودند اورا از قدرت به زیر بکشند. اگر امریکا و اسرائیل این اراده را ندیده بودند هرگز دست به ماشه نمی بردند،پس عاملیت اصلی با مردم ایران است هر چند برای کمک به مردم ما حق و حساب خواهند خواست و امید است با شکل گیری همبستگی ملی منصفانه پرداخت شود.

گام بعدی؛ شفافیت در شعار و عمل! علی فیاض
















