Thursday, Mar 5, 2026

صفحه نخست » هشدار، مردم را دستِ خالی به خیابان نفرستید، علی لاهیجی

lahiji.jpgروزهای حساسی را پشت سر می‌گذاریم. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حاکمان تهران آغاز شده است. بر اساس توصیه‌های آقای ترامپ، آقای نتانیاهو و همچنین شاهزاده رضا پهلوی، فعلاً به مردم گفته شده است که خانه‌های خود را ترک نکنند و منتظر پیام‌های بعدی بمانند. تا اینجای کار، به نظر می‌رسد این تصمیم از منظر احتیاط و عقلانیت قابل دفاع باشد؛ چرا که خیابان‌ها امن نیست.

اما پرسش اساسی این است: آیا پس از پایان بمباران مراکز امنیتی و سرکوب رژیم، خیابان‌ها امن خواهند شد؟ آیا همه عوامل سرکوب از میان خواهند رفت؟ آیا ماشین سرکوب سلاح خود را بر زمین خواهد گذاشت؟ پاسخ واقع‌بینانه به هر سه پرسش منفی است.

پس چه باید کرد؟

آیا باید همچون ۴۵ سال گذشته با مشت‌های گره‌کرده به خیابان رفت؟

آیا باید به امید حمایت هوایی آمریکا و اسرائیل وارد میدان شد؟

آیا باید دست خالی به خیابان رفت، با این امید که نیروهای سرکوب با گل و شیرینی از معترضان استقبال کنند؟

یا آن‌که معترضان برای حفظ امنیت خود نیازمند تجهیزات دفاعی و سلاح هستند؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به تجربه‌های گذشته رجوع کنیم.

توضیح: مثال‌هایی که در ادامه می‌آید، به معنای تأیید یا رد مشی هیچ گروه سیاسی نیست؛ بلکه صرفاً برای بررسی تجربه‌های تاریخی مطرح می‌شود.

تجربه انقلاب ۱۳۵۷

در آغاز انقلاب ۱۳۵۷، مردم مسلح نبودند و تنها برخی گروه‌های سیاسی که مبارزه مسلحانه می‌کردند، تعداد محدودی سلاح در اختیار داشتند؛ آن هم به میزانی که حتی برای تسخیر یک پاسگاه کافی نبود. بنابراین اعتراضات به‌راحتی می توانست سرکوب شود.

در 15 و ۱۶ شهریور ۱۳۵۷ جمعیت صدها هزار نفری به خیابان آمدند و اعتراضات ادامه داشت تا آن‌که در ۱۷ شهریور با تظاهرکنندگان برخورد شد و بزرگ ترین و خونین ترین واقعه در میدان ژاله رخ داد که بنا بر آمار رسمی ۸۸ نفر کشته شدند.

اعتراضات در شهرهای مختلف با وسعت کمتر ادامه داشت و غالباً توسط نیروهای شهربانی سرکوب می‌شد. اما از ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ شرایط تغییر کرد؛ شمار بیشتری از مردم مسلح شدند و این روند افزایش یافت تا آن‌که در ۲۱ بهمن، مردم مسلح در برابر نیروهای حکومت وقت ایستادند. ارتش اعلام بی‌طرفی کرد و پس از درگیری‌های مسلحانه، حکومت سقوط کرد.

در بسیاری از کشورها، اعتراضات ابتدا مسالمت‌آمیز آغاز می‌شود، اما تغییرات بنیادین بدون تغییر در موازنه قدرت رخ نمی‌دهد.

در یکی از مصاحبه‌های رسانه‌های خارجی با آقای خمینی، از ایشان پرسیده شد که یاران شما سلاح‌ها را از کجا تهیه کرده بودند. ابتدا پاسخ ایشان این بود که : اطلاعی ندارم. سپس گفتند: شاید از فلسطین آورده شده است. فارغ از درستی یا نادرستی این روایت، نکته مورد نظر این است که آیا بدون تغییر در توازن قوا، پیروزی امکان‌پذیر است؟.

نمونه‌هایی از سقوط حکومت‌ها از جمله صدام حسین در عراق ، طالبان در افغانستان (در سال ۲۰۰۱) ، سوریه و... نیز معمولاً در تحلیل‌ها مورد اشاره قرار می‌گیرند و همه آنها با حمایت نیروهای خارجی و مسلح شدن مردم روی داده است؛ هرچند هر یک شرایط تاریخی و سیاسی خاص خود را داشته‌اند.

در مورد حکومت فعلی ایران هم باید درنظر گرفت که رژیم ساختاری متفاوت از برخی حکومت‌های پیشین منطقه و یا حتی حکومت پهلوی دارد. سپاه پاسداران را نمی‌توان با ارتش شاهنشاهی مقایسه کرد که اعلام بی‌طرفی کرد. همچنین ساختار قدرت در ایران با نظام‌هایی چون حکومت حسنی مبارک در مصر تفاوت دار که با یک اشاره هیلاری کلینتون کنار برود.

مقایسه اعتراضات قبل و بعد از سال 1396

اعتراضات سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ تلفات محدودتری داشتند و یکی از دلایل آن، ماهیت و ترکیب نیروهای معترض بود. در این سالهای شعارهای معترضین ساختارشکنانه نبود و رهبران میدانی اعتراضات از نیروهای اصلاح طلب بودند که زمانی از مسئولین نظام بودند. اما اعتراضات پس از ۱۳۹۶، به‌ویژه آبان ۱۳۹۸ و رخدادهای بعدی، شاختارشکنانه و مسالمت آمیز بود و با خشونت گسترده‌تری مواجه شد.

مطمئنا اعتراضات مسالمت‌آمیز در سال‌های گذشته در آگاهی‌بخشی و تغییر نگرش بخشی از جامعه مؤثر بوده است؛ اما پس از رخدادهای اخیر، شرایط به‌طور محسوسی تغییر کرده است. اکنون این نگرانی مطرح است که فراخوان به حضور خیابانی، بدون پیش‌بینی سازوکارهای امنیتی و حمایتی، می‌تواند به تلفات گسترده منجر شود.

در چنین شرایطی، پرسش اصلی همچنان باقی است: اگر حکومت عقب‌نشینی نکند و مردم نیز ابزار دفاعی نداشته باشند، راهکار چیست؟ حمایت خارجی تا چه اندازه می‌تواند موازنه را تغییر دهد؟

برآوردها نشان می دهد که رژِیم از میلیون‌ها هوادار و صدها هزار نیروی بالقوه مسلح حمایت می شود؛ آن پنج تا هفت درصد از جمعیت کشور که همواره امتیازات خاص حکومتی بهره می بردند، سهمیه های خاص داشتند هنوز در کنار رژِیم هستند. بعلاوه نیروهای نیابتی افغان و عراقی و لبنانی را هم باید بدان اضافه کنیم. رژیم هنوز هم نیرویهای سرکوب قابل توجهی دارد و این بر پیچیدگی وضعیت می‌افزاید.

جمع‌بندی

در چنین شرایطی، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا برای فراخوان‌های احتمالی آینده که بزودی اعلام خواهد شد، آیا تدابیر لازم برای حفظ جان مردم اندیشیده شده است؟ آیا راهکارهای مشخصی برای کاهش هزینه‌های انسانی وجود دارد؟

به نظر می‌رسد دیگر نمی‌توان بدون در نظر گرفتن شرایط، مردم را دستِ خالی به خیابان فراخواند. فضای اعتراضات خیابانی دگرگون شده و معادلات پیشین دیگر برقرار نیست. امروز حتی فریاد مرگ بر دیکتاتور از پنجره خانه های مردم هم امن نیست. شرایط به‌کلی تغییر کرده است.

مردم برای حضور در خیابان و تسخیر اماکن دولتی به تجهیزاتی نیاز دارند تا از خود دفاع کنند یا نیروی مقابل را به عقب نشینی وادار کنند. هشدار من از آن جهت نیست که مردم به خیابان نیایند یا زمان حضور مردم در خیابان برای ضربه نهایی هنوز فرا نرسیده است، نه برعکس ، اعتقاد دارم اکنون زمان ضربه نهایی و اقدام عملی برای سقوط رژیم است اما باید تدابیر لازم برای حمایت از مردم و حفظ جان آنان را درنظر داشته باشیم.

علی لاهیجی / تحلیلگر سیاسی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy