حداقل امروز راه دیگری نیست
روی سخنم با کسانیست که امروز لباس وطنپرستی بر تن کرده و پرچم دفاع از کشور، تمامیت ارضی و مقاومت در برابر این حملات را شعار خود ساختهاند و باورشان شده که بیشتر از هر کسی دلشان برای وطنی که چنین زیر بمباران قرار گرفته میسوزد.
کسانی که در اوج ورشکستگی رژیمی که این جنگ سقوط او را تسریع میکند و امکان ظاهر شدن و مجدداً به خیابان آمدن میلیونها ایرانیِ به جان آمده را فراهم میسازد، خواهان پایان این جنگ خانمانسوز هستند.
کسانی که فرصت به دست آوردهاند تا شاهزاده رضا پهلوی و کسانی را که معتقد به مبارزه در جبهه ایشان با جمهوری اسلامی هستند زیر سؤال برده و با عناوین وطنفروش و دوستدار گرفتن قدرت توسط ترامپ مورد خطاب قرار میدهند و آنها را افرادی بیرگ معرفی میکنند که از حمله ترامپ خوشحالند و آرزوی آمدن او را داشتند. حال که آمده و جنگی چنین بزرگ در جریان است، باید بیایند و جواب دهند.
ابنالوقتهایی که ناگهان وطنپرست شدند
تعدادی ابنالوقت هم که هرگز نقش آنها را در مبارزه جدی با جمهوری اسلامی و سرنگونی این رژیم نمیدیدی؛ کسانی که بند نافشان به اصلاحطلبان جمهوری اسلامی بسته بود و بسته هست. افرادی که تا دیروز همصدا با زیدآبادی تکرار میکردند که اگر از نیروهای نیابتی که مانند حلقه دفاعی دورتر از مرزهای ایران توسط جمهوری اسلامی کشیده شده دفاع نکنیم، فردا باید پذیرای جنگ با دشمن در داخل مرزهای ایران باشیم.
بیآنکه توضیح دهند چرا باید چنین جنگی صورت گیرد. ما چه دشمنی با آمریکا و اسرائیل داریم که مجبوریم میلیاردها دلار صرف نیروهای نیابتی کنیم که تنور جنگ با اسرائیل را هزاران کیلومتر دورتر از جمهوری اسلامی شعلهور نگاه دارند؛ نیروهایی که بنمایه فکریشان همان بنمایه دشمن، دشمن دیدن خامنهای بوده و هست که همه را دشمن میدید و با چنین فکر مالیخولیایی، سیاست ایرانویرانکن ساخت بمب اتم را در دستور قرار داد.
پرسشی که هرگز مطرح نشد
کسانی که امروز وطن وطن میکنند، باید از همان آغاز ماجراجویی حکومت برای دست یافتن به سلاح اتمی در مقابلش میایستادند و نتیجه امروز را پیشبینی میکردند؛ کاری که هرگز انجام ندادند.
زمانی که خامنهای احسنت و درود برای تروریستهای حماس در هفتم اکتبر میفرستاد و علناً از قتلعام مردم اسرائیل حمایت میکرد، این آقایان وطندوست باید سینه جلو میدادند و عاقبت چنین کاری را گوشزد میکردند.
در حالی که چنین نکردند و آن را جوابی قاطع و شجاعانه در برابر جنایات اسرائیل ارزیابی کردند؛ تا زمانی که غزه پیش آمد و باز پرچمدار اعتراض به عملکرد اسرائیل شدند.
آغازگر این جنگ چه کسی بود؟
این کسانی که امروز چنین رخت وطنپرستی بر تن کردهاند، هرگز یک لحظه به این اندیشه نکردند که چنین همخوانی با سیاستهای ضدآمریکایی رژیم یعنی کوبیدن بر طبل جنگی که دیر یا زود دامن این سرزمین را خواهد گرفت.
این آقایان انقلابی وطنپرست دوآتشه باید بهطور روشن جواب دهند که آغازکننده این جنگ چه کسی بود؟ کدام حکومت بود که میلیاردها دلار هزینه موشکپراکنی حزبالله به اسرائیل میکرد و راحت، مانند احمقی که خود را فریب میدهد، با قاطعیت اعلام میکرد جنگ نخواهد شد.
وطنپرستی یعنی دقت و دیدن تمامی این عناصر خطرناک و هشدار دادن به مردم بیچاره و نسل جوان تباهشده ایران که ما جنگ نمیخواهیم؛ ما با اسرائیل و آمریکا جنگی نداریم.
اما چنین نکردید و هرگز به ساعت ابداعی جمهوری اسلامی نصبشده در میدانگاهی از شهر که نشان میداد چند ساعت و چند روز به محو کردن اسرائیل از صحنه جهان باقی مانده، واکنشی نشان ندادید. نفهمیدید، حتی سؤال نکردید که این زمان بر چه اساسی تنظیم شده است.
محتمل زمانی که جمهوری اسلامی به بمب اتم دست مییافت.
جنگی که جمهوری اسلامی به راه انداخت
برای این حکومت، مسئله نابودی اسرائیل بسیار مهمتر از نابودی یک کشور بوده و هست. ندیدید بمب ساعتشماری که اسرائیل در زیر همین ساعت نهاده بود.
سرزمین کوچکی که ناگزیر است در مقابل دشمنانی چنین بیکله و بیتعهد در برابر ملت خود، هوشیارانه و با قدرت به هر طریق ممکن مبارزه کند.
ترامپ و نتانیاهو را نه شاهزاده رضا پهلوی، بلکه آن جانیان آدمکشی به جنگ کشاندند که در دو شب دهها هزار جوان و نوجوان ایرانی را سبعانه کشتند و در بیمارستانها بر مجروحین تیر خلاص زدند. اسرائیل و آمریکا این وحشیگری را دیدند.
رژیمی که با مردم خود این کند، با مردم اسرائیل و آمریکا چه خواهد کرد؟
نفرتی که در جامعه انباشته شد
کسانی که امروز رخت وطنپرستی و دفاع از سرزمین مادری به تن کردهاید و بر مردم به جان آمده از حکومت اسلامی خرده میگیرید که چرا بر آمدن لشکر بیگانه چنین شادی میکنند؛ من، شما و تمامی کسانی که در خارج نظارهگر این جنگیم، نمیخواهیم بپذیریم که یک ملت چگونه به جان میآید.
نمیتوانیم تصور کنیم که یک جوان ایرانی که چهل روز قبل دوستانش توسط همین سپاه و همین ارتش به وحشیانهترین صورت قتلعام گردیدند و مجروحان در بیمارستانها تیر خلاص خوردند، نگاهش چه میزان با بر ساحل امن نشستگان متفاوت است.
نفرتی که این رژیم طی چهلواندی سال در درون این مردم به وجود آورد، به اندازهای است که سرباز اسرائیلی و آمریکایی را دشمن نمیبیند. برای او دشمن آن قدارهبدستانی است که با لگد و چاقو بر پیکر دختر جوانی که بر زمین افتاده و کمک میطلبید میزدند و کشانکشان به درون ماشینی میبردند که گلوله بر پیشانیش بنشانند.
کدام دشمن خارجی، حتی اگر مسلط شود، با مردم این سرزمین آن میکند که خامنهای و جانیان آتشبهاختیار او با مردم کردند؟ هنوز باور ندارید که دشمنی خونریزتر و ویرانگرتر از خود جمهوری اسلامی نیست.
تنها دو جبهه باقی مانده است
این جنگ، جنگ آمریکا با ملت ایران نیست؛ جنگ با حکومت اسلامی است که مردم کوچکترین تعلق خاطری به آن ندارند.
فکر این روز را زمانی باید میکردید که تروریستهای رژیم در کار بمبگذاری در اماکن متعلق به یهودیان بودند. دیگر دیر شده؛ دو جبهه بیشتر وجود ندارد.
یا با علم کردن وطنپرستی و توقف جنگ در کنار حکومت میایستی و خواسته و ناخواسته از تداوم حکومتی حمایت میکنی که اگر پایدار بماند، این بار خون مردم را در شیشه خواهد کرد و اجازه نطق کشیدن به مردمی که با او دشمنند نخواهد داد.
یا این که مانند میلیونها مردمی که تمامی درد و رنج این روزهای وحشت را تحمل میکنند، به امید روزی که بتوانند دوباره به میدان درآیند و تکلیف خود با این جنایتکاران فاسد مسلط بر کشور را یکسره کنند، به حمایت از این مردم برخواهی خاست.
هرچند که به نظر چنین نمیرسد.
این پیروزی، روز عزای شما وطنپرستان ظاهریِ دل در گرو جمهوری اسلامی بسته نیز خواهد بود؛ چرا که دشمنی شما با شاهزاده رضا پهلوی بیشتر از دشمنی با حداقل بخشی از حکومتگران بهاصطلاح اصلاحطلب جمهوری اسلامی است.
به هر حال، راه دیگری نیست.
ابوالفضل محققی
















