1
لعن و نفرین به بی تمیزی تان
تُرشی و تلخ و تُند و تیزی تان
بی وطن بوده اید و بر وطن است
همچو تِمساح، اشک ریزی تان
عینِ بیماری است و بی شرمی ست
عادتِ پهلوی ستیزی تان
2
علتِ پهلوی ستیزی تان
جُز بقایای کینه توزی نیست
زینهمه کینه بهرِ فرداتان
حاصلی غیر تیره روزی نیست
قال و غوغا شرف نمی بخشد
کسبِ قدرت به گُنده گوزی نیست!
3
قهرمانانِ ورشکستۀ دهر
ای که چونان عقاب تیز آهنگ
به هوا خاستید از سر سنگ
ادعا تان بزرگ بود و نبود
هیچ در کارنامه تان ، جز ننگ
خُود تان بر سر و زِرِه بر تن
دُن کیشوت وار رفته اید به جنگ
درسیاست کلامتان بی مغز
در هدف راهبُردتان نیرنگ
چشمِ رَه یابِ آرزو تان کور
دستتان ناتوان و پاتان لنگ
سینه چاکانِ روس و چین، امّا
چون مَگس ریزه چینِ خوان فرنگ
ضدّ ِ امپریالیسم ، در پیکار
مست هُرمِ شراب و نشئهٔ بنگ
بختِ آمالتان شده ست سیاه
شهدِ دیروزتان شده ست شرنگ
قهرمانان ورشکستهٔ دهر
با دهانِ گشاد و با دلِ تنگ
اینچنین شد فروغتان،تاریک
وینچنین شد حنایتان بی رنگ
علَفِ « انقلاب خلقی» تان
زیرِ پا سبز شد به شهرِ فرنگ
دل بر اوهامِ عالمِ هپَروت
غرقِ ماهید چون نگاهِ پلنگ
اینچنین تحفه ، کیست جز علاف؟
اینچنین مرد کیست جز الدنگ ؟
نی عجب گر چنین فُتادستید
زآسمان ، بر زمین به تیرِ خدَنگ
بسته بر تیر ، پَرّ ِ خود بینید
که به قتلِ شما نکرده درنگ
آنچه رفته ست برشمایان بود :
از شما گمرهانِ بی فرهنگ
بعد التحریر!
نخست قطعه اول و سپس دو قطعه بعدی در حاشیه آن سروده شد
شاید این گونه قطعه ها ادامه یابد زیرا هنوز خیلی مانده است تا خیلی ها متنبه شوند و دریابند که نه تنها برای کشور خود نقش مثبتی ایفا نکرده اند بلکه سد راه آزادی ایران بوده اند و بخش مهمی از فلاکت و نکبتی که ملت ایران طی 47 سال در آن دست و پا زده و کار به امروز کشیده که بمب های خارجی در حال ویران کردن و دشمن بدکار داخلی (شیعه گران خون آشام) همچنان در حال تهدید و تکثیر جنون و جنایت و مرگ اند
م. سحر
۱۱/۳/۲۰۲٦
















